تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
6 پسندیدن
تاریخ انتشار
جمعه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
بازدید
455 نفر
الدرسُ الاوَّل
درس اول
مترادف :
تلامیذ=طلّاب(دانش آوزان)
حبیب =صدیق (دوست)
حیاه=صدیق(دوست )
ساعد=نصر(یاری کرد)
صحَّه=سلامه (تندرستی)
عام=سنه (سال)
فرح =سرور(شادی)
متضاد:
بنین(پسران)≠بنات (دختران)
جلوس(نشستن)≠قیام(برخاستن)
دخل(داخل شد)≠خرج(خارج شد)
ذهاب(رفتن)≠رجوع(برگشتن)
صعب(سخت)≠سهل(آسان)
عاقل(دانا)≠جاهل(نادان)
فرح(شادی)≠حزن(غم)
لک(به سود تو)≠علیک(به زیان تو)
معلوم(شناخته شده)≠مجهول(ناشناخته)
ترجمه خط به خط صفحه ۱۳:
اَهلاًوسَهلاً
معنی: خوش آمدید
یَبْتَدِئُ الْعامُ الدِّراسیُّ الْجَدیدُ. یَذْهَبُ الطُّلّابُ وَ الطّالِباتُ إِلَی الْمَدرَسَهِ بِفَرَحٍ؛
معنی: سال تحصیلی جدید شروع میشود. دانشآموزان پسر و دختر با خوشحالی به مدرسه میروند.
[یَبْتَدِئُ،یَذْهَبُ:فعل مضارع مفرد مذکرغایب/الطُّلّابُ:طالب]
هُمْ یَحْمِلونَ حَقائِبَهُم؛ وَ یَمْشونَ عَلیَ الرَّصیفِ وَ یعَبُرونَ مَمَرَّ الْمُشاهِ لِلْعُبورِ الْآمِنِ؛
معنی: آنها کیفهایشان را برمیدارند؛ ودر پیاده روراه می روند و برای عبور ومرور ایمن از گذرگاه عابر پیاده عبور میکنند.
الشَّوارِعُ مَمْلوءَهٌ بِالْبَنینَ وَ الْبَناتِ. یَبْتَدِئُ فَصْلُ الدِّراسَهِ وَ الْقِراءَهِ وَ الْکِتابَهِ وَ فَصلُ الصَّداقَهِ بَینَ التَّلامیذِ.
معنی: خیابانها پر از پسران و دختران است. فصل تحصیل و خواندن و نوشتن و فصل دوستی بین دانشآموزان شروع میشود.
[حَقائِبَ:حقیبه/شَّوارِعُ:شارع/یحملون،یمشون،یعبرون:فعل مضارع جمع مذکر غایب]
بسم ِالله الرَّحمن الرَّحیم
به نام خداوند بخشنده ومهربان
أَبْدَأُ باِسْمِ اللهِ کَلامی *** أَذْکُرُ رَبَّی عِنْدَ قیامی
معنی: با نام خدا سخنم را آغاز میکنم و به هنگام برخاستنم پروردگارم را به یاد میآورم.
أَبْدَأُ بِاسْمِ اللهِ دُروسی *** أَذْکُرُ رَبّی عنْدَ جُلوسی
معنی: با نام خدا درسهایم را آغاز میکنم و به هنگام نشستنم پروردگارم را به یاد میآورم.
[أَبْدَأُ،أَذْکُرُ:فعل مضارع متکلم وحده]
أَقْرَأُ بِاسْمِ اللهِ کِتابی *** أَسْأَلُ رَبّی حَلَّ صِعابی
معنی: با نام خدا کتابم را میخوانم، حل مشکلاتم را از پروردگارم درخواست میکنم.
[أَقْرَأُ،أَسْأَلُ:فعل مضارع متکلم وحده]
مَکْتَبُنا نورٌ وَ حَیاهُ *** فیهِ دُعاءٌ، فیهِ صَلاهُ
معنی: مکتب ما(مدرسه ما) روشنایی و زندگی است، در آن دعا و نماز است.
فیهِ عُلومٌ، فیهِ کَمالُ *** فیهِ کُنوزٌ، فیهِ جَمالُ
معنی: در آن دانشهاست ،درآن کمال هست، در آن گنجهاست، در آن زیبایی است.
[عُلومٌ:علم/کُنوزٌ:کنز]
یَتَخَرَّجُ مِنهُ الْعُلَماءُ *** وَ یُدَرِّسُ فیهِ الْحُکَماءُ
معنی: دانشمندان از آن فارغ التحصیل میشوند و حکیمان در آن درس میدهند.
[عُلَماءُ:عالم/حُکَماءُ:حکیم]
ها کُتُبی أَنوارُ سَمائی *** مَرْحَمَهٌ، کَنْزٌ، کَدَوائی
معنی: هان. کتابهایم روشنایی آسمانم هستند، مهربانی و گنج همچون داروی من هستند.
[کُتُب:کتاب/أَنوارُ:نور]
أَبْدَأُ بِاسْمِ اللهِ أُموری *** فَاسْمُ إِلهی، زادَ سُروری
معنی: با نام خدا کارهایم را شروع میکنم زیرا نام خدا شادیام را زیاد میکند.
[أُمور:امر/زادَ:فعل ماضی مفرد مذکرغایب]
ترجمه درس اول صفحه ۱۳ عربی نهم
ارائه شده توسط : کاربر پایه ی نهم
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟