تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۹
بازدید
104 نفر
تضاد نویسی با موضوع شلوغی سکوت
در عالم خموشی عزم سفر میکنم ناگهان فریادی رقص کنان از پای بر می خیزد و بی صدایی شهر دلم را به یکباره می شکند.
گویی
کسی بر طبلی می کوبد اما تو خالی ک در درون خود هیچ ندارد. رهیس! آرام
بگیرید سینه ی سنگینم را گوشه ای نشانده ام ساکن و بی لرزش... .
بر روی طبلتان نکوبید، نکوبید که غم جانسوزی در حنجره
تان مهمان نشده است تا به انتهای استخوان برسد و بسوزاند وجودتان را. آخر
انوقت تحمل میکنی و لال میشوی و میمانی و میسازی.
فریاد های کر کننده دست و دلشان به سوی دیگری است اما سکوت عاشق است و دل
نهاده بر پروردگار،لذت بخش است و شنیدنی فراوان دارد و خالی از خشم و
بریدگی فریاد و وصله به خداوند است. باید دل نهاد به سکوت و دوخت لبان
فریاد را ... .
ارائه شده توسط : حسین ایزدی
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟