جم نما
    • 🏠 صفحه اصلی
    • 🎭 سرگرمی ها
    • 🎧 موسیقی ها
    • 🔬 مقاله و تحقیق
    • 📰 عناوین اخبار
    • ✍️ انتقاد و پیشنهاد
    1. 🏠صفحه اصلی
    2. 🔬 تحقیق و مقاله
    3. تحقیق درباره زبان فارسی

    تحقیق درباره زبان فارسی

    تحقیق درباره زبان فارسی
    امتیاز دهید ★★★★★ رتبه 5 از 5

    تعداد نظرات

    0 دیدگاه

    تعداد لایک

    5 پسندیدن

    تاریخ انتشار

    سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۰

    بازدید

    198 نفر

    «فارسی» و «پارسی» به اینجا تغییر مسیر دارند. برای دیگر کاربردهای این دو، و را ببینید.
    فارسی
    پارسی، форсӣ
    فارسی نوشته شده به خط
    زبان بومی در
  • شمار گویشوران: ۷۸ میلیون (۲۰۱۷)
    کل: ۱۲۰ میلیون
  • فارسی
  • گونه‌های نخستین
  • فارسی
  • گونه‌های معیار
    گویش‌ها
  • ( و )
  • ( و )
  • وضعیت رسمی
    زبان رسمی در
  • (به عنوان فارسی)
  • (به عنوان )
  • (به عنوان )
  • (به عنوان )
  • (ایران)
  • (افغانستان)
  • (تاجیکستان)
  • کدهای زبان
    fa
    (B)
    (T)
    – کد همگانی
    کدهای اختصاصی:
    –
    –
    –
    –
    –
    –
    –
    –
    –
    –
    –

    مناطقی با بیشینه جمعیت فارسی‌زبان

    نقشه جهان فارسی‌زبان زبان رسمی زبان دوم و غیررسمی جوامع بزرگ فارسی‌زبان
    این نوشتار شامل نمادهای آوایی است. بدون پشتیبانی مناسب ، ممکن است را جای نویسه‌های ببینید.

    فارسی یا پارسی یک از زیرگروه شاخه است که بیشتر در کشورهای ، ، و گفتگو می‌شود. فارسی یک و ایران و تاجیکستان و افغانستان به‌شمار می‌رود. این زبان در ایران و افغانستان به ، که از ریشه گرفته، و در تاجیکستان و ازبکستان به ، که از آمده، نوشته می‌شود. زبان فارسی در افغانستان به‌طور رسمی دری (از ۱۳۴۳ خورشیدی) و در تاجیکستان تاجیکی (از دوره ) خوانده می‌شود.

    زبان فارسی از زبان کهن‌تر (یا پهلوی) آمده که آن نیز خود از سرچشمه گرفته‌است. این دو زبان برخاسته از ناحیهٔ باستانی ( امروزی در ) هستند. پارسی باستان زبان رسمی بود و نوادهٔ آن، پارسی میانه، به‌عنوان زبان رسمی و دینی درآمد که در این دوران در دیگر سرزمین‌های ایرانی گسترش بسیاری یافت؛ به گونه‌ای که در جایگزین زبان‌های و شد و بخش‌های بزرگی از و در و نیز فارسی‌زبان شدند. گویشی از پارسی میانه که با گذشت زمان فارسی دری نام گرفت، پس از به عنوان گویش معیار نوشتاری در پا گرفت و در سراسر ایران گسترده شد.

    فارسی در طول تاریخ زبان فرهنگی و امپراتوری‌های پرشماری در ، و بوده‌است. این زبان تأثیرات بزرگی را بر زبان‌های همسایه خویش، از جمله دیگر زبان‌های ایرانی، (به ویژه و )، ، و (به ویژه ) گذاشته‌است. فارسی بر نیز تأثیر گذاشته و از آن تأثیر پذیرفته‌است. این زبان حتی در میان کسانی که گویشور بومی آن نبوده‌اند، همانند ترکان عثمانی در یا در ، برای دورانی زبان رسمی دیوان‌سالاری بوده‌است.

    در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و اروپایی در ، زبان‌های ، فارسی، و به عنوان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به‌شمار می‌آید که باستانی و دارای ادبیات پرباری باشد و همچنین در واپسین هزاره زندگانی خود دچار دگرگونی‌های اندکی شده باشد. فارسی از نظر آثار ادبی و شمار و گوناگونی واژگان و همچنین یکی از غنی‌ترین و پرمایه‌ترین زبان‌های جهان است. از شناخته‌شده‌ترین آثار می‌توان ، آثار ، ، ، ، و و را نام برد.

    بر پایهٔ برآوردها، فارسی زبان ۷۰ میلیون تن در ایران، ۲۵ میلیون تن در افغانستان، ۹ میلیون تن در تاجیکستان و میان ۱۰ تا ۱۲ میلیون تن در ازبکستان است. فارسی همچنین در ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، و نیز دارای گویشور بومی است. با توجه به رسمی بودن فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان و تسلط گویشوران دیگر زبان‌ها بِدان به‌عنوان زبان دوم، روی‌هم‌رفته می‌توان شمار فارسی‌گویان جهان را بیش از ۱۲۰ میلیون تن برآورد کرد. فارسی همچنین است.

    محتویات

  • نام


    چهار نام پرکاربرد فارسی: فارسی، پارسی، دری و Тоҷикӣ (تاجیکی)

    زبان ، در درازای تاریخ و در پهنه‌های گوناگون جغرافیایی، نام‌های گوناگونی داشته و دارد. این زبان در ایران به نام «پارسی» و رسماً «فارسی»، در به نام فارسی و رسماً «» و در و نیز رسماً به نام «» (Тоҷикӣ) مشهور است. این زبان و دیگر کشورهای پیرامون نیز «عجمی» و همچنین فارسی نام دارد. در و نیز این زبان فارسی نامیده می‌شد.

    از نظر ، واژهٔ فارسی پارسی است که در نتیجه نبود حرف «پ» در دستگاه واجی بدین شکل درآمده است. واژه پارسی از واژه کهن‌تر پارسیگ ('''''''''''') در آمده که حاصل افزودن پسوند صفت‌ساز ـیگ به واژه «پارس» و به معنای «[زبان] منسوب به پارس» است. در نیز نام این زبان پارسَه ('''''''') یا آریَه ('''''') بود.

    در سایر زبان‌ها

    نام زبان فارسی در زبان‌های غربی از واژه (Persís) Περσίς آمده‌است. این واژه یونانی‌شده واژه پارسَه در است که در فارسی امروزی تلفظ می‌شود. در بیشتر و برخی از زبان‌های و (همانند : Персидский‎، : Persische‎, : Парсы‎) نام فارسی مستقیماً از واژه یونانی آمده‌است. در دیگر زبان‌ها (همانند : persiana‎, : Persian‎، : персијски) نام فارسی مشتقی از صفت Persiānus است که از اسم Persia مشتق می‌شود که به همان Περσίς یونانی بازمی‌گردد.

    در بیشتر زبان‌های و مشتقات واژه عربی‌شده فارسی که در آن پـ آغازین به فـ تبدیل شده، رایج است. در ، به‌ویژه در سده‌های نخستِ ، به زبان پارسی «لسان العجم» (زبان )، و به «عجمی» یا «عجمو» می‌گفتند. برای نمونه در تفسیر الضحاک آمده‌است منظور از «عجمی»، است.

    در بیشتر از فارسی و مشتقات آن برای اشاره به فارسی استفاده می‌شود؛ استثناهای مهم و هستند که به ترتیب از پاړسی و (Persaynag) Персайнаг استفاده می‌کنند. در به فارسی Պարսկերեն (pɑrskeren) گفته می‌شود که مستقیماً از ریشه گرفته و این زبان در نیز სპარსული (sp’arsuli) نامیده می‌شود. فارسی در פרסית (parsit)، در फ़ारसी (faarasee)، در 波斯语 (Bōsī yǔ)، در ペルシア (Perushia)، در Ba Tư، در 페르시아어 (peleusia-eo)، در เปอร์เซีย (Pexr̒seīy) و در نیز Parsi نام دارد.

    دسته‌بندی


    نمودار درختی

    فارسی از است که خود زیرگروه خانواده به‌شمار می‌رود. از نظر نزدیک‌ترین زبان به فارسی (یا گویشی از آن) به‌شمار می‌رود. پس از آن دیگر زبان‌های گروه جنوب غربی، یعنی ، ، و ، نزدیک‌ترین‌ها به فارسی هستند. میزان شباهت واژگانی گویش‌های زبان لری به فارسی در ۸۰٪ (با ۸۵٪)، ۷۶٪ و ۷۵٪ (با فارسی ۸۰٪) است. میزان این شباهت میان فارسی و نیز ۷۰٪ برآورد شده‌است.

    زبان‌های شمال غربی ایرانی شامل ، ، ، ، ، ، ، و می‌شوند. دیگر زیرگروه زبان‌های ایرانی، ، شامل زبان‌های ، و و زبان‌های مرده ، ، ، و می‌شوند. شمار زبان‌های ایرانی را ۸۵ عدد برآورد می‌کند که از این میان فارسی در ایران، افغانستان، تاجیکستان و داغستان (به عنوان تاتی)، پشتو در افغانستان و کردی در عراق از وضعیت رسمی برخوردار هستند. فارسی همچنین پرگویشورترین زبان ایرانی است و پس از آن پشتو، کردی و بلوچی قرار دارند.

    زبان‌های هندوایرانی علاوه بر زیرگروه ایرانی شامل خانواده‌های و می‌شوند که زبان‌های (-)، ، و از شناخته‌شده‌ترین و پرگویشورترین آن‌ها به‌شمار می‌روند. خانواده بزرگ زبان‌های هندواروپایی افزون بر زبان‌های هندوایرانی شامل خانواده زبان‌های ، ، ، و و زبان‌های ، و می‌شوند. بیشتر زبان‌های بومی و و از این خانواده هستند که شماری از آن‌ها، به ویژه ، ، و ، در نتیجه در سراسر و و بخش‌هایی از نیز گسترده شده‌اند. طبق برآورد اتنولوگ این خانواده دارای ۴۴۵ زبان زنده و ۳٫۲ میلیارد گویشور در سراسر جهان است.

    جدول زیر برخی از واژگان زبان‌های مختلف هندواروپایی را با فارسی مقایسه می‌کند:

    مقایسه واژگان
    pitar pidar pedar (پدر) bav pita jee patēr pater Vater father ojciec fa(de)r tėvas
    mātar mād(ar) mādar (مادر) dê maan mētēr mater Mutter mother matka mo(de)r motina
    brātar brād(ar) barādar (برادر) Brak bhaee saahab adelphos frater Bruder brother brat bro(de)r brolis
    doxt dukht(ar) dokhtar (دختر) keç betee thygatēr filia Tochter daughter córka dotter dukra
    nāman nām nām (نام) nav naam onoma nomen Name name imię namn vardas
    martiya mard mard (مرد) mêr pu roop anēr mortalis Mord man martwy mord mirtingas
    dadā-tanaiy dādan dādan (دادن) dayin dena didōmi dare geben give dać giva/ge duoti
    hischta-tanaiy awischtadan istādan (ایستادن) serpêsekinîn khada histēmi sistere stehen stand stać ställa sig stoti
    manā man man (من) min mujhe eme me mich me mnie mig mane
    panča panj panj (پنج) pênc paanch pente quinque fünf five pięć fem penki
    hafta haft haft (هفت) heft saat hepta septem sieben seven siedem sju septyni
    utā ud o (و) û tatha kai et und and i och ir
    rāsta rāst rāst (راست) rast sahee orthos rectus recht right prawy rätt dešinė
    yaug shog shokh (شوخ) henek mazaak skōmma iocus Jux joke żart skämt juokas

    پیشینه

    نوشتار اصلی:

    زبان‌های ایرانی معمولاً به سه دوره باستان، میانه و نوین تقسیم می‌شوند. این دوره‌ها با دوره‌های مطابقت دارند؛ بدین ترتیب که دوره باستان مربوط به زمان ، دوره میانه مربوط به زمان و دوره نوین مربوط به زمان ورود اسلام به ایران تا به امروز است. طبق اسناد موجود، زبان فارسی «تنها زبان ایرانی» است که میان سه دوره آن روابط زبانی نزدیکی برقرار است و به همین ترتیب پارسی باستان، میانه و نو همگی نمایانگر یک زبان هستند که همان فارسی است؛ به این معنی که فارسی نو نواده مستقیم پارسی میانه و باستان است؛ در حالی که ایجاد روابط نزدیک ژنتیکی میان دیگر زبان‌های میانه و نوین ایرانی دشوار است. برای نمونه زبان امروزی به همان گروه گویشی تعلق دارد، اما نواده مستقیم این زبان نیست. نیز ممکن است به و نوین نزدیک باشد؛ اما نیای مستقیم آن دو به‌شمار نمی‌رود. میان زبان نوین و کهن نیز همین رابطه بر قرار است.

    تاریخ شناخته‌شده زبان فارسی را می‌توان به سه دوره متمایز زیر تقسیم کرد:

    پارسی باستان

    نوشتار اصلی:
    یک کتیبه به در

    «پارسی باستان» در زمان گفتگو می‌شده‌است. کهن‌ترین متن نوشته‌شده به آن مربوط به است که به زمان (فرمانروایی در ۵۲۲–۴۸۶ پ. م) بازمی‌گردد. آثار نوشته شده به پارسی باستان در ، ()، ، ، ، و امروزی یافت شده‌اند. پارسی باستان یکی از کهن‌ترین زبان‌های هندواروپایی است که از آن آثار نوشتاری بر جای مانده‌است. خط پارسی باستان، بوده‌است و به نظر می‌رسد در زمان هخامنشی، چندان در میان توده‌ها رایج نبوده‌است و تنها خطی ادبی برای نوشتن بوده‌است. پارسی باستان از نظر دستوری پیچیده‌تر از نسل‌های بعدیِ «فارسی» بود.

    با توجه به فرضیات خاص تاریخی در مورد تاریخ اولیه و منشأ پارسیان باستان در (که هخامنشیان از آن جا برخواستند)، پارسی باستان در اصل توسط قبیله‌ای به نام پارسواش صحبت می‌شد که در هزاره نخست پیش از میلاد به ایران وارد شدند و در ناحیه‌ای که امروزه فارس خوانده می‌شود، سکنی گزیدند. زبان آن‌ها، پارسی باستان، به زبان رسمی شاهان هخامنشی تبدیل شد. نوشته‌های آشوری، که در واقع به نظر می‌رسد در بر گیرنده نخستین شواهد حضور ایرانیان باستان در فلات ایران باشند، گاه‌شناسی خوبی ارائه می‌دهند، اما فقط نشانگر جایگاه جغرافیایی تقریبی آنچه امروزه پارسی باستان می‌خوانیم، هستند. در نوشته‌های مربوط به سده نهم پیش از میلاد که در پیرامون یافت شده‌اند، برای نخستین بار از پارسواش (در کنار ماتای، احتمالاً مادها) یاد شده‌است. هویت دقیق پارسواش به‌طور قطعی مشخص نیست، اما از نظر زبان‌شناسی، این واژه با واژه پارسی باستان پارسه مطابقت دارد که آن نیز مستقیماً از واژه کهن‌تر *پارسوا می‌آید. همچنین از آنجا که پارسی باستان در بر گیرنده واژگانی از دیگر زبان منقرض‌شده ایرانی، ، است، به گفته ممکن است پارسی باستان پیش از پایه‌گذاری امپراتوری هخامنشی و در نیمه نخست هزاره نخست پیش از میلاد نیز صحبت می‌شده‌است.

    علاوه بر پارسی باستان، سه گویش دیگر شناخته‌شده‌اند: ، و . از دو زبانِ مادی و سکایی، که اولی در و منطقهٔ فرمانروایی و دومی در شمال، از مرزهای چین تا ، ازجمله میان اقوام و ساکنان رایج بوده، تنها واژگان و عبارت‌هایی در نوشته‌های دیگران برجای مانده‌است؛ اما از زبان‌های اوستایی و پارسی باستان مدارک بسیار در دست است. اوستایی زبان دینی است.

    پارسی میانه

    نوشتار اصلی:

    دارم اندرزی از دانایان
    Dārom andarz-ē az dānāgān
    از گفتهٔ پیشینیان
    Az guft-ī pēšēnīgān
    به شما بگزارم
    Ō šmāh bē wizārom
    به راستی اندر جهان
    Pad rāstīh andar gēhān
    اگر این از من پذیرید
    Agar ēn az man padīrēd
    بوَد سودِ دو جهان
    Bavēd sūd-ī dō gēhān

    , شعر به پارسی میانه و برگردان آن به فارسی نو

    «پارسی میانه» از سده سوم پیش از میلاد تا سده هفتم پس از میلاد در رایج بوده‌است. در دوره میانه ساده‌تر از دوره باستان ولی پیچیده‌تر از فارسی نو رایج در بوده‌است؛ برای نمونه ساختار مثنی و جنس دستوری که در پارسی باستان رایج بودند، در این زبان ناپدید شدند. زبان فارسی امروزی و پارسی میانه چه از دید واژگانی و چه از دید دستوری همانندی‌های بسیاری دارند. در واقع تحولی که از پارسی باستان تا پارسی میانه رخ داده‌است بسیار بزرگ‌تر از تحولی‌است که پارسی میانه را به فارسی نو تبدیل کرده‌است.

    اگرچه دوره میانه زبان‌های ایرانی به‌طور رسمی با سقوط امپراتوری هخامنشی آغاز می‌شود، دوره گذار پارسی باستان به میانه احتمالاً پیش از سده ۴ پیش از میلاد آغاز شده بود. با این حال، پارسی میانه در واقع تا ۶۰۰ سال بعد که در کتیبه‌های دوران ساسانی (۲۲۴–۶۵۱ میلادی) پدیدار می‌شود، در جایی ظاهر نشده‌است، بنابراین هر نوع زبانی مربوط به زمانی پیش از این تاریخ را با هیچ درجه اطمینانی نمی‌توان توصیف کرد. افزون بر این، پارسی میانه به عنوان یک زبان ادبی برای نخستین بار در سده ششم تا هفتم میلادی پدیدار می‌شود. از سده هشتم به بعد، روند تغییر تدریجی پارسی میانه به فارسی نو آغاز شد و گونه دوران میانه تنها در به حیات خود ادامه داد.


    سنگ‌نوشته پارسی میانه (۲۹۴ م)، ،

    پارسی میانه را گونه پسین پارسی باستان می‌دانند. نام بومی پارسی میانه پارسیگ یا پارسیک بود که از نام منطقه «پارس» آمده که همان پارسه پارسی باستان و فارسی نو است. پس از فروپاشی دولت ساسانی، پارسیک منحصراً به پارسی (میانه یا نو) که به نوشته شده بود، اطلاق می‌شد. از سده نهم به بعد، که پارسی میانه در آستانه تبدیل شدن به فارسی نوین بود، گونه کهن‌تر زبان به اشتباه نامیده شد که در واقع یکی از سامانه‌های نوشتاری بود که از آن برای نوشتن پارسی میانه و دیگر زبان‌های میانه ایرانی استفاده می‌شد. این سامانه نوشتاری را ساسانیان از اشکانیان آموخته بودند. در سده هشتم میان پهلوی و پارسی تمایز قائل می‌شد اما این تفکیک در گزارش‌های عربی پس از آن تاریخ مشهود نیست.

    فارسی نو را حاصل تحول پارسی میانه و باستان می‌داند اما همچنین بیان می‌کند که هیچ یک از گویش‌های شناخته‌شده پارسی میانه نیای مستقیم فارسی نو نیستند. در این زمینه بیان می‌کند: «زبان شاهنامه را باید یکی از مصادیق توسعه مداوم تاریخی پارسی میانه به فارسی نو دانست.»

    فارسی نو


    نوشتار اصلی:

    «فارسی نو» یا «فارسی نوین» واپسین گونهٔ زبان فارسی به‌شمار می‌رود. این گونه در سده‌های هشتم و نهم میلادی در زمان جایگزین فارسی میانه شد. فارسی نو به سه دوره آغازین، کلاسیک و امروزی بخش‌پذیر است. میان این دوره‌ها بر خلاف پارسی باستان و میانه، هیچ مرز زبان‌شناسانه مشخصی وجود ندارد و تعریف آن‌ها تلویحاً بر اساس گفته‌های است که اسناد فارسی سده سیزده میلادی به بعد را فاقد ویژگی‌های گویشی می‌داند و شکل‌گیری فارسی معیار همگن را کمابیش به این دوره منتسب می‌کند.

    فارسی نو آغازین

    با زوال عباسیان، زندگی ملی ایرانیان دوباره برقرار شد و ایرانیان پایه‌های نوزایی را در زبان خود بنا نهادند. فارسی نو به عنوان یک زبان مستقل برای نخستین بار در از طریق اقتباس از گونه گفتاری پارسی میانه دربار ساسانی به نام پارسی دری پدیدار شد. گهواره نوزایی ادبی فارسی در شرق در و (افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان امروزی) بود. بنابراین واژگان فارسی نو به شدت از ، به ویژه ، تأثیر پذیرفت.

    چیرگی فارسی نو در زمان فرمانروایی سه دودمان ایرانی‌تبار (۸۲۰–۸۷۲)، (۸۶۰–۹۰۳) و (۸۷۴–۹۹۹) رخ داد. گفته می‌شود که نخستین آوازه‌خوانی بود که به زبان فارسی نو آواز خواند و پس از او اشعار از معروف‌ترین اشعار در میان فارسی‌زبانان بوده‌است. فارسی نو آغازین برای گویشوران فارسی امروزی تا حد زیادی قابل درک است، زیرا نحو و تا حدودی واژگانش تاکنون نسبتاً پایدار مانده‌اند.

    پس از پیروزی اعراب در ایران، فارسی گفتاری همچنان به سوی خاور پیش رفت و به وسیلهٔ سپاهیان و بازرگانان به فرارود و افغانستان کنونی رسید. برای فاتحان عرب، فارسی، بسیار بیشتر از عربی، زبان تبلیغ و نشر اسلام در میان مردم این نواحی بود. از همین‌رو سرانجام فارسی جانشین زبان‌های محلّی از جمله سغدی و دیگر گویش‌ها شد؛ و در همین مناطق، در مرزهای خاوری ایران، بود که فارسی‌زبان ادبی این جوامع گردید.

    نخستین شعرها به زبان فارسی نو در افغانستان امروزی پدیدار شدند. نخستین شاعر بزرگ فارسی‌زبان بود. او در قرن دهم میلادی در زمان اوج قدرت سامانیان شکوفا شد. اگرچه شعر کمی از او حفظ شده‌است، هنوز به عنوان یک شاعر درباری، نوازنده و خواننده برجسته مشهور است. از جمله آثار گمشده او حکایت‌های تبدیل به نظم‌شده است.

    گسترش جغرافیایی فارسی از سده یازدهم به بعد آغاز شد و از آن زمان به عنوان واسطهٔ آشنایی ترکان آسیای میانه با اسلام و فرهنگ شهرنشینی درآمد. فارسی نو به‌طور گسترده‌ای به عنوان یک فرامنطقه‌ای مورد استفاده قرار گرفت که به دلیل ساختار ریخت‌شناختی نسبتاً ساده آن بسیار مناسب این کار بود و این وضعیت حداقل تا قرن نوزدهم ادامه داشت. در اواخر قرون وسطی، زبان‌های ادبی اسلامی جدیدی بر اساس الگوی فارسی ایجاد شدند که از آن‌ها می‌توان ، ، و را نام برد که به عنوان «زبان‌های دختر ساختاری» فارسی در نظر گرفته می‌شوند.

    فارسی کلاسیک


    ، یک اثر تأثیرگذار در ادبیات فارسی نوشتار(های) وابسته:

    «فارسی کلاسیک» آزادانه به زبان معیار ایران در قرون وسطی اشاره دارد که در و به کار گرفته می‌شد. این زبان، زبان سده‌های ۱۰ تا ۱۲ است که به عنوان زبان ادبی و در زمان فرمانروایی دودمان‌های «» ترک و مغول در سده‌های ۱۲ تا ۱۵ و دودمان‌های ایرانی از سده ۱۶ تا ۱۹ استفاده می‌شد.

    گرچه فارسی در این دوره از نظر معیارسازی به پیشرفت‌هایی دست یافت، هنوز هم یک زبان واحد معیار به شمار نمی‌رفت. فارسی این دوره را می‌توان دارای چند گویش معیار موقت یا «سبک» که توسط نویسندگان کلاسیکی همچون فردوسی، سعدی و حافظ تنظیم شده بود، دانست. در فارسی را دارای سه سبک اصلی ، شیوهٔ شاعران و مربوط به سدهٔ چهارم تا میانه‌های سدهٔ ششم هجری، ، شیوهٔ شاعران و مربوط به اواخر سدهٔ ششم تا سده نهم هجری، و ، شیوهٔ شاعران از سدهٔ نهم هجری به بعد، می‌دانند. نیز به سبک دوره قاجار به بعد (اواخر سدهٔ دوازدهم) فارسی اشاره دارد که شاعران سبک هندی را کنار گذاشته و دوباره به سبک‌های کهن‌تر، به ویژه عراقی، رو آوردند.

    فارسی در این دوره به زبان میانجی و بیشتر تبدیل شد. این زبان همچنین زبان رسمی و فرهنگی دودمان‌های اسلامی، از جمله سامانیان، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، عثمانیان و بیشتر نوادگان مغولان هند همچون بود. فارسی تنها زبان هندواروپایی بود که در دربار و در سفرش در چین آن را می‌دانست و از آن استفاده می‌کرد.

    استفاده در هند
    شعرهای فارسی در تخت شاه جهان، ، هند نوشتار‌های اصلی: ، و نوشتار(های) وابسته:

    زبان فارسی بر شکل‌گیری زبان‌های بسیاری در غرب آسیا، اروپا، و تأثیر گذاشته‌است. در پی فتح به دست ، فارسی برای نخستین بار در این منطقه معرفی شد. به‌طور کلی از همان روزهای نخستین دودمان‌های ترک ایرانی‌شدهٔ آسیای میانه و افغان‌ها عامل ورود فارسی به شبه‌قاره بودند. از زمان سلطان محمود تا پنج سده بعد و ، فارسی به گستردگی به عنوان زبان دوم در استفاده می‌شد. این زبان به عنوان زبان فرهنگی و آموزشی در چندین دربار اسلامی در شبه‌قاره برجسته شد و در زمان به عنوان تنها «زبان رسمی» تبدیل شد.

    شاهد هجوم دانشمندان، وکیلان، آموزگاران و روحانیان فارسی‌زبان بود. در این زمان هزاران کتاب و نسخه خطی فارسی در بنگال منتشر شد. زمان فرمانروایی سلطان به عنوان «عصر طلایی ادبیات فارسی در بنگال» توصیف می‌شود. بزرگی این دوره با نامه‌نگاری و همکاری شخص سلطان با مشخص می‌شود که در در نیز بر جای مانده‌است. یک گویش یه نام (به معنای دوزبانه) بر اساس الگوی فارسی در میان مسلمانان بنگال پدیدار شد. دوبهاشی مورد پشتیبانی که صرف نظر از دین، زبان نخست و پرکاربردترین زبان ادبی آن‌ها فارسی بود، قرار گرفت و به رسمیت رسید.

    در پی شکست ، فارسی کلاسیک به عنوان زبان درباری منطقه در سده دهم در زمان فرمانروایی در مرز شمال‌غربی درآمد. با به‌کارگیری فارسی توسط ، این زبان در سده‌های بعد در منطقه برتری یافت. فارسی تا سده نوزدهم نقش زبان درباری امپراتوری‌های بسیاری را در پنجاب ایفا می‌کرد که واپسین آن‌ها بود که در سال ۱۸۴۹ توسط انگلیسی‌ها فتح شد.

    از سال ۱۸۴۳ در شبه‌قاره و به مرور جایگزی فارسی شدند. شواهد تأثیر تاریخی فارسی در آنجا را می‌توان در میزان تأثیر آن بر زبان‌های شبه‌قاره هند دید. وام‌واژگان فارسی هنوز هم در برخی از ، به ویژه (یا همان )، ، و ، یافت می‌شوند. جمعیت کوچکی از زرتشیان ایرانی نیز در هند وجود دارند که نامیده می‌شوند و در سده نوزدهم برای فرار از اعدام‌های مذهبی در بدان جا پناه برده‌اند. آن‌ها نیز به گویشی از فارسی سخن می‌گویند.

    استفاده در عثمانی
    نوشته‌های فارسی در یک نوشتار اصلی:

    ، که شاخه‌ای از سلوجوقیان بودند، زبان فارسی و هنر ایرانی را به آناتولی بردند. آن‌ها فارسی را به عنوان امپراتوری خویش برگزیدند. ، که تقریباً می‌توان آنان را جانشینان نهایی سلوجوقیان خواند، این سنت را ادامه دادند؛ فارسی زبان رسمی دربار و برای مدتی زبان رسمی امپراتوری بود. طبقه تحصیل‌کرده و اشراف امپراتوری عثمانی، از جمله با وجود اینکه مخالف سرسخت ایران صفوی و بود، همگی به فارسی صحبت می‌کردند و فارسی یک زبان ادبی پرکاربرد در امپراتوری به‌شمار می‌رفت. از آثار نخستین فارسی در عثمانی می‌توان به هشت بهشت که در سال ۱۵۰۲ میلادی نوشته شد و دوره حکومت هشت فرمانروای نخست عثمانی را در بر می‌گرفت و همچنین سلیم‌نامه در تجلیل سلیم یکم، اشاره کرد. با گذشت چند سده، (که خود بسیار فارسی‌شده بود) به سمت زبان ادبی کاملاً پذیرفته‌شده‌ای که قادر بود نیازهای علمی را برآورده کند، توسعه یافت. گرچه شمار وام‌واژگان فارسی و عربی آن گاه تا ۸۸٪ هم می‌رسید. در امپراتوری عثمانی، زبان فارسی برای دیپلماسی، شعر، تاریخ‌نگاری و ادبیات مورد استفاده قرار می‌گرفت و در مدارس دولتی نیز آموزش داده می‌شد.

    استفاده در چین
    نامهٔ گویوک خان به پاپ اعظم، نگاشته‌شده به زبان فارسی نوشتار اصلی:

    فارسی از گذشته‌های دور، به ویژه از دوره تا آغاز سده بیستم، در از نقش مهمی برخوردار بوده‌است. تعامل ایران و چین از دوره تداوم داشته‌است و در هنگام ایجاد این روابط به اوج رسید و پس از پیدایش این روابط توسعه پیدا کرد. آثار فارسی فراوانی همانند نوشته در چین نوشته شده‌اند. با ایجاد دودمان مغولی ، بسیاری از مسلمانان و به چین مهاجرت کردند که ایرانی‌ها و فارسی‌زبان‌ها بخش قابل توجهی از آن‌ها بودند و به این ترتیب در این دوره فارسی به یکی از سه زبان رسمی و زبان اول مسلمانان چین تبدیل شد.

    نامه ، خاقان چین، به به فارسی بوده‌است. ورود به توسط زبان فارسی بوده و هنوز واژگان ، و جملات رسمی در به زبان فارسی بیان می‌گردد. همچنین بسیاری از اصطلاحات اسلامی که در به استفاده می‌شود، در چین به زبان فارسی بیان می‌گردد. در سنتی در ، و زبان اصلی آموزش زبان فارسی بود و گسترش و کاربرد زبان فارسی در بین مسلمانان و غیر مسلمانان چینی مورد تحقیق بسیاری از محققان چینی قرار گرفته‌است.

    فارسی امروزی


    صفحهٔ اول شماره یکم روزنامه ، نخستین روزنامه فارسی‌زبان آسیای میانه

    عده‌ای بر این باورند که ادبیات فارسی از دورهٔ مشروطیت به بعد با ادبیات فارسی دورهٔ قاجار و صفویه و پیش آن متفاوت است و به‌ویژه با تأسیس (در سال ۱۳۱۳ ه‍.خ) و شروع نهضت ترجمه در ایران، یک دورهٔ نوین در زبان فارسی به‌وجود آمده‌است که گرایش عملی‌تری به برگشت و به پاکی و خالص‌سازی زبان فارسی از عبارات و اصطلاحات پیچیدهٔ عربی دارد.

    در فرهنگستان نخست زبان فارسی برای حدود ۲ هزار واژهٔ بیگانه معادل‌یابی انجام شد. فرهنگستان دوم که در سال ۱۳۴۷ تأسیس شد، تا ۱۳۵۱ خورشیدی در مجموع ۶٬۶۶۵ واژهٔ نو در برابر واژه‌های بیگانه پیشنهاد کرد. فرهنگستان سوم در سال ۱۳۶۸ تأسیس شد که فعالیت آن تاکنون ادامه داشته و تا مرداد ۱۳۹۸ برای ۴۵ هزار واژهٔ بیگانه معادل‌یابی کرده‌است. در سال ۱۳۹۸ شمار واژگان معادل‌یابی‌شدهٔ مصوب فرهنگستان را بیش از ۶۰ هزار اعلام کرد.

    طی سده‌های اخیر، زبان فارسی در نیمهٔ شرقی قلمرو خود با تنگنا و دشواری روبه‌رو شد، ولی در نیمهٔ غربیِ قلمرو خود (کشور ایران) رو به شکوفایی نهاد. انگلیسی‌ها، با استعمار ، فارسی از آن سرزمین زدودند و آن را با جایگزین کردند. در پی تسخیر مناطق گسترده‌ای از سرزمین‌های فارسی‌زبان ازسوی در نیز، سه کانون بزرگ زبان فارسی و تمدن ایرانی در منطقه، یعنی ، و رو به زوال نهادند و تحت روند شدید فارسی‌زدایی و ایرانی‌زدایی روس‌ها قرار داده شدند.

    بااین‌حال، زبان فارسی هم‌چنان در زبان اکثریت و زبان رسمی است و در ، ساکنان شهرهای بخارا و سمرقند هم‌چنان فارسی‌زبانند و فارسی هنوز در و مناطق شرقِ رواج دارد. در افغانستان نیز سیاست‌های شاهانِ با گرایش فارسی‌زدایی باعث تنزل و و به‌عنوان مراکز تمدن فارسی در افغانستان در اواخر سدهٔ بیستم شد، اما فارسی هم‌چنان اصلی در آن کشور است. این روندها در حالی بود که در ایران، زبان فارسی راه پیشرفت و توانمندی را پیمود و مرکز ثقل تولیدات فرهنگی، اعم از کتاب، ترجمه، فیلم و موسیقی به زبان فارسی بیشتر در ایران قرار گرفت.

    گستره جغرافیایی


    نقشه پراکندگی فارسی‌زبانان
    راهنما زبان رسمی بیش از ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر گویشور بین ۵۰۰٬۰۰۰–۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر گویشور بین ۱۰۰٬۰۰۰–۵۰۰٬۰۰۰ نفر گویشور بین ۲۵٬۰۰۰–۱۰۰٬۰۰۰ نفر گویشور کمتر از ۲۵٬۰۰۰ نفر گویشور/ بدون گویشور

    پراکندگی گویشوران فارسی در جهان

    (۵۶٪) (۲۰٪) (۸٪) (۷٪) سایر آسیا (۵٪) اروپا و آمریکا (۳٪) سایر (۱٪) نوشتار اصلی:

    فارسی دارای بیش از ۷۸ میلیون گویشور در سراسر جهان است که این تعداد با در نظر گرفتن گویشوران در کل به ۱۲۰ میلیون نفر می‌رسد. در چند دهه کنونی فارسی‌زبان بسیاری به کشورهای مختلفی در سراسر جهان مهاجرت کرده و زبان فارسی را در این کشورها گسترانده‌اند. فارسی در ۲۹ کشور در جهان گفتگو می‌شود و از این نظر در رتبه ششم جهان قرار دارد.

    آسیا

    فارسی زبان اکثریت قریب به اتفاق مردم کشورهای ، و در است. شمار فارسی‌زبانان نیز طبق آمار رسمی کشور بیش از ۱٫۵ میلیون نفر (۴٬۸٪) اعلام شده‌است، اما آمارهای مستقل شمار آنان را تا ۱۰ میلیون نفر (۳۰٪) برآورد کرده‌اند. جوامع بومی فارس‌زبان در کشورهای ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، و نیز یافت می‌شوند.

    فارسی به واسطه افزایش مهاجرت‌ها در قرن اخیر به کشورهای دیگر نیز راه یافته‌است. جوامع مهاجر فارسی‌زبان بیشتر در ، ، ، ، ، ، ، ، و یافت می‌شوند. بزرگ‌ترین جوامع غیربومی فارسی‌زبان در آسیا در ترکیه و امارات هر یک با ۸۰۰ هزار، عراق با ۵۰۰ هزار، قطر با حدود ۲۸۰ هزار، و عربستان با ۲۴۰ هزار گویشور ساکن هستند.

    فارسی در مدارس کشورهای ، ، ، ، و به عنوان زبان دوم خارجی آموزش داده می‌شود.

    ایران
    پراکنش مردم فارسی‌زبان در استان‌های ایران در سال ۱۳۹۱

    ایران بزرگ‌ترین جهان است. جمعیت فارسی‌زبانان ایران در سال ۲۰۱۹ را ۷۰٬۴۰۰٬۰۰۰ نفر می‌داند که ۵۲٬۵۰۰٬۰۰۰ نفر از آن ها گویشور بومی این زبان هستند. بر پایهٔ نتایج سرشماری سال ۱۳۷۵ دربارهٔ ترکیب و چیدمان قومی و تباری مردم ایران، جمعیت و آمار فارسی‌زبان‌ها نزدیک ۷۳ تا ۷۵ درصد جمعیت ایران است. این آمار نشان می‌دهد که ۸۲ تا ۸۳ درصد مردم به «فارسی» سخن می‌گویند و ۸۶ درصد از آن‌ها تنها فارسی را می‌دانند.

    طی پژوهشی که به سفارش در سال ۱۳۹۱ انجام شد، فارسی‌زبانان بیشینه جمعیت را در ۱۳ استان ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، و می‌سازند و در ۷ استان ، ، ، ، ، و نیز اقلیت قابل توجهی به‌شمار می‌روند.

    بزرگ‌ترین شهر فارسی‌زبان جهان است و ۹۸ درصد تهرانی‌ها به زبان فارسی تسلط دارند. از ۱۰ شهر بزرگ و پرجمعیت فارسی‌زبان جهان، ۸ شهر تهران، ، ، ، ، ، و در ایران قرار دارند و تنها شهرهای و در خارج از این کشور واقع شده‌اند.

    افغانستان
    با جمعیت بیشینه فارسی‌زبان در افغانستان

    فارسی رایج‌ترین زبان در افغانستان و بیش از ۱۶ میلیون نفر (۴۸–۵۲٪) از مردم این کشور است. به دلیل اینکه فارسی افغانستان نیز به‌شمار می‌رود، در کل بیش از ۲۵ میلیون نفر یا ۸۰٪ از باشندگان این کشور بدان تسلط دارند. ، و گویشوران بومی فارسی در افغانستان هستند.

    بیشتر فارسی‌زبانان افغانستان در شمال، شرق، غرب و مرکز کشور زندگی می‌کنند. فارسی زبان بیشینه مردم ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، و به‌شمار می‌رود. اقلیت‌های بزرگ فارسی‌زبان نیز در ولایت‌های ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، و این کشور یافت می‌شوند.

    فارسی در کنار یکی از دو افغانستان است. در سال ۱۳۴۳ خورشیدی برای ایجاد هویت ملی مستقل از ، نام زبان «فارسی» در قانون اساسی افغانستان به «دری» تغییر یافت. با این وجود بیشتر فارسی‌زبانان این کشور هنوز هم نام زبان خویش را فارسی خوانده و به‌کارگیری نام دری را حاصل تلاش برای دور کردن آن‌ها از جهان فارسی‌زبان می‌دانند.

    تاجیکستان

    فارسی زبان ملی و رسمی تاجیکستان است که به نوشته می‌شود. فارسی زبان مادری نزدیک به ۷٫۵ میلیون نفر یا ۸۴٫۳٪ از شهروندان این کشور است. شهرهای بزرگ تاجیکستان شامل (پایتخت)، ، ، ، ، و همگی فارسی‌زبانند.

    فارسی در تاجیکستان تا دههٔ ۱۹۲۰ میلادی همانند سایر کشورهای فارسی‌زبان به نوشته می‌شد. پس از رخداد در تاجیکستان گونه‌ای از الفبای لاتین برای نوشتن فارسی معرفی شد که در آوریل ۱۹۲۸، رسماً جای خط فارسی را گرفت. الفبای سیریلیک تاجیکی نیز در اواخر دههٔ ۱۹۳۰ میلادی در رواج یافت و جایگزین الفبای پیشین لاتین شد. پس از سال ۱۹۳۹ میلادی، انتشار آثار به خط فارسی ممنوع اعلام شد.

    در سال ۱۹۸۹ میلادی، با رشد ملی‌گرایی در میان ، قانونی تصویب شد که طبق آن «فارسی تاجیکی» به‌عنوان تاجیکستان اعلام شد. قانون یادشده افزون بر این، تاجیکی را برابر با فارسی در نظر گرفت و خواستار بازگشت دوباره به الفبای فارسی شد. در سال ۱۹۹۹ میلادی، واژهٔ «فارسی» از عنوان رسمی زبان کشور تاجیکستان حذف شد و زبان رسمی این کشور «تاجیکی» نام گرفت.

    ازبکستان
    مناطق فارسی‌زبان ازبکستان

    بر پایه آمار رسمی ازبکستان تاجیک‌ها ۵٪ از جمعیت کل این کشور را شامل می‌شوند. اما آمارهای غیررسمی شمار تاجیکان این کشور را میان ۱۰ تا ۱۲ میلیون نفر یا ۳۰ تا ۴۰ درصد از جمعیت کل کشور برآورد می‌کند. فارسی‌زبانان در تاجیکستان بیشتر در دو شهر و و ولایت سکونت دارند؛ هرچند در دیگر مناطق ولایت‌های و و همچنین ولایت‌های ، ، و نیز به‌طور پراکنده یافت می‌شوند. در برآوردی در سال ۱۹۹۶ زبان ۷۰٪ از اهالی سمرقند و ۹۰٪ از اهالی بخارا را فارسی اعلام کرده‌است.

    افزون بر سمرقند و بخارا، گروه‌های بزرگ فارسی‌زبان در ، ، و در ، همچنین ، و در و افزون بر آن ، ، ، ، و دره‌های رودهای و می‌زیند.

    پاکستان

    امروزه در کنار ازبکستان، یکی از بزرگ‌ترین جوامع اقلیت فارسی‌زبان دنیا را در خود جای داده‌است. شمار فارسی‌زبانان این کشور میان یک تا دو میلیون نفر برآورد می‌شود. این فارسی‌زبانان، بیشتر پاکستانی‌های بومی فارسی‌زبان هستند، نه مهاجران فارسی‌زبان. در پی نیز گروه‌هایی از پناهندگان افغانستانی نیز به پاکستان مهاجرت کرده که برخی از آن‌ها فارسی‌زبانند. تا زمان رژیم نظامی ژنرال در پاکستان، زبان فارسی در تمامی مدارس دولتی این کشور، تا کلاس هشتم تدریس می‌شد اما آموزش رسمی زبان فارسی در زمان حکومت او در مدارس پاکستان کنار گذاشته شد.

    امروزه بیشتر فارسی‌زبانان بومی پاکستان در ، ، و می‌زیند. در پاکستان همچنین جامعه‌ای از بومی وجود دارد که بیشتر در و به ویژه کویته ساکنند. جمعیت هزاره‌ها در سرشماری ۱۹۹۸ پاکستان برابر با ۱۵۰٬۰۰۰ اعلام شد.

    کشورهای عربی پیرامون خلیج فارس

    فارسی از دیرباز در به عنوان یک زبان اقلیت رایج بوده‌است. در بر گیرنده بزرگ‌ترین اقلیت فارسی‌زبان (از نطر نسبت) این کشورهاست و میان ۱۴۴ تا ۲۲۰ هزار نفر (۱۴٪) از جمعیت این کشور فارسی‌زبان بومی هستند. فارسی‌زبانان پس از عرب‌ها دومین گروه قومی بزرگ بحرین هستند. افزون بر این، نام بسیاری از شهرها و مناطق بحرین، از جمله ، دارای ریشه فارسی است.

    فارسی در از گذشته‌های دور حضور داشته و شمار فارسی‌زبانان این کشور در سال ۲۰۱۴ بیش از ۴۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است. نیز دارای ۳۰۳ هزار (۲۰۱۶)، ۲۵۷ هزار (۲۰۱۶) و ۶۴ هزار (۲۰۱۷) فارسی‌زبان است. فارسی در نیز از ابتدای تأسیس آن به خصوص در ناحیه شهر دارای گویشور بوده‌است.

    اروپا


    پراکندگی فارسی تاتی در قفقاز زبان بیشینه زبان اقلیت

    زبان فارسی در اروپا به صورت بومی فقط در و توسط گفتگو می‌شود که در و (جنوب ) سکونت دارند. فارسی‌زبانان قفقاز در سال ۱۹۰۱ بیش از ۱۳۵٬۰۰۰ نفر جمعیت داشته‌اند. امروزه با وجود چندین برابر شدن جمعیت منطقه قفقاز، گویش فارسی تاتی تنها ۲۳٬۰۰۰ گویشور دارد. این زبان در آذربایجان به نفع به شدت در حال عقب‌نشینی است و از سوی در فهرست زبان‌های در خطر جای گرفته‌است. این گویش از فارسی در جمهوری خودمختار داغستان فدراسیون روسیه از وضعیت رسمی برخوردار است و در مدارس ابتدایی آموزش داده می‌شود.

    جوامع مهاجر فارسی‌زبان در سرتاسر اروپا پراکنده‌اند اما بیشتر آن‌ها در روسیه (حدود ۱ میلیون؛ عمدتاً تاجیک)، (۱۲۵ هزار)، (حدود ۹۰ هزار)، (۷۰ هزار)، (۶۵ هزار)، و (حدود ۳۰ هزار) می‌زیند.

    زبان فارسی در مدارس کشورهای ، و به عنوان زبان دوم خارجی آموزش داده می‌شود.

    آمریکای شمالی


    یک فروشگاه در ، یکی از محله‌های بزرگ ایرانی‌نشین

    فارسی‌زبانان در آمریکای شمالی بیشتر در و متمرکز هستند.

    شمار فارسی‌زبانان آمریکا طبق نظرسنجی در سال ۲۰۱۷ برابر با ۴۲۰ هزار نفر اعلام شده‌است. آمارهای غیررسمی شمار ایرانیان را تا دو میلیون نفر نیز برآورد کرده‌اند که بخش اعظم آن‌ها فارسی‌زبانند. در بر گیرنده بزرگ‌ترین جامعه فارسی‌زبان در خارج از آسیا است. در سال ۲۰۱۰، ۰٫۵۲٪ از جمعیت کالیفرنیا زبان خود را فارسی معرفی کردند و فارسی ششمین زبان پرگویشور این ایالت به‌شمار می‌رفت. بیشتر فارسی‌زبانان کالیفرنیا در ، به ویژه منطقه که به معروف است، می‌زیند. بیش از ۲۰۰ هزار افغانستانی در آمریکا حضور دارند که ۶۵٪ از آن‌ها تاجیک هستند.

    در سرشماری ۲۰۱۶ کانادا، شمار فارسی‌زبانان این کشور ۲۵۲٬۳۲۰ نفر اعلام شد. بیشتر فارسی‌زبانان در ، ، ، و ساکنند. تورنتو با داشتن حدود ۱۲۰ هزار فارسی‌زبان، در بر گیرنده بزرگ‌ترین جامعه فارسی‌زبان کاناداست.

    اقیانوسیه

    تقریباً همه فارسی‌زبانان اقیانوسیه در دو کشور و ساکنند. فارسی‌زبانان در سال ۲۰۱۶ بیش از ۱۱۰ هزار نفر از جمعیت استرالیا را می‌ساختند. بیشینه فارسی‌زبانان در ایالت‌های ، و این کشور حضور دارند. فارسی‌زبانان نیوزیلند در سرشماری سال ۲۰۱۸ دارای بیش از ۷٬۰۰۰ جمعیت بودند که بیشتر در و پیرامون آن متمرکز بودند.

    سایر نقاط جهان

    فارسی در و دارای ۱۰۰ هزار و در سراسر قاره دارای حدود ۲۵ هزار گویشور است.

    واج‌شناسی

    نوشتار اصلی:

    فارسی ایران دارای شش واکه و بیست و سه همخوان است. در فارسی هر واژه یا با همخوان آغاز می‌شود و هیچ واژه‌ای با واکه آغاز نمی‌شود. واژگانی چون آب، ابر، اردک، او، ایران و اثبات همگی با صدای همزه (ء) آغاز می‌شوند. فارسی معیار از یکی از سه الگوی زیر پیروی می‌کنند:

  • همخوان + واکه: ما، سه
  • همخوان + واکه + همخوان: در، کاش
  • همخوان + واکه + همخوان + همخوان: درد، دست
  • واکه‌ها


    واکه‌ها در لهجه تهرانی زبان فارسی.

    فارسی نو در آغاز دارای ۸ واکه، ۵ واکه بلند ī، ū، ā، ō و ē و سه واکه کوتاه a, i و u بود. این واکه‌ها به مرور در ایران و تاجیکستان تغییر پیدا کردند. در زمانی پیش از سده ۱۶ در ایران ē در ī و ō در ō ادغام شدند؛ بنابراین تفاوت تلفظی میان شیر (shēr، جانور) و شیر (shīr، نوشیدنی) یا زود (zūd) و زور (zōr) در این گویش‌ها از بین رفت؛ گرچه هنوز هم در این مورد استثناهایی وجود دارد و در برخی از واژگان ē و ō ادغام نشده و به صورت حضور دارند؛ برای نمونه واژه روشن.

    بر خلاف فارسی ایرانی، در فارسی افغانستان هنوز میان تلفظ ē و ī (که گاه به ترتیب یای مجهول و یای معروف نامیده می‌شوند) و همچنین ō و ū (به ترتیب واو مجهول و واو معروف) تمایز وجود دارد. از سویی دیگر، در تاجیکی معیار نیز تمایز در کشیدگی به گونه‌ای دیگر از میان رفته و ī در i و ū در u ادغام شده‌است. بنابراین امروزه گویش‌های فارسی افغانستانی از نظر واکه‌ها نزدیک‌ترین گویش‌ها به فارسی نو آغازین هستند. تمایز طول هنوز هم توسط برخی از خوانندگان دقیق شعر به سبک کلاسیک، به ویژه تاجیک‌ها، کاملاً رعایت می‌شود. جدول زیر تفاوت‌های واکه‌ای میان گویش‌های اصلی فارسی را نشان می‌دهد:

    فارسی نخستین افغانستانی تاجیکستانی ایرانی نمونه سیریلیک
    a a a æ شب шаб
    aː ɒː ɔ ɒː باد бод
    i e ɪ e دل дил
    iː iː iː شیر шир
    eː e̞ː e̞ شیر шер
    u o ʊ o گل гул
    uː uː uː نور нур
    oː o̞ː ɵ روز рӯз
    /aj/ /aj/ /aj/ /ej/ کی кай
    /aw/ /aw/ /av/ /ow/ نو нав

    همخوان‌ها

    فارسی در کل دارای ۲۵ همخوان و لهجه تهرانی آن دارای ۲۳ همخوان است. همخوان‌های لهجه تهرانی فارسی عبارتند از:

    همخوان‌های لهجه تهرانی
    م m ن n



    ب b د d

    گ g ق q
    پ p ت t

    ک k
    ء ʔ


    ج d͡ʒ




    چ t͡ʃ


    و v ز z ژ ʒ


    ف f س s ش ʃ
    خ x
    ه h

    ر r




    ل l
    ی j

  • واج /و/ در گویش‌های غربی (ایران) و فرارودی (تاجیکستان و ازبکستان) با تلفظ /v/ و در گویش‌های شرقی (افغانستان) به صورت سنتی یعنی /w/ ادا می‌شود.
  • در فارسی معیار ایران و همچنین گویش‌های شمالی و غربی ایران، دو همخوان ɣ (غ) و q (ق) با یکدیگر ادغام شده‌اند و گویشوران آن‌ها در تلفظ آن‌ها تفاوتی قائل نمی‌شوند. در گویش‌های جنوبی و شرقی فارسی ایران و همچنین افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان، این دو همخوان هنوز متمایز هستند.
  • در برخی از گویش‌های ایران واج ʒ (ژ) در d͡ʒ (ج) ادغام شده‌است.
  • دستور زبان

    نوشتار اصلی:

    فارسی با دستور زبان‌های دیگر همانندی‌های بسیاری دارد. این زبان در دوره بسیاری از ویژگی‌های دستوری پیچیده خود را، از جمله ، از دست داد و امروزه از اندک زبان‌های هندواروپایی بدون ساختار جنسی به‌شمار می‌رود.

    اسم

    نوشتار اصلی:

    اسم‌ها و ضمیرهای فارسی دارای جنس دستوری نیستند؛ گرچه در مواردی جنسیت معمولاً با تغییر کلمه متمایز می‌شود همانند مرغ و خروس. همه اسم‌ها در فارسی با پسوند -ها جمع می‌شوند که پس از اسم می‌آیند و شکل آن را تغییر نمی‌دهند. شکل‌های جمع پس از اعداد یا صفت‌های زیاد یا بسیاری پدیدار نمی‌شوند. -ها زمانی استفاده می‌شود که اسم معرفه باشد و پیش از آن عدد نباشد. در زبان ادبی، برای جمع اسم‌های جاندار از -ان (یا -گان، -یان و -وان) نیز استفاده می‌شود، ولی -ها در زبان گفتاری رایج‌تر است. اسم‌هایی که از عربی وام گرفته شده‌اند، معمولاً دارای یک شکل ویژه جمع هستند و با -ات یا به صورت مکسر می‌آیند؛ مثلاً کتاب/کتب. اسم‌های عربی نیز می‌توانند نشانه‌های جمع فارسی را بپذیرند. پرکاربردترین شکل جمع بستگی به خود واژه دارد.

    ضمیر

    واژه‌ای است که جانشین اسم می‌شود. ضمایر فارسی دارای شش شخص هستند و به دو دسته گسسته و پیوسته تقسیم می‌شوند. فارسی یک زبان است و در آن جملات بدون نهاد هم‌معنی دارند و بنابراین استفاده از ضمیرهای شخصی اختیاری است.

    شخص مفرد جمع
    گسسته پیوسته گسسته پیوسته
    اول من ـَم ما ـِمان
    دوم تو ـَت شما ـِتان
    سوم او/وی ـَش آن‌ها/ایشان ـِشان
  • در گویش‌های شمالی فارسی تاجیکستان برای ضمیر دوم شخص مفرد به تنهایی از «شما» و برای دوم شخص جمع از «شمایان» استفاده می‌شود.
  • صفت

    واژه‌ای است که به اسم افزوده می‌شود تا حالت یا چگونگی آن را بیان کند. اسمی که صفت آن را وصف می‌کند موصوف نام دارد. صفت‌ها در فارسی معمولاً با استفاده از ساختار پس از اسمی که توصیف می‌کنند، می‌آیند؛ گرچه در ساختار اسم مرکب، صفت‌ها مقدم بر اسم می‌آیند؛ همانند خوش‌بخت و سیاه‌چادر. صفت در شمار از موصوف پیروی نمی‌کند و همواره مفرد است.

    در فارسی برای سنجش یک کس یا چیز با کس یا چیزی دیگر از با پسوند تَر و برای سنجش یک کس یا چیز با همه هم‌نوعان آن از با پسوند تَرین استفاده می‌شود. صفت‌های برتر پس از موصوف و صفت‌های برترین پیش از آن پدیدار می‌شوند. برای صفت‌های برتر واژه از کاربرد دارد.

    قید

    واژه‌ایست که چگونگی و روش انجام یافتن یا به انجام رسانیدن فعل را می‌رساند. همچنان که صفت برای بیان حالت یا چگونگی اسم می‌آید و وابسته اسم است، قید نیز چگونگی رویداد فعل را بیان می‌کند و وابسته آن است. بسیاری از صفت‌ها در فارسی برای بیان حالت فعل نیز به کار می‌روند و قید خوانده می‌شوند. قیدها به چهار دسته اصلی حالت، زمان، مکان و مقدار تقسیم می‌شوند.

    فعل‌ها

    نوشتار اصلی:

    فعل‌های فارسی در مقایسه با بیشتر زبان‌های اروپایی بسیار باقاعده هستند. تقریباً می‌توان همه شکل‌های فعل‌های فارسی را از دو بن ماضی و مضارع ساخت. بی‌قاعدگی اصلی این است که با دانستن یک بن معمولاً نمی‌توان بن دیگر را ساخت و باید آن را از پیش دانست یا در جایی جستجو کرد. فعل‌ها در فارسی به سه شخص مفرد و سه شخص جمع صرف می‌شوند و حدود ده زمان دارند. منفی‌سازی فعل با افزودن پیشوند منفی‌ساز نَـ (یا نِـ پیش از «می») به بن فعل انجام می‌شود.

    بن و شناسه

    هر فعل فارسی که بر شخص و زمان معنی دلالت می‌کند از ترکیب یک بن با یک شناسه ساخته می‌شود. بن فعل جزئی از فعل است که معنی اصلی را دربردارد و در همه صیغه‌ها ثابت است. فارسی دارای دو بن ماضی و مضارع است. بن ماضی از زدودن ـَن از مصدر به دست می‌آید (گفتن ← گفت) و در ساخت فعل‌های گذشته کاربرد دارد. بن مضارع از زدودن بـ آغازین فعل امر آن مصدر به دست می‌آید (بگو ← گو) و از آن معنی زمان‌های حال و آینده بر می‌آید.

    شناسه جزئی از فعل است که در هر صیغه تغییر می‌کند و مفهوم شخص و شمار فعل از آن بر می‌آید. شناسه‌های فارسی بدین شرحند:

    شخص مفرد جمع
    اول ـَم یم
    دوم ی ید
    سوم تهی (برای زمان‌های گذشته)
    ـَد (برای غیر از گذشته)
    آند
  • در گویش‌های شمالی فارسی تاجیکستان برای شناسه دوم شخص مفرد از «ید» و برای دوم شخص جمع از «یدتان» استفاده می‌شود.
  • شخص‌ها

    فعل‌های فارسی در هر زمان دارای شش شخص هستند. اگر فعل به گوینده مربوط باشد اول شخص، اگر به شنونده مربوط باشد، دوم شخص و اگر به شخص دیگری مربوط باشد سوم شخص است. فعلی که به یک تن نسبت داده می‌شود، فعل مفرد و فعلی که به چند تن نسبت داده می‌شود، فعل جمع به‌شمار می‌رود. بدین ترتیب هر فعل در هر زمان دارای شش شخص است. برای نمونه شش شخص فعل «آمدن» در گذشته به صورت زیر است:

    شخص مفرد جمع
    اول آمدم آمدیم
    دوم آمدی آمدید
    سوم آمد آمدند

    زمان‌ها

    فعل‌های فارسی دارای سه است: گذشته، اکنون و آینده. اکنون، مضارع یا حال همان زمانی است که در حال سخن گفتن هستیم؛ گذشته یا ماضی پیش از زمان سخن بوده و آینده زمان پس از آن است. فعل‌هایی که بر زمان گذشته دلالت می‌کنند پنج نوع هستند: ماضی ساده (نمونه: رفت)، ماضی استمراری (می‌رفت)، ماضی نقلی (رفته‌است)، ماضی بعید (رفته بود)، ماضی التزامی (رفته باشد). همچنین فعل مضارع دارای دو نوع اخباری (می‌روم) و التزامی (بروم) است و فعل آینده نیز همواره همراه با فعل «خواستن» (خواهم رفت) پدیدار می‌شود.

    نحو

    جملات فارسی دارای دو بخش و هستند. نهاد بخشی از جمله است که دربارهٔ آن سخن می‌گوییم؛ یعنی کاری را انجام می‌دهد یا صفت و حالتی را به آن نسبت می‌دهیم و گزاره خبری است که دربارهٔ نهاد داده می‌شود. ترتیب واژگان در جمله در فارسی معیار به صورت است. فعل در فارسی نشانه زمان و نمود دارد و از نظر شخص و شمار با نهاد مطابفت دارد.

    در فارسی سه نوع جمله اصلی وجود دارد: ، و . ترتیب واژگان در جملات خبری به شکل معمول است و در جملات پرسشی نیز این ترتیب حفظ می‌شود مگر با خیزان. جمله خبری جمله‌ای است که خبری را بیان می‌کند. در جمله امری فرمانی داده می‌شود و از شنونده می‌خواهیم کاری انجام دهد یا حالتی را بپذیرد. در این جملات فعل امری با افزودن بِـ یا بُـ به بن مضارع ساخته می‌شود. دیگر نوع جمله در فارسی یا تعجبی است که برای بیان شور، هیجان یا افسوس به کار گرفته می‌شود و معمولاً با چه همراه است.

    پرسش‌ها

    فارسی دارای دو نوع جمله پرسشی است: پرسش‌های بله و خیر و پرسش‌های پرسش‌واژه‌دار. پرسش‌های بله و خیر دارای دو نوع هستند؛ یک نوع رسمی که با آوردن جزء پرسشی آیا در آغاز جمله خبری همراه با آهنگ خیزان ساخته می‌شود و یک نوع غیررسمی که جمله خبری با همان ترتیب و فقط با آهنگ خیزان بیان می‌شود. در یک گونهٔ دیگر از پرسش‌های بله و خیر، پرسش‌کننده به صورت هدایت‌شده و با افزودن واژه مگر به جمله خبری با آهنگ خیزان پرسش را می‌سازد و در انتظار پاسخ مخالف آن است. پرسش متناوب گونه‌ای دیگر از پرسش‌های بله و خیر است که با یا نه؟ پایان می‌یابد.

    پرسش‌واژه‌های فارسی شامل مجموعه‌ای از ضمیرها و صفت‌های پرسشی هستند. ضمیرهای پرسشی شامل کی، چی، کِی، کجا، چرا و چند و صفت‌های پرسشی شامل کدام، یک، چند (تا) و چقدر هستند. این واژه‌های صرف‌نشدنی را می‌توان جای فاعل یا مفعول قرار داد و با خیزان کردن آهنگ جمله، یک پرسش پرسش‌واژه‌دار ساخت.

    واژگان

    نوشتار اصلی:

    زبان فارسی در زمرهٔ قرار دارد و بسیاری از واژه‌های فارسی نو از ریشه گرفته‌اند. زبان فارسی برای ساختن واژه‌های جدید از ریشهٔ کلمات، به صورت گسترده، از روش‌های ، به ویژه و ، استفاده می‌کند. همچنین، زبان فارسی ارتباط قابل توجهی با زبان‌های دیگر داشته که باعث ورود بسیاری به این زبان شده‌است.

    واژه‌سازی

    فارسی در و روش‌هایی که می‌توان با آن از ترکیب وندها، ریشه‌ها، اسم‌ها و صفت‌ها واژه ساخت، بسیار قدرتمند است. ادعا و اثبات شده که زبان فارسی با داشتن داشتن وندهای بسیار (بیش از صد) برای ساخت واژگان تازه و توانایی ساخت پسوندها و پیشوندهای خاص از اسم‌ها یک است، زیرا این زبان غالباً از اشتقاق‌های برای واژه‌سازی از اسم‌ها، صفت‌ها و ریشه‌های فعلی استفاده می‌کند. نوواژگان نیز در فارسی همانند و (و به دنبال آن بیشتر زبان‌های هندی) به‌طور گسترده با ساخته می‌شوند که در آن دو واژه موجود با هم ترکیب می‌شوند و یک واژه جدید ساخته می‌شود. استاد نشان داده‌است که زبان فارسی می‌تواند بیش از ۲۲۶ میلیون واژه بسازد.

    مهم‌ترین ابزارهایی که زبان‌ها برای واژه‌سازی در اختیار دارند اشتقاق و ترکیب است. برخی زبان‌ها از این هر دو روش سود می‌جویند و برخی تنها یکی از آن‌ها را به کار می‌برند. فارسی از جمله زبان‌هایی است که از هر دو روش سود می‌جوید. منظور از اشتقاق استفاده از پسوندها و پیشوندها در ساختن کلمات جدید است. فارسی از دید ترکیبی زبانی توانا است و بیش از پنجاه در اختیار دارد که برخی از آن‌ها را در واژه‌های زیر می‌بینیم: آهنگر، شامگاه، کوشش، آتشدان، تاکستان، نمناک، دانا، دانشمند، دربان، ماهواره، شنزار، کوهسار، دانشکده، فروشنده، هنری، هنرور، ساختمان، پروردگار، زرین، و غیره.

    واژگان فارسی از نظر ساختمان به چهار دسته (فقط یک تکواژ؛ همانند دیوار)، (یک تکواژ آزاد و یک یا چند وند؛ همانند هنرمند)، (دو یا چند تکواژ آزاد؛ همانند چهارراه) و (دو یا چند تکواژ آزاد و یک یا چند وند؛ همانند آتش‌نشانی) تقسیم می‌شوند.

    وام‌واژگان

    نوشتار اصلی:

    فارسی بیشتر از زبان‌های ، ، و اخیراً وام‌واژه پذیرفته‌است. در برابر زبان‌هایی همچون ، ، و ، و همچنین خانواده زبان‌های و از فارسی واژگان بسیاری پذیرفته‌اند. وام‌واژگان فارسی در انگلیسی و دیگر زبان‌های اروپایی نیز یافت می‌شوند.

    در حالی که تأثیر واژگانی پارسی میانه بر و سایر زبان‌های یافت می‌شود فارسی نو دارای مقدار زیادی از وام‌واژگان عربی است که فارسی‌سازی شده و گاه معنی و کاربرد متفاوتی با واژه اصلی عربی خویش دارند. وام‌واژگان عربی موجود در فارسی بیشتر مربوط به اصطلاحات می‌شوند. به‌طور کلی واژگان عربی که در سایر زبان‌های ایرانی، ترکی و هندی یافت می‌شوند به‌طور غیرمستقیم و از راه فارسی به این زبان‌ها وارد شده‌اند. پژوهش‌ها و بررسی‌ها نشان می‌دهد که درصد واژه‌های عربی که در آثار شاعران اولیه زبان فارسی به‌کار رفته در حدود ۱۰ درصد از واژگان آن‌ها است، برای نمونه سروده‌های دارای حدود هشت تا نه درصد واژه عربی است. درصد واژه‌های عربی در فردوسی حدود دو درصد محاسبه شده‌است. درصد وام‌واژه‌های عربی در فارسی، امروزه بسته به حوزه و گونهٔ متن تفاوت‌هایی دارد. میانگین درصد کاربرد واژه‌های عربی در فارسی امروزی گفتاری و نوشتاری را حدود ۱۴ درصد برآورد کرده‌اند. این درصد در نوشته‌های سیاسی و ادبی میان ۲۴ تا ۴۰ درصد قرار دارد.

    زبان‌های و دیگر منبع وام‌واژگان فارسی هستند. شمار این واژگان در مقایسه با عربی ناچیز است و بیشتر به عناوین نظامی، سیاسی و عشایری محدود می‌شود. نخستین تأثیر ترکی بر فارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش روی داد. پس از آن، در زمان فرمان‌روایی ، و پس از ، شمار بیشتری از ترکی به فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه‌یابی واژه‌های ترکی به فارسی در زمان فرمان‌روایی و بود.

    پارسی سره

    نوشتار اصلی:

    پارسی سَره آن گونه از زبان فارسی است که تهی از واژه‌های بیگانه یا دارای کمینه‌ای از آن‌ها باشد. زبان فارسی کنونی بازماندهٔ زبانی کهن است که در درازای پیشینه‌اش واژه‌های بسیاری به آن اندر شده یا از آن رخت بربسته‌اند؛ از این روی بخش بزرگی از دستور زبان کنونی و واژگان آن، ریشه در زبان‌های و دارد.

    سره‌گرایان مدعی هستند، سره‌سازی با گوناگونی زبانی در جهان مشکلی ندارد و این که در سره‌گرایی کوشیده می‌شود تا از به‌کارگیری واژگان دیگر زبان‌ها پرهیز شود، به معنای دشمنی با ملت‌های دیگر و زبانشان نیست، زیرا هر زبانی در جای خود بسیار ارزشمند است و گویش‌وران این زبان‌ها نیز باید بر توان‌مندسازی زبان خود و زدودن آسیب‌هایی که به آن زبان رسیده‌است، کوشا باشند.

    توانایی واژه‌سازی

    دارای حدود ۱۵۰۰ ریشه و در حدود ۲۵۰ پیشوند و در حدود ۶۰۰ پسوند هستند که با اضافه کردن پیشوندها به اصل ریشه می‌توان تعداد ۳۷۵٬۰۰۰ واژه را ساخت. هر کدام از واژه‌هایی که به این ترتیب به دست آمده‌است را می‌توان با یک پسوند ترکیب کرد. هرگاه ۳۷۵٬۰۰۰ واژه‌ای را که از ترکیب ۱۵۰۰ ریشه با ۲۵۰ پیشوند به دست آمده‌است با ۶۰۰ پسوند ترکیب کنیم، تعداد ۲۲۵٬۰۰۰٬۰۰۰ واژه به دست می‌آید. اگر همه ترکیب‌های ممکن را در زبان‌های هندواروپایی بخواهیم به‌شمار آوریم، تعداد واژه‌هایی که ممکن است وجود داشته باشد، مرز معینی ندارد و نکته قابل توجه این است که برای فهمیدن این میلیون‌ها واژه فقط نیاز به فراگرفتن ۱۵۰۰ ریشه و ۸۵۰ پیشوند و پسوند داریم، در صورتی که در یک زبان سامی برای فهمیدن دو میلیون واژه باید دست‌کم ۲۵۰۰۰ ریشه را دانست و قواعد پیچیده صرف افعال و اشتقاق را نیز فراگرفت. اساس توانایی زبان‌های هندواروپایی در یافتن واژه‌های علمی و بیان معانی است. زبان فارسی یکی از زبان‌های هندواروپایی است و دارای همان ریشه‌ها و همان پیشوندها و پسوندها است. تلفظ حروف در زبان‌های مختلف هندواروپایی متفاوت است ولی این تفاوت‌ها طبق یک روالی پیدا شده‌است. توانایی که در هر زبان هندواروپایی مانند و و و و وجود دارد، در زبان فارسی هم وجود دارد. روش علمی در این زبان‌ها مطالعه شده‌است و برای زبان فارسی به کار بردن آن‌ها بسیار ساده است. این تعداد واژه‌ها به روش اشتقاقی به وجود می‌آید و اگر روش ترکیبی و نشانه‌های اختصاری را هم اضافه کنیم واژگان بسیار بیش تری خواهیم داشت. این‌ها غیر از وندهای منسوخ و مهجور است.

    نوشتار

    نوشتار اصلی: نوشتار(های) وابسته: و

    بیشتر متون فارسی نوین ایران و افغانستان به نوشته می‌شود. فارسی تاجیکستان تحت تأثیر به نوشته می‌شود. چندین شیوه نیز برای نوشتن فارسی به الفبای لاتین وجود دارند. کهن‌ترین نوشتهٔ به‌دست‌آمده از زبان فارسی امروزی به کتابت شده‌است. نمونه‌های بسیار کهن دیگری هم از نوشته‌های متعلق به یهودیان فارسی‌زبان به دست آمده‌است که دارای مختصات خاص خود است.

    الفبای فارسی


    نمونه‌ای از خط اثر نوشتار اصلی:

    فارسی نوین در ایران و افغانستان به نوشته می‌شود که یک گونه اصلاح‌شده از و دارای چند حرف اضافی است. حدود ۲۰۰ سال پس از که در ایران بدان می‌گویند، خط عربی جایگزین خط‌های پیشین فارسی شد. پیش از آن از برای نوشتن پارسی میانه و از (دین دبیره) برای نوشتن متون مذهبی، به‌ویژه برای ، استفاده می‌شد.

    الفبای فارسی دارای ۳۲ حرف (۳۳ با در نظر گرفتن ) است. برخی از فارسی دارای دو یا چند حرف در نوشتار هستند؛ برای نمونه برای واج /ز/ چهار حرف ز، ذ، ض و ظ، برای واج /س/ سه حرف س، ص و ث، برای واج /ت/ دو حرف ت و ط و همچنین برای واج /ه/ دو حرف ه و ح وجود دارد. از سویی دیگر برای واکه‌های کوتاه در فارسی هیچ حرفی وجود ندارد و ناگزیر از برای نشان دادن آن‌ها استفاده می‌شود. حروف الفبای فارسی به شرح زیر می‌باشند:

    الفبای سیریلیک


    متنی به الفبای سیریلیک تاجیکی نوشتار اصلی:

    الفبای تاجیکی در اواخر دهه ۱۹۳۰ برای نوشتار فارسی تاجیکی در ابداع شد و جای را که از در این منطقه رایج بود را گرفت. از سال ۱۹۳۹، چاپ نوشته‌ها به الفبای عربی در این کشور ممنوع شد. این الفبا در سال ۱۹۹۸ بازنگری شد و تعدادی از حروف از آن پاک شدند.

    الفبای سیریلیک تاجیکی
    Нн Мм Лл Ққ Кк Йй Ӣӣ Ии Зз Жж Ёё Ее Дд Ғғ Гг Вв Бб Аа
    Яя Юю Ээ Ъъ Шш Ҷҷ Чч Ҳҳ Хх Фф Ӯӯ Уу Тт Сс Рр Пп Оо

    الفبای لاتین

    نوشتار اصلی:

    فارسی دارای چندین گونه رسمی و غیررسمی است. در گونه‌های رسمی که بیشتر در فرهنگنامه‌ها، دانشنامه‌ها و نرم‌افزارهایِ کاربرد دارند، با ابداع نویسه‌های نوآورانه، برای هر آوا تنها یک نویسه وجود داشته و دوگانگی و ابهام از بین می‌رود. گونهٔ دیگری از لاتین‌نویسی که به معروف است، به صورت غیررسمی در برنامه‌های ، و کاربرد دارد که معیار نیست و قوانین آن در میان افراد و حتی رسانه‌های مختلف متفاوت است.

    گویش‌ها و لهجه‌ها

    نوشتار اصلی:

    برای زبان فارسی گویش‌های پرشماری را برشمرده‌اند که بیشتر از نظر الگوهای دستور زبان، واژگان و تلفظ با یکدیگر متفاوت هستند. تلفظ‌های ویژه در گویش‌ها را به عنوان لهجهٔ منطقه‌ای دسته‌بندی می‌کند. گویش‌های فارسی از نظر جغرافیایی به سه دسته بزرگ (رایج در ایران و کشورهای عربی پیرامون )، (رایج در افغانستان و ) و (رایج در تاجیکستان و ازبکستان) تقسیم می‌شوند.

    رایج در و نیز دیگر گروه گویشی فارسی هستند. گروه‌های قومی و مذهبی نیز دارای گویش‌های ویژه خود هستند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مربوط به ، مربوط به و مربوط به اشاره کرد.

    فارسی غربی

    نوشتار اصلی:

    فارسی غربی یا ایرانی یکی از گونه‌های زبان فارسی و پرگویشورترین آن‌هاست. این زبان، زبان رسمی است و توسط اقلیت‌های بزرگی در و ، به ویژه ، گفتگو می‌شود. فارسی ایران نسبت به فارسی افغانستان میزان بیشتری وام‌واژه فرانسوی دارد. با این حال واژه‌های فرانسوی‌ای مانند «فاکولته» هستند که پس از وارد شدن به فارسی، در فارسی افغانستان باقی‌مانده‌اند اما در فارسی ایران عمدتاً فراموش شده و جای خود را به معادل اصیل‌تر، در این مورد «دانشکده» داده‌اند. برخی فقط در فارسی افغانستان وجود دارند مانند «لیسه»، «شارژ دافیر» به ترتیب به معنی «دبیرستان» و «کاردار» در فارسی ایران.

    لهجه

    فارسی شرقی

    نوشتار اصلی:

    فارسی شرقی، فارسی افغانستان یا رسماً دری، در رایج است. فارسی رایج‌ترین زبان در افغانستان و بیش از ۱۶ میلیون نفر (۴۸–۵۲٪) از مردم این کشور است. به دلیل اینکه فارسی افغانستان نیز به‌شمار می‌رود، در کل بیش از ۲۰ میلیون نفر یا ۸۰٪ از باشندگان این کشور بدان تسلط دارند. ، و گویشوران بومی فارسی در افغانستان هستند. این زبان در کنار یکی از دو کشور است.

    گویش‌های فارسی شرقی از نظر به سه دسته بزرگ ، و تقسیم می‌شوند. که در رایج است و همچنین گویش منقرض‌شده نیز از گویش‌های فارسی شرقی هستند.

    فارسی فرارودی

    نوشتار اصلی:

    فارسی فرارودی یا تاجیکی در ، به ویژه در کشورهای و گفتگو می‌شود. از زبان‌های و وارد فارسی تاجیکی شده‌است و افزون بر این در مواردی تاجیکان برای برخی معنی‌ها و مفهوم‌ها، واژگانی را به کار می‌برند که در ایران بسامد کمتری برای آن مفهوم دارند. برای نمونه در فارسی تاجیکی به «»، «کورشب پرک»؛ به «»، «فوتبالباز»؛ به «چای سبز»، «چای کبود»؛ به «بالگرد»، «چرخبال»؛ به «فرودگاه»، «خیزگَه» (محل برخاستن هواپیما) و به «»، «چایجوش» می‌گویند. با این همه، فارسی تاجیکی به سادگی برای ایرانیان و افغانستانی‌ها قابل درک است.

    فارسی تاجیکی عناصر باستانی زیادی را در واژگان، تلفظ و دستور زبان خود حفظ کرده‌است که بخشی از آن به دلیل انزوای نسبی در کوه‌های آسیای میانه پدید آمده و در دیگر نقاط فارسی‌زبان از بین رفته‌است. در پی ، زبان فارسی تاجیکی را با الفبای که در آن تغییراتی داده شده‌است، می‌نویسند، که به آن می‌گویند. مجلس تاجیکستان در سال (۱۹۹۹ میلادی) با حذف واژهٔ «فارسی»، نام قانونی زبان این کشور را «تاجیکی» اعلام کرد.

    ادبیات


    در ؛ شاهنامه یکی از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین سروده‌های حماسی جهان است. نوشتار اصلی:

    ادبیات فارسی شامل آثار گفتاری و نوشتاری به فارسی و یکی از کهن‌ترین جهان است. سن این ادبیات به دو و نیم هزاره می‌رسد. سرچشمه‌های آن در ، شامل ، ، ، ، و مناطقی از (همچون و ) و قرار دارند که فارسی زبان بومی یا رسمی آن‌ها بوده‌است. برای نمونه، ، یکی از محبوب‌ترین شاعران فارسی، در (در افغانستان امروزی)] یا (در تاجیکستان امروزی) زاده شد و در (در ترکیه امروزی) در گذشت. مناطق بزرگی را در مرکز و جنوب آسیا فتح کردند و فارسی را به عنوان زبان درباری خود برگزیدند؛ بنابراین ادبیات فارسی افزون بر ایران، متعلق به ، ، و قفقاز، ترکیه، ، ، ، تاجیکستان و دیگر بخش‌های آسیای میانه اشت.

    ادبیات فارسی به عنوان یکی از ادبیات بزرگ بشریت توصیف شده‌است و از آن به عنوان یکی از چهار رکن اصلی ادبیات جهان یاد می‌کند. ریشه ادبیات فارسی در آثار برجای مانده از پارسی میانه و باستان است که قدمت دومی به ۵۲۲ سال پیش از میلاد مسیح و بازمی‌گردد. بخش عمده ادبیات فارسی از دوران پس از به جا مانده‌است. پس از قدرت‌گیری (۷۵۰ م)، ایرانیان به کاتبان و دیوان‌سالاران خلافت تبدیل شدند و به نویسندگی و شاعری نیز روی آوردند. ادبیات فارسی نو به دلایل سیاسی در و پدیدار و شکوفا شد، چرا که نخستین دودمان‌های پسااسلامی همانند و در این مناطق مستقر بودند.

    شاعران فارسی همانند ، ، ، ، ، ، و در جهان شناخته شده و بر ادبیات بسیاری از کشورها تأثیر گذاشته‌اند. در میان چهره‌های شناخته‌شده ادبیات معاصر فارسی می‌توان به ، ، و در ادبیات داستانی و ، ، ، و در شعر اشاره کرد.

    و دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. شعر فارسی به صورت کنونی قدمتی بیش از ۱۱۰۰ سال دارد. این گونه شعر کاملاً موزون بوده و وزن آن بر پایهٔ ساختاری است که () نام دارد. در شعر فارسی به‌طور سنتی سه سبک اصلی ادبی ، و وجود دارد. سبک شعر به مجموعه واژگان، طرز بیان، دستور زبان و نیز محتوا و درونمایه‌های شعری دوره‌های خاص تاریخی گفته می‌شود که در شعر شاعران همان دوره نمود پیدا کرده و آن را از شیوه شاعری پیشینیان و آیندگان متمایز می‌سازد.

    فارسی به چهار دسته مرسل (ساده)، مسجع (آهنگین)، مصنوع (متکلف) و محاوره‌ای (گفتاری) تقسیم می‌شود. اثر و اثر از پرآوازه‌ترین نثرهای فارسی هستند. اثر ، اثر و اثر نیز از دیگر نثرهای شناخته‌شده فارسی هستند.

    جایگاه

    زبان فارسی با اینکه یکی از پایه‌های اصلی هویت ایرانی است و به عنوان زبان ملی و رسمی ایران شناخته شده‌است، ولی هویتی بسیار فراتر از دارد. فارسی از حدود سال ۱۰۰۰ میلادی تا ۱۸۰۰، بخش بزرگی از ، و بود.

    در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و اروپایی در ، زبان‌های ، ، و به عنوان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به‌شمار می‌آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات غنی داشته باشد و سوم در آخرین هزارهٔ عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد. فارسی از نظر شمار و تنوع در میان سه زبان نخست جهان است. دامنهٔ واژگان و تنوع واژه‌ها در فارسی هم‌چنین بسیار بزرگ و پرمایه‌است و یکی از غنی‌ترین زبان‌های جهان از نظر واژه‌ها و دایرهٔ واژگان به‌شمار می‌آید. در کمتر زبانی فرهنگ واژگانی چون (در ۱۸ جلد) یا (در ۶ جلد) دیده می‌شود.

    فارسی پس از عربی، زبان دوم است و امروزه هم گروندگان به اسلام در چین و دیگر نقاط آسیا فارسی را به‌عنوان زبان دوم متن‌های اسلامی پس از عربی می‌آموزند. فارسی هم‌چنین جزو چند زبانی است که در بسیاری از دانشگاه‌های اصلی جهان به‌عنوان رشتهٔ تحصیلی در مقطع کارشناسی و بالاتر ارائه می‌شود و بسیاری از دانشگاه‌ها نشریه‌هایی به فارسی یا دربارهٔ آن دارند. آموزش فارسی در ۳۴۰ دانشگاه جهان انجام می‌پذیرد.

    امروزه بجز صدها شبکه رادیویی و تلویزیونی داخلی کشورهای فارسی‌زبان، بسیاری از رسانه‌های بزرگ جهان هم‌چون ، ، ، (صدای آلمان)، ، ، ، ، و و غیره به زبان فارسی برنامه دارند. و ده‌ها کانال ماهواره‌ای و اینترنتی به پخش برنامه به زبان فارسی مشغولند، و فارسی از زبان‌های قابل انتخاب در گوگل، جی‌میل و بسیاری از دیگر ابزارهای ارتباطی است.

    فارسی در ایران، افغانستان (به عنوان )، تاجیکستان (به عنوان ) و در در (به عنوان ) از وضعیت رسمی برخوردار است. تلاش‌هایی برای ثبت فارسی به عنوان انجام شده‌است.

    اثرگذاری‌ها

    کشورهای دارای مکان‌هایی با ریشه نام فارسی نوشتار اصلی:

    فارسی بر زبان‌های بسیاری، به ویژه دیگر همانند ، اردو، بنگالی و تا حد کمتری هندی؛ همانند ، ، ، ، ، ، ، ، و ؛ همانند و تا حد کمتری و ؛ همانند ، و ، به ویژه عربی ، و ؛ همانند ، و و همچنین همانند و تأثیر گذاشته‌است. فارسی از راه ترکی عثمانی تأثیر واژگانی چشمگیری بر زبان‌های شرق اروپا همچون ، ، ، و به ویژه گذاشته‌است. حضور پررنگ وام‌واژگان فارسی را حتی تا در و نیز می‌توان یافت. شمار وام‌واژه‌های فارسی در ۸۱۱ واژه‌است.

    نام بسیاری از شهرها و کشورهای جهان دارای ریشه فارسی است. در میان کشورها نام‌های بین‌المللی ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، و دارای ریشه فارسی است. نام کشور نیز از ترکیب «» و «» می‌آید که دومی واژه‌ای فارسی و به معنی «ساحل سیاهان» (زنگ + بار) است. نام جمهوری‌های ، و در نیز دارای ریشه فارسی است. پسوند فارسی در نام بسیاری از شهرهای جهان از جمله (پایتخت پاکستان)، (پایتخت ترکمنستان)، (هند)، (ایران)، (افغانستان)، () و () یافت می‌شود. واژه فارسی نیز در نام شهرهای بسیاری در سراسر جهان از جمله (ایران)، (پایتخت )، () و (ناحیه‌ای در ، چین) یافت می‌شود. در خارج از جغرافیای فارسی‌زبانان نام شهرهای بسیاری از جمله (پایتخت عراق)، (پایتخت جمهوری آذربایجان)، (پایتخت )، (پایتخت )، (نام پیشین پایتخت قزاقستان)، ()، (روسیه)، () و () دارای ریشه فارسی است.


    ارائه شده توسط : حسین ایزدی

    در وب سایت : جم نما

    ثبت دیدگاه برای این مطلب
    نظرات شما عزیزان
    هیچ نظری برای این پست ارسال نشده است
    نظرسنجی

    به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟

    مطالب پیشنهادی مشابه
    تفاوت و شباهت مستطیل و مربع
    تفاوت و شباهت مستطیل و مربع چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰ و بازدید : 113,521نفر
    خلاصه درس دفاع از میهن کتاب فارسی پنجم
    خلاصه درس دفاع از میهن کتاب فارسی پنجم شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ و بازدید : 70,310نفر
    نوعی پیمانه در بقالی ها که اجناس فله را با آن پر می کنند
    نوعی پیمانه در بقالی ها که اجناس فله را با آن پر می کنند سه شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱ و بازدید : 54,270نفر
    کلماتی که با ات جمع بسته میشوند
    کلماتی که با ات جمع بسته میشوند شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰ و بازدید : 48,729نفر
    معنی دوکس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند یکی آنکه اندو
    معنی دوکس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند یکی آنکه اندو یکشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۰ و بازدید : 45,885نفر
    چند جمله که نهاد مفعول متمم فعل داشته باشد
    چند جمله که نهاد مفعول متمم فعل داشته باشد جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰ و بازدید : 41,818نفر
    معنی گنج حکمت راه تندرستی فارسی دهم
    معنی گنج حکمت راه تندرستی فارسی دهم دوشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۰ و بازدید : 39,071نفر
    عضو اصلی تنفس ماهی که به وسیله آن اکسیژن موجود در آب را جذب م
    عضو اصلی تنفس ماهی که به وسیله آن اکسیژن موجود در آب را جذب م چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۱ و بازدید : 37,893نفر
    یک متن که کلمه های خودآموزخودبینخودپسندخودجوشخودکار
    یک متن که کلمه های خودآموزخودبینخودپسندخودجوشخودکار یکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ و بازدید : 36,476نفر
    بزرگترین عدد زوج طبیعی سه رقمی
    بزرگترین عدد زوج طبیعی سه رقمی پنجشنبه ۴ آذر ۱۴۰۰ و بازدید : 36,324نفر
    برچسب ها
    زبان فارسی
    آمار جم نما
    تعداد گنجینه مطالب : 18,743 پست لایک کننده : 40,858 نفر تعداد لایک ثبت شده : 162,433 نفر مطالب محبوب بالای 10 لایک : 1,459 پست مطالب بالای هزار بازدید : 1,723 پست نظرات ثبت شده شما عزیزان : 6,056 نظر بازدید کل : 16.323M نفر

    © All Rights Reserved by:GemNamaGroup

    2019-2025