برای دولت حاکم بر ایران در سالهای ۹۰۷ تا ۱۱۴۸ قمری ایران صفوی را ببینید. دودمان صفوی Lion and Sun Emblem of Persia.svg کشور مملکت ایران بنیانگذاریشده ۱۵۰۱ بنیانگذار شاه اسماعیل یکم (۱۵۲۴–۱۵۰۱) آخرین حاکم شاه اسماعیل سوم (۱۷۷۳–۱۷۵۰) عنوانها شاه ایران گواهی ۱۷۳۶
صفویان دودمانی ایرانی[۱] و شیعه بودند که در سالهای ۸۸۰ تا ۱۱۱۴ خورشیدی (برابر ۱۱۴۸–۹۰۷ قمری و ۱۷۳۶–۱۵۰۱ میلادی)[۲] به مدت ۲۳۵ سال بر ایران فرمانروایی کردند. شاهنشاهی صفوی را شاه اسماعیل یکم که در سال ۸۸۰ خورشیدی در تبریز تاجگذاری کرد، بنیان گذاشت و آخرین شاه صفوی، شاه سلطان حسین بود که در سال ۱۱۰۱ خورشیدی از هوتکیان شکست خورد و بعداً نادرشاه افشار در سال ۱۱۱۴ خورشیدی سلسلهٔ صفویان را برانداخت.[۳]
دوره صفوی از مهمترین ادوار تاریخی ایران بهشمار میآید؛ چرا که با گذشت نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانی یک دولت متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی نماید. بعد از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند طاهریان، صفاریان، سامانیان، زیاریان، بوییان و مظفریان روی کار آمدند اما هیچکدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود قرار دهند و میان تمام نواحی و مناطق جغرافیایی ایران در آن دوران یکپارچگی پدید آورند.[۴] تبار مقالهٔ اصلی: شجرهنامه صفویان گسترهٔ سلطنت صفویان (رنگ سبز در نقشه) در مقایسه با سرحدات امروزی کشورها
از جنبههای ویژهٔ خاندان صفویه در دوران پس از اسلام ایران، رسیدن اصل و نسب و تبار آنها به صوفیان است. این جنبهٔ تمایز پادشاهی صفویه سبب مقایسه آنها با پادشاهی پیش از اسلام ساسانی میشود، دودمانی که پایهگذاران آن از ردهٔ موبدان زرتشتی بودند و دین زرتشتی را به عنوان دین رسمی کشور اعلام کردند. بسیاری از جزئیاتِ اولیهٔ طریقت صفویه نامشخص است. یکی از نقاط عدم اطمینان، ماهیت دقیق اعتقادات مذهبی آنهاست. در اصل، به نظر میرسد که آنها اعتقادات اهل سنت داشتند، اما گفته میشود که در دوران خواجه علی، تحت تأثیر حامیان اصلی خود - قبایل ترکمن که به یک برند محبوب شیعیان پایبند بودند، به سمت شیعیان گرایش پیدا کردند.[۵] علیرغم تحقیقات اخیر، منشأ خانواده صفویه هنوز مبهم است. به نظر میرسد شواهدی که داریم نشان میدهند که این خانواده اهل کردستان بودهاست. آنچه مسلم به نظر میرسد این است که صفویان، بومیِ ایرانی بودند و به زبان ترکی آذری صحبت میکردند که در آذربایجان به کار میرفت. فقدانِ اطلاعاتِ موثقِ ما از آنجا ناشی میشود که صفویان پس از تأسیس دولت صفوی، عمداً اصل و نسبِ خود را جعل کردند. هدف اساسی آنها در ادعای اصل و نسب شیعی این بود که خود را از عثمانیها متمایز کنند و آنها را قادر سازد تا همدردی همهٔ عناصر دگرگرا را جلب کنند. برای این منظور، آنها به طور سیستماتیک هر مدرکی را که نشان میداد شیخ صفی الدین اسحاق، مؤسس طریقت صفوی، شیعه نبوده (او احتمالاً سنی مذهب شافعی بوده است) را از بین بردند و برای اثباتِ اینکه صفویان، سیّد، یعنی از اولاد مستقیم پیامبر بودند، شواهدی جعل کردند. آنها شجرهنامهٔ مشکوکی ساختند که تبار خاندان صفوی را از هفتمین امامِ شیعهٔ دوازدهامامی، موسی الکاظم، ردیابی میکرد؛ شجرهنامهای که منابع متأخر صفوی از آن به شدت پیروی میکنند.[۶].
شاهان دودمان صفویه در زمان به شاهی رسیدنشان به زبان ترکی آذربایجانی سخن میگفتند (به جز شاه اسماعیل یکم که از بدو تولد دوزبانه بود و به هر دو زبانِ فارسی و ترکی آذربایجانی سخن میگفت و شعر میسرود)[۷] اما نیاکان آنها در اصل ترکیبی از قومیتهای کرد،[۸] ترک،[۹] گرجی[۱۰] و یونانی[۱۱] بودند. همچنین این شاهان ادعای سیادت نیز میکردند[۱۲] و اینکه از تبار پیامبر اسلام هستند ولی با این وجود بسیاری از پژوهشگران در مورد درست بودن این گفته شک دارند.[۱۳]
احسان یارشاطر در مورد زبان مادری صفویان مینویسند: «خاندان صفوی در اصل ایرانیزبان بودند - چنانچه از دوبیتیهای شیخ صفیالدین، نیای بزرگ آنها برمیآید - ترکیزه شدند و زبان ترکی را به عنوان زبان مادری خود پذیرفتند»[۱۴] اصالت کردی
بر اساس گفتهٔ راجر سیوری یکی از پژوهشگران جریانهای دورهٔ صفویه:
براساس نوشتارهای موجود در زمان اکنون، شکی در این نیست که خاندان صفویه بهطور قطع دارای ریشهٔ ایرانی است نه ریشهٔ ترکی که گاهی بدان خوانده میشود. این احتمال وجود دارد که اصلیت این خاندان از کردستانِ ایران آمده باشد که بعدها به آذربایجان کوچ کردهاند. جایی که آنها زبان ترکی آذربایجانی را از ترکزبانانِ آنجا فراگرفته و سرانجام در سدهٔ یازدهم میلادی در شهر اردبیل جای گزیدهاند.[۱۵]
همچنین بر اساس سخنان ولادیمیر مینورسکی، خاورشناس روسی:
از ۹۷۰ تا ۱۵۱۰ میلادی، آذربایجان به پناهگاه اصلی و مرکزی برای یکپارچگی صفویان تبدیل گشت، کسانی که از بومیان اردبیل بودند و اصالتاً به یکی از گویشهای محلی زبانهای ایرانی سخن میگفتند.[۱۶]
گزیدهای از نسک صفوه الصفا که نشان دهندهٔ کُردتباربودنِ نیاکان شیخ صفیالدین است.
کهنترین اثر نوشتهشده دربارهٔ تبارنامهٔ خاندان صفوی و نیز تنها نوشتهای در اینباره که به پیش از سال ۱۵۰۱ میلادی بازمیگردد کتابی با نام صفوه الصفا است[۸] و ابن بزاز اردبیلی آن را نوشتهاست، که خود ایشان از مریدان شیخ صدرالدین اردبیلی پسر شیخ صفیالدین اردبیلی بودهاست. بر اساس نوشتهٔ ابن بزاز «شیخ صفیالدین از نوادگان یک نجیبزاده کرد به نام فیروزشاه زرینکلاه است.»[۱۷] نیاکان پدری خاندان صفوی بر اساس کهنترین ویرایش خطی کتاب صفوه الصفا به شرح زیر است:
شیخ صفیالدین ابوالفتح اسحق بن شیخ امینالدین جبراییل بن قطبالدین بن صالح بن محمد حافظ بن عوض بن فیروزشاه زرینکلاه.[۱۷]
صفویان برای هر چه بیشتر مشروعیت بخشیدن به حاکمیتشان در جهان شیعه، خودشان را از تبار محمد برمیشمردند[۸] و به همین دلیل احتمالا نوشتههای ابن بزاز را دستکاری کرده[۱۸] و نشانههای اصالتشان در خاندان صفوی را تاریک و گنگ ساختند.[۸] به نظر میرسد امروزه میان پژوهشگران و تاریخدانانِ دودمان صفویه، این همرایی وجود دارد که اصالت خاندان صفوی به کردستان بازمیگردد[۱۹] که در سدهٔ یازدهم میلادی به آذربایجان کوچ کرده و در اردبیل جای گزیدهاند.[۱۷] از این رو امروزه بیشتر پژوهشگران بر اساس اصالت شیخ صفیالدین اردبیلی، خاندان صفوی را از تبار کردها میدانند و به همین روی، صفویان اصالتاً یک خاندان ایرانیزبان بهشمار میرود.[۸][۱۷][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳][۲۴][۲۵][۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱][۳۲] از سویی دیگر بر اساس کتاب نزهتالقلوب حمدالله مستوفی که معاصر با شیخ صفیالدین زندگی میکرده است او را یک سنی شافعی معرفی میکند، آیینی که امروزه بیشتر مردم کرد از آن پیروی میکنند.[۳۳] اصالت آذربایجانی
زبان آذری کهن زبان مادری نیای بزرگ صفویان، شیخ صفیالدین اردبیلی بودهاست[۳۴][۳۵] و اشعاری بدین زبان در کتاب صفوةالصفا و سلسلةالنسب سرودهاست.[۳۶][۳۷] شیخ صفیالدین اردبیلی همچنین به «پیر آذری»[۳۸] پدر شیخ صفیالدین اردبیلی، شیخ امینالدین جبرائیل اردبیلی (۶۵۰–۷۳۵ه.ق) و اجداد وی در حدود سه سده[۳۹] در قریه کلخوران اردبیل به شغل زراعت مشغول بودهاند.[۴۰] نوه شیخ صفیالدین اردبیلی و پسر شیخ صدرالدین موسی، خواجه علی سیاهپوش در هنگام مواجهه با تیمور گورکانی در حوالی جیحون موطن خود را اردبیل معرفی کرد.[۴۱] همچنین چندی دیگر از پژوهشگران نیز بر آذربایجانیبودنِ صفویان اصرار دارند.