تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹
بازدید
114 نفر
نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد (۲۴ آبان ۷۹۳ – ۲۷ آبان ۸۷۱ )، معروف به جامی و ملقب به خاتم الشعرا ، ، ، و نامدار فارسیزبان سده ۹ قمری است.
محتویات
زندگی جامی
از طرف پدر نسبش به ، معروف سده ۲ قمری میرسد. از کوچ کرد و در شهر جام با شهرت دشتی منصب یافت و ماندگار شد.
روزگار کودکی و تحصیلات مقدماتی جامی در جام، که در آن زمان یکی از تبعات بود در کنار پدرش سپری شد. در حدود سیزده سالگی همراه پدرش به رفت و در آنجا اقامت گزید؛ در همانجا به تعلم و تعلیم پرداخت و قسمت عمده حیاتش نیز در همانجا به سر آمد و از آن زمان به جامی شهرت یافت. وی در شعر ابتدا دشتی تخلص میکرد، سپس آن را به جامی تغییر داد که خود علت آن را تولدش در شهر جام و ارادتش به شیخ الاسلام ذکر کردهاست.
جامی مقدّمات و را نزد پدرش آموخت و چون خانوادهاش شهر را برای اقامت خود برگزیدند، او نیز فرصت یافت تا در که از مراکز علمی معتبر آن زمان بود، مشغول به تحصیل شود و علوم متداول زمان خود را همچون ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، و به خوبی بیاموزد و از محضر استادانی چون و استفاده کند.
در این دوره بود که جامی با آشنا و مجذوب آن شد بهطوریکه در حلقه مریدان درآمد و به تدریج چنان به مقام معنوی خود افزود که بعد از مرگ مرشدش (۸۶۰ ه.ق برابر با ۱۴۵۵ م) خلیفه طریقت گردید. پس از گذشت چند سالی جامی راه را در پیش گرفت که در سایه حمایت پادشاه دوست تیموری به کانون تجمّع دانشمندان و دانشجویان تبدیل شده بود. در سمرقند نیز نورالدّین توانست استادانش را شیفته ذکاوت و دانش خود کند. او که سرودن شعر را در جوانی آغاز کرده و در آن شهرتی یافته بود، با تکیه زدن بر مقام ارشاد و به نظم کشیدن تعالیم عرفانی و صوفیانه به محبوبیتی عظیم در میان اهل دانش و معرفت دست یافت.
جامی به افتادگی و گشادهرویی معروف بود و با اینکه زندگیای بسیار ساده داشت و هیچگاه مدح زورمندان را نمیگفت، شاهان و امیران همواره به او ارادت میورزیدند و خود را مرید او میدانستند. جانشینان الغ بیگ خصوصاً و امیر او تا آخر عمر او را محترم میداشتند و ، پادشاه و پادشاه از ارادتمندان او بودند.
اعتقادات مذهبی
بر اساس نسب و طریقت و نوشتههای جامی واضح است که وی حنفی و اهل سنت بوده اما چون همه اهل سنت در حب محمد سخنانی دارند و جامی نیز در این رابطه اشعاری دارد برخی او را دانستهاند؛ عدهای نیز او را متمایل به عقاید و فقهای دانستهاند.
جامی در کتاب شواهد النبوة ابتدا احادیثی دربارهٔ نقل و ترجمه کرده و سپس از یاد کرده، سپس به ذکر مناقب پرداخته و از یکایک آنان سخن گفته سپس به شرح احوال محمد پرداختهاست.
اما آنچه جامی در ذم و سرزنش و پسرش سروده بود، مورد مخالفت بسیاری از علمای شیعه و از جمله قاضی میرحسین شافعی و قاضی عبید شوشتری واقع شد تا حدی که میرحسین یزدی او را با قیاس کرد.[]
| آن امام به حق ولی خدا | کاسدالله غالبش نامی | |
| دو کس او را به جان بیازردند | یکی از ابلهی یک از خامی | |
| هر دو را نام عبدرحمانست | آن یکی ملجم این یکی جامی |
در شعر دیگر میگوید:
| شیر خدا شاه ولایت علی | صیقلی شرک خفی و جلی | |
| روز احد چون صف هیجا گرفت | تیر مخالف به تنش جا گرفت |
هر چند از نظر خود او، رفض اگر حبّ آل محمّد باشد، درست و کیش همهٔ مسلمانان است و اگر منظور از آن بغض اصحاب رسول باشد، مذموم است و سپس گفتهاست مذهب «رفض» چون خواه و ناخواه به چنین بغضی میکشد، ناپسندیدهاست. جامی در سرودهای خود را ورای نزاع شیعه و سنی میداند:
| ای مغبچه از مهر بده جام می ام | کآمد ز نزاع سنی و شیعه قیام | |
| گویند که جامیا چه مذهب داری؟ | صدشکر که سگسنی و خرشیعه نیم |
دامنه عداوت منتسبین به اهل تشیع با جامی به زمان حیات او محدود نمانده و در زمان خروج صفویه و سرکوبی اهل سنت و شیعه سازی بالاجبار مردم دامنه این تجاوز بعد از وفات جامی به هرات رسید که دستور داد در هر کتاب و اسنادی که نام جامی را بیابند آن را تراشیده و به عوض آن خامی بنویسند که ، خواهرزاده جامی، در این وصفالحال شعری هم دارد:
| بس عجب دارم ز انصاف شه کشورگشای | آنکه عمری بر درش گردون غلامی کردهاست | |
| کز برای خاطر جمعی لوند ناتراش | نقطهٔ «جامی» تراشیدهاست و «خامی» کردهاست |
آثار جامی
از جامی دهها کتاب و رساله از نظم و نثر به زبانهای و به یادگار ماندهاست
۱- آثار منظوم: جامی اشعار خود را در دو مجموعه بزرگ گردآوری کردهاست:
جامی دیوان خود را در اواخر عمر به تقلید از در سه قسمت زیر مدون نمود:
الف) (دوران جوانی)
ب) (اواسط زندگی)
ج) (اواخر حیات)
دیوان قصاید و غزلیات این دیوان را جامی در سال ۸۸۴ تدوین و تنظیم کردهاست. قصاید جامی در و نعت پیامبر اسلام و و و نیز مطالب عرفانی و اخلاقیاست. جامی همچنین قصایدی در مدح یا مرثیه سلاطین و حکمای زمانش سرودهاست. غزلیات جامی غالباً از هفت بیت تجاوز نمیکند و اکثراً عاشقانه یا عارفانهاست.
از جامی مقطعات و رباعیاتی نیز باقیاست که یا محتوی مسائل عرفانیاست و اشاره به حقایق صوفیانه دارد یا نکته لطیف عاشقانهای در آن نهفتهاست. دیوانی نیز به نام از جامی بهجای مانده که در تمامی واژههای آن هیچ حرف نقطهداری استفاده نشدهاست.
مثنوی اول سلسلة الذهب (زنجیره طلا) به سبک و در سال ۸۸۷ سروده شدهاست، در این مثنوی از ، ، و از دیدگاه عرفانی سخن رفتهاست.این مثنوی بر وزن فعلاتن مفاعلن فعلن می باشد.
مثنوی دوم سلامان و آبسال که به نام سلطان یعقوب ترکمان آق قویونلو است و در سال ۸۸۵ تألیف شدهاست. حکایت نخستین بار در شرح اشارات خواجه نصیرالدین توسی و اسرار حکمه ابن طفیل آمده بود که جامی آن را به نظم فارسی درآورده و این مثنوی بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن می باشد.
مثنوی سوم تحفة الاحرار (هدیه ی آزادگان) نخستین مثنوی تعلیمی جامی است که به سبک و سیاق مخزنالاسرار نظامی سروده شدهاست. در این کتاب اشارتهایی به آفرینش، اسلام، نماز، زکات، حج، عزلت، تصوف، عشق و شاعری آمدهاست. در انتهای این مثنوی جامی به فرزند خود ضیاءالدین یوسف پندنامهای نگاشتهاست که در آن از جوانی خود یاد کردهاست. این کتاب بر وزن مفتعلن مفتعلن فاعلن سروده شده است.
مثنوی چهارم سبحةالابرار (نیایش نیکوکاران) و آن نیز مثنوی تعلیمیاست که در سال ۸۸۷ سروده شدهاست و در آن تعالیم اخلاقی و عرفانی در باب توبه، زهد، فقر، صبر، شکر، خوف، رجا، توکل، رضا و حب آمدهاست.این کتاب بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلن نوشته شده و می توان گفت نخستین و شاید آخرین اثر بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلن می باشد.
مثنوی پنجم یوسف و زلیخا مثنوی عشقی به سبک و است که به نام و یاد پیامبر و بیان معراج و مدح سلطان حسین بایقرا آغاز میشود. در این کتاب جامی از سوره یوسف در قرآن و نیز از روایات تورات در سفر پیدایش بهره بردهاست. تاریخ تألیف این کتاب را سال ۸۸۸ هجری دانستهاند. جامی این کتاب را بر وزن مفاعیلن مفاعیلن فعولن آورده است.
مثنوی ششم لیلی و مجنون مثنوی عشقیاست که به وزن نظامی و ساخته شدهاست. این کتاب درباره عشق لیلی و مجنون بوده و شباهت بالایی با لیلی و مجنون نظامی دارد. این کتاب بر وزن مفعول مفاعلن فعولن سروده شده است.
مثنوی هفتم خردنامه اسکندری که مثنوی تعلیمی در حکمت و اخلاق است و در آن از حکیمان از ، ، ، ، و سخن رفتهاست. این کتاب بر وزن شاهنامه فردوسی بوده و به سبک نظامی نگاشته شده است.
از دیگر آثار جامی است.
ارائه شده توسط : حسین ایزدی
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟