این مقاله دربارهٔ حدیث ثقلین است. برای آشنایی با واژه ثقلین، مدخل ثقلین را ببینید.
حَدیث ثَقَلَیْن یا ثِقْلَیْن درباره جایگاه هدایتگری قرآن کریم و اهل بیت پیامبر(ص) در دین اسلام و لزوم تمسک به آنها پس از درگذشت پیامبر اسلام(ص) سخن میگوید و اینکه این دو، همواره در کنار یکدیگرند تا در کنار حوض کوثر به پیامبر اسلام(ص) ملحق شوند.
صحّت انتساب این حدیث به پیامبر(ص) را همه مسلمانان، شیعه و اهل سنت پذیرفتهاند. شیعیان با تکیه بر این حدیث، معتقد به لزوم امامت و عصمت امامان(ع) و نیز دوام امامت در همه زمانها هستند. محتویات
۱ متن حدیث ۲ منابع و سند حدیث ۲.۱ منابع اهل سنت ۲.۲ منابع شیعه ۳ زمان و مکان صدور حدیث ۴ سنت یا عترت؟ ۴.۱ عترت چه کسانیاند؟ ۵ دلالت حدیث بر باورهای شیعه در باب امامت ۵.۱ لزوم تبعیت از اهل بیت(ع) ۵.۲ عصمت اهل بیت(ع) ۵.۳ لزوم دوام امامت ۵.۴ مرجعیت علمی اهل بیت(ع) ۵.۵ حدیث ثقلین و تقریب مذاهب ۶ کتابشناسی ۷ جستارهای وابسته ۸ پانویس ۹ منابع ۱۰ پیوند به بیرون
متن حدیث
این حدیث در نقلهای مختلف، با عبارتهای گوناگون آمده، اما محتوای همه آنها یکی است.
ترجمه: من در میان شما دو چیز باقی میگذارم که اگر آنها را دستاویز قرار دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند. ای مردم بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد میشوید، پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم.
سنن نسائی از صحاح سته اهل سنت، این حدیث را چنین نقل میکند:
«... کأنی قد دعیت فاجبت، انی قد ترکت فیکم الثقلین احدهما اکبر من الآخر، کتاب الله و عترتی اهل بیتی، فانظروا کیف تخلفونی فیهما، فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض...».[۲]
ترجمه: زمان وفات من نزدیک شده است. من در میان شما دو شیء گرانبها باقی میگذارم که یکی بزرگتر از دیگری است، کتاب خدا و عترتم که همان اهل بیت(ع) است. پس بنگرید که چگونه با آن دو رفتار میکنید که آن دو از هم جدا نمیشوند تا آنکه در کنار حوض بر من وارد شوند.
منابع و سند حدیث
حدیث ثقلین با سندهای متعدد و عبارتهای گوناگون از زبان چندین صحابی پیامبر(ص) در منابع روایی شیعه و اهل سنت نقل شده است.[۳] برخی از متکلمان شیعه آن را متواتر شمردهاند.[۴] به گفته ملاصالح مازندرانی شیعه و اهل سنت بر مضمون این حدیث و صحت آن اتفاق نظر دارند.[۵] منابع اهل سنت
بنابر کتاب «حدیث الثقلین و مقامات اهل البیت» نوشته احمد ماحوزی، این حدیث را بیش از ۲۵ نفر از صحابه از پیامبر اکرم(ص) نقل کردهاند.[نیازمند منبع] نام برخی از این صحابه در ادامه میآید:
زید بن ارقم: این حدیث به شش طریق از او در کتابهای سنن نسائی،[۶] المعجم الکبیر طبرانی،[۷] سنن ترمذی،[۸] مستدرک حاکم نیشابوری،[۹] مسند احمد[۱۰] و کتابهای دیگر نقل شده است. زید بن ثابت در مسند احمد[۱۱] و المعجم الکبیر طبرانی.[۱۲] جابر بن عبدالله در کتابهای سنن (صحیح) ترمذی،[۱۳] المعجم الکبیر [۱۴] و المعجم الاوسط[۱۵] طبرانی. حذیفة بن أسید در کتاب المعجم الکبیر طبرانی.[۱۶] ابو سعید خدری در چهار موضع از مسند احمد[۱۷] و ضعفاء الکبیر العقیلی.[۱۸] امام علی(ع) به دو طریق در البحر الزخار یا همان مسند البزاز[۱۹] و کنز العمال.[۲۰] ابوذر غفاری در کتاب المؤتلف و المختلف دارقطنی.[۲۱] ابوهریره در کشف الاستار عن زوائد البزار.[۲۲] عبدالله بن حنطب در اسد الغابة.[۲۳] جبیر بن مطعم در ظلال الجنة.[۲۴] عدهای از صحابه[۲۵]
بحرانی صاحب کتاب غایة المرام و حجة الخصام، این حدیث را به ۳۹ طریق از کتابهای اهل سنت نقل کرده است. بنابر نقل کتاب یاد شده، این حدیث در کتابهای مسند احمد، صحیح مسلم، مناقب ابن المغازلی، سنن ترمذی، العمدة ثعلبی، مسند ابی یعلی، المعجم الاوسط طبرانی، العمده ابن البطریق، ینابیع المودة قندوزی، الطرائف ابن المغازلی، فرائد السمطین، و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است.[۲۶] منابع شیعه
بنا به نوشته غایة المرام و حجة الخصام، در منابع شیعه، ۸۲ حدیث با مضمون حدیث ثقلین نقل شده است که در کتابهای الکافی، کمال الدین، امالی صدوق، امالی مفید، امالی طوسی، عیون اخبار الرضا، الغیبة نعمانی، بصائر الدرجات و بسیاری از کتب دیگر جمعآوری شده است.[۲۷] زمان و مکان صدور حدیث
در اینکه پیامبر اسلام(ص) حدیث ثقلین را در چه زمان و مکانی بیان کرده، اختلاف است؛ ابن حجر هیتمی میگوید[۲۸] که رسول اکرم این حدیث را در بازگشت از فتح مکه، در راه طائف بیان کرده است، اما دیگران زمان و مکان آن را متفاوت از این دانستهاند.
گرچه برخی از نقلها را میتوان گزارشهای مختلف از رویدادی واحد دانست، اما درباره برخی دیگر از روایات، نمیتوان چنین داوریای داشت و این احتمال که پیامبر اکرم(ص) در مکانهای متعدد و مناسبتهای گوناگون، بهویژه در آخرین روزهای زندگی، بارها به جایگاه مهم قرآن و اهل بیت توجه داده است، تقویت میشود.[۲۹]
برای زمان و مکان صدور این حدیث، موارد زیر آمده است:
در روز عرفه سوار بر شتر،[۳۰] در حجة الوداع.[۳۱] در کنار غدیر خم پیش از آنکه حاجیان متفرق شوند،[۳۲] و حدیث غدیر در ادامه آن بیان شده است.[۳۳] در خطبهای در روز جمعه همراه با حدیث غدیر.[۳۴] در نماز جماعتی در مسجد خَیف، در آخرین روز از ایام تشریق.[۳۵] بر فراز منبر.[۳۶] در آخرین خطبهای که برای مردم خواندند.[۳۷] در خطبهای بعد از آخرین نماز جماعت با مردم.[۳۸] در بستر بیماری، آنگاه که اصحاب بر بالین حضرتش گرد آمده بودند.[۳۹]
سنت یا عترت؟
در برخی از منابع اهل سنت به جای عبارت «عترتی» در حدیث ثقلین، کلمه «سنّتی» آمده است.[۴۰] گفتنی است چنین نقلهایی بسیار نادر است و خود اهل سنت نیز به آن توجهی نکردهاند؛ چرا که این حدیث با چنین عبارتی در منابع معتبر اولیه نیامده است و متکلمان اهل سنت در نزاعهای کلامی بین مذاهب، به آن توجه نکردهاند. عترت چه کسانیاند؟
در بیشتر نقلها، عبارت «اهل بیت(ع)»، برای توضیح «عترت» آمده است؛ اما در برخی نقلها فقط عترت [۴۱] و در برخی دیگر فقط اهل بیت(ع)[۴۲] آمده و در پارهای موارد سفارش به اهل بیت(ع) تکرار شده است.[۴۳]
در برخی نقلهای شیعه از حدیث ثقلین، در توضیح اهل بیت(ع)، به دوازده امام شیعه(ع) اشاره شده است.[۴۴] دلالت حدیث بر باورهای شیعه در باب امامت
علمای شیعه در بسیاری از کتابهایشان این حدیث را نقل کرده، با استفاده از آن به تحکیم عقاید شیعه پرداختهاند. میر حامد حسین کنتوری (هندی، متوفی ۱۳۰۶) فصلی جامع در عَبَقات الانوار (جلد۱تا۳) به این حدیث و راههای نقل آن اختصاص داده و بااستناد به منابع اهل سنت، به معرفی اهمیت این حدیث پرداخته است. او در بحث امامت، این حدیث را بر تمام احادیث مقدم کرده است.[نیازمند منبع]
علمای شیعه برای اثبات برخی از باورهای خود به حدیث ثقلین استناد کردهاند. برخی از آن باورها عبارتند از: لزوم تبعیت از اهل بیت(ع)
در حدیث ثقلین، اهل بیت(ع) در کنار قرآن قرار داده شدهاند و همانطور که بر مسلمانان تبعیت از قرآن واجب است، تبعیت از اهل بیت(ع) نیز واجب است. همچنین از آنجا که پیامبر(ص) در تبعیت از آنها قید و شرطی بیان نکرده است، تبعیت از آنها به صورت مطلق و در تمام رفتار و گفتار آنها واجب است.[۴۵] عصمت اهل بیت(ع)
حدیث ثقلین با توجه به تصریح به عدم جدایی قرآن و اهل بیت(ع)، بر عصمت اهل بیت دلالت دارد؛ زیرا ارتکاب هرگونه گناه یا خطا، موجب جدایی اهل بیت از قرآن خواهد شد.[۴۶] همچنین پیامبر(ص) در این حدیث تصریح کرده است که هر کس به قرآن و اهل بیت تمسک کند، گمراه نخواهد شد. اگر اهل بیت معصوم نباشند، پیروی بدون قید و شرط از آنها موجب گمراهی خواهد شد.[۴۷]
اثبات عصمت اهل بیت(ع) از حدیث ثقلین در قالب برهان اینگونه تبیین شده است:
اگر کسی همواره با قرآن باشد، از گناه و اشتباه مصون و محفوظ است؛ زیرا قرآن از هر خطا و اشتباهی مصون است. براساس حدیث ثقلین، اهل بیت همواره با قرآن هستند و تا روز قیامت از همدیگر جدا نمیشوند. پس اهل بیت همانند قرآن معصوم هستند.[۴۸]
برخی از محققان اهل سنت نیز دلالت حدیث ثقلین بر طهارت و پیراستگی اهل بیت(ع) از آلودگی و خطا را پذیرفتهاند.[۴۹] لزوم دوام امامت
در متن حدیث نکاتی وجود دارد که بر اساس آن میتوان لزوم همیشگیبودن امامت را ثابت کرد.
نخست همراهی اهل بیت(ع) با قرآن با توجه به این نکته که قرآن منبع ابدی هدایت در اسلام است. پس همیشه فردی از اهل بیت(ع) نیز همراه قرآن وجود خواهد داشت که به او مراجعه شود. دوم آنکه پیامبر(ص) تأکید کردهاند این دو تا کنار حوض کوثر از هم جدا نمیشوند. سوم آنکه پیامبر(ص) فرمودهاند اگر این دو گرانسنگ را دستاویز قرار دهید، تا ابد گمراه نخواهید شد.[نیازمند منبع]
امام زرقانی مالکی، از علمای اهل سنت، در شرح المواهب،[۵۰] از علامه سمهودی نقل میکند: از این حدیث فهمیده میشود که تا قیام قیامت کسی از عترت که شایستگی تمسک به او باشد وجود دارد، تا ترغیب مذکور در این حدیث بر او دلالت کند، همچنان که کتاب [یعنی قرآن] چنین است؛ از این رو اینان [یعنی عترت] امان زمینیاناند و چون بروند زمینیان میروند.[۵۱] مرجعیت علمی اهل بیت(ع)
از آنجا که قرآن منبع اصلی عقاید و احکام عملی همه مسلمانان است و این حدیث نیز اهل بیت(ع) را همراه جداییناپذیرِ قرآن معرفی میکند، بهسادگی میتوان نتیجه گرفت اهل بیت(ع) نیز مرجع علمیای خطاناپذیر در همه زمینههای علوم اسلامیاند. سید عبدالحسین شرف الدین در بحثی که با شیخ سلیم بُشری داشته است ـ در کتاب المراجعات ـ مرجعیت علمی ائمه(ع) و لزوم تبعیت از آنان را ثابت کرده است.[۵۲] حدیث ثقلین و تقریب مذاهب
حدیث ثقلین مورد قبول شیعه و سنی است. تا کنون گفتگوهای چندی درباره این حدیث شده که موجب همگرایی و تقریب مذاهب اسلامی شده است، از جمله بحث و گفتگوی سید عبدالحسین شرفالدین با شیخ سلیم بُشری از علمای اهل سنت. این گفتگو در کتاب المراجعات آمده است. توجه جدی آیتالله بروجردی به این حدیث نیز ادامه حرکتی بود که شرفالدین آغاز کرده بود.[۵۳] کتابشناسی
علمای شیعه به جز نقل حدیث ثقلین، به صورت مستقل هم درباره آن کتابهایی نوشتهاند، همانند:
حدیث الثقلین، نوشته قوامالدین محمد وشنوی قمی، حدیث الثقلین، اثر نجمالدین عسکری، حدیث الثقلین، اثر سید علی میلانی، حدیث الثقلین و مقامات اهل البیت، اثر احمد الماحوزی، به زبان عربی.
جستارهای وابسته
حدیث سفینه حدیث سلسلة الذهب حدیث لوح حدیث کساء آیه ولایت حدیث یوم الدار