تعداد نظرات
3 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰
بازدید
253 نفر
. . . . . . . . . . . . .
اگر می خواهید در تعطیلات نوروز به فرزندانتان خوش بگذرد توصیه می کنیم با برخی روش های موثر در این زمینه آشنا شوید و سعی کنید ایام عیدتان به بهترین نحو سپری شود و خاطرات خوبی از آن برجای بماند
روزهای تعطیل عید فرصت خوبی است برای اینکه بچهها یک برنامه منظم و مفرح داشته باشند. بالاخره روزهای تعطیل عید از راه میرسند؛ روزهایی که بچهها از همه بیشتر عاشقشان هستند. در دنیای بچهها هیچچیز لذتبخشتر از این نیست که از صبح تا شب تعطیل باشند؛ نه به مدرسه میروند، نه مهدکودک و تمام روز را خوش میگذرانند. تازه در ایام عید کلی خوراکی خوشمزه، مهمانی و دیدوبازدید، بازی و شیطنت با بچههای دیگر فامیل و کارتونها و سریالهای قشنگ و شاد هم هست که لذت بچهها را کامل میکند؛ خلاصه 2هفته فقط خوشی و تفریح و تعطیلی.
ولی این تعطیلات طولانی پشتسر هم یک عیب کوچولو هم دارد و آن اینکه برنامه زندگی بچهها در این ایام به کلی بههم میریزد و همین باعث میشود که آنها نتوانند بهترین استفاده و بیشترین لذت را از این ایام ببرند. برای اینکه بتوانید ایام عید را به روزهایی بهتر و لذتبخشتر تبدیل کنید، باید چندکار ساده کوچک انجام دهید.
ببخشید، الان شبه یا روز؟!
یکی از عادتهای نه چندان خوب روزهای تعطیل همه ما این است که شبها را تا دیروقت بیدار میمانیم و صبحها تا ظهر خواب هستیم! طبیعی است که بچهها هم تحتتاثیر این بینظمی، خواب و بیداریشان به هم میریزد. نتیجه این موضوع آن است که بچهها تقریبا موقعی از خواب بیدار میشوند که دیگر وقت صبحانه نیست و کمی بیشتر به زمان ناهار نمانده. بههمین دلیل وعده صبحانه از غذای بچهها حذف میشود و آنها شروع به خوردن هلههوله میکنند.
بیانضباطی ممنوع!
نتیجه بد دیگر این عادت، کسالت و بیحوصلگی بچهها و بداخلاقی آنهاست. چه شبها که دیروقت از مهمانی و دیدوبازدید برمیگردید و چه صبحها که تقریبا نزدیک ظهر آنها را از خواب بیدار میکنید.
این عادت دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن یک دردسر دیگر هم بهدنبال دارد و آن این است که با رسیدن به پایان تعطیلات و نزدیک شدن زمان مدرسه یا مهدکودک، شما به سختی میتوانید فرزندتان را به همان نظم اولیه برگردانید و او را وادار کنید تا شبها به موقع بخوابد و صبحها زود از خواب بیدار شود.
بنابراین همه زحمتی که برای منظم کردن برنامه فرزندتان و عادت دادن او به زمان مناسب خواب و بیداری کشیده بودید، هدر می رود.
فرمول تنظیم ساعت خواب در تعطیلات!
برای اینکه دچار دردسرهای بههم خوردن برنامه خواب فرزندتان نشوید، بد نیست چند نکته را رعایت کنید:
• شام فرزندتان را در ساعت همیشگی و معین به او دهید.
• به فرزندتان اجازه دهید شبها فقط یکی، دو ساعت بیش از حد معمول بیدار بماند.
• زمانی که احساس میکنید، کودکتان خسته و بهانهگیر شده سعی کنید، محیط آرامی را برایش فراهم کنید تا بتواند بخوابد.
• در دیدوبازدیدها و منزل اقوام هم از آنها بخواهید تا جای ساکتی را به خواب و استراحت بچهها اختصاص دهند.
• صبحها نیز کاری کنید که بچهها فقط یکی، دو ساعت بیشتر از حد معمول بخوابند.
• در چند روز پایانی تعطیلات سعی کنید، برنامه خواب و بیداری کودکتان را کمکم به ساعت معمول نزدیک کنید. مثلا هر شب او را 20دقیقه زودتر بخوابانید.
وقتی بازی کامپیوتری بلای جانتان میشود
تلویزیون در این ایام از صبح تا شب پر از برنامههای شاد و قشنگ است و معمولا هم بچهها دوست دارند همه این برنامهها را دنبال کنند. نشستن طولانیمدت بچهها پای تلویزیون، اتفاقی است که اصلا خوب نیست در ایام عید بیفتد، چون باعث کسالت بچهها میشود و آنها را از بازی و جنبوجوش بازمیدارد. بازیهای کامپیوتری هم دقیقا همین اثر را دارند و حتی تاثیر بازیهای کامپیوتری در درازمدت از تلویزیون هم بدتر است. چون کودک غالبا زمان زیادی از طول روز با آنها سرگرم میشود بدون آنکه تحرکی داشته باشد. آن هم در شرایطی که برنامه غذایی و خوابش به هم ریخته و مدام در حال خوردن هلههوله است.
با تلویزیون دیدن افراطی چه کنیم؟
برای اینکه بتوانید بچهها را در روزهای تعطیل از چسبیدن به کامپیوتر و تلویزیون منصرف کنید، باید جایگزین خوبی برای آنها پیدا کنید. بنابراین؛
• سعی کنید، ساعت تماشای تلویزیون و بازی با کامپیوتر را به 4 یا 5ساعت در روز محدود کنید.
• ساعت برنامههای مخصوص کودکان را بدانید.
• کودکان را برای بازی و جنبوجوش در هوای بهاری به فضای آزاد ببرید.
یاد پیک شادی به خیر!
دکتر پریناز بنیسی، روانشناس میگوید: شاید شما والدین عزیز که الان مشغول خواندن این صفحهها هستید، پیکشادی را به یاد داشته باشید. یک دفتر مشق بزرگ از پیش چاپ شده که برای بچهها بیشتر مایه عذاب بود تا شادی! هدف از دادن پیک شادی به بچهها این بود که در ایام عید درس و مشق را فراموش نکنند. هر چند این روزها پیک شادی به آن شکل وجود ندارد اما هنوز هم بسیاری از معلمها تکالیفی را برای بچهها در ایام عید مشخص میکنند، چون این مشکل وجود دارد که بچهها وقتی دو هفته یا بیشتر از درس و مدرسه فاصله میگیرند، مطالب درسی را فراموش میکنند.
چه کنیم که درس خواندن را فراموش نکنند؟
مهم این است که کاری کنید تا این تکالیف باعث دردسر بچهها نشود بنابراین؛ اجازه ندهید تا فرزندتان همه تکالیف را یکشبه انجام دهد. خیلی از بچهها دوست دارند در روزهای اول تعطیلات همه تکالیفشان را حل کنند تا خیالشان راحت شود! در مقابل نباید بگذارید همه این تکالیف به شب آخر تعطیلات موکول شود. هر روز زمان کوتاهی، مثلا نیمساعت را برای رسیدگی به تکالیف بچهها اختصاص دهید. به فرزندتان برای حل کردن درست و بهموقع تمرینها و نوشتن تکالیف جایزههای کوچکی بدهید.
خاطرات عید دانش آموزان ازقدیم
باسلام به همه بچه های خوب ایران زمین و میگم "عیدتون مبارک "
شما بچه های خوب امروزی قدرتون بدونین با" پیک نوروزی " که خیلی هم زیبا وقشنگه طراحی شده وآخرشم جایزه میدن وکلی تو تعطیلات برای خودتون بازی وتفریح می کنین ودفترچه نوروزیتون و انجام میدین .
ولی ما خیلی خوشحال بودیم که داره نوروز میاد؛ تعطیلات عید وکلی برنامه می چیدیم که تو روزای عید وقتمون وچجوری پر کنیم ؛ یکی دوروز مونده به عید معلم به ما عید و تبریک می گفت وبعد ش برامون کلی مشق عید می داد می گفت : تمرین های ریاضی رو پاکنویس کنین ؛پرسشهای علوم ,تاریخ,اجتماعی,مشق فارسی و.... همه رو واسه عید پاکنویس کنین وروز 14 بیارین .هرچه از صبح تا شب می نوشتیم تا تکالیفمون و انجام بدیم نمی شد ؛آخرش نصف ونیمه یه چیزی تحویل معلم مون می دادیم .نه بازی نه تفریح نه مسافرت خلاصه تعطیلات یه جورایی کوفتمون میشد آخرش یه انشاء درباره :تعطیلات نوروز را چگونه گذرانده اید ؟ بنویسید .
آخ که چقدر از اون"ننه سرما بدم میومد! چون سه چهارصفحه بود!
معلم هم گفته بود
5 بار از درس ننه سرما مینویسید +
از یک تا صد را توی ده صفحه مینویسید!
بعدشم.انشاء
موضوع(1) بهار را تعریف کنید
موضوع(2):تعطیلات عید را چطور گذراندید؟!.در سیزده صفحه توضیح دهید
از روز اول تعطیلات هم اصلا مادرم نمیذاشت خیر ببینیم و همش تا حوصله ش سرمیرفت! میگفت:مشق هاتو نوشتی؟؟!.
تا روز چهار و پنج گه گاهی سرک میکشیدم به کتابهام
اما بعد از هفته اول همش هول و هراس ِمدرسه را داشتم.
مشق ها را به هر ترتیبی بود مینوشتم.اما انشاءها را گذاشتم برا روز آخر.
یعنی راستشو بخواهید یادم نبود و بعدشم نمیدونستم چی باید بنویسم؟!
خلاصه..اونروزها به علت امکانات زیاد! سیزده بدر افتاده بود 5شنبه
شب که اومدیم خونه! یهو دلم هُری ریخت و شروع کردم طبق معمول به ونگ زدن
مادرم بالحنی مهربان!گفت:باز چه مرگت شده؟!
گفتم: خب درسهام مونده
مادرهم که سواد نداشت.!.توهمسایگی مون یه معلم بود!.
پس دستمو گرفت و برد خونه شون معلم هم کمی راهنمایی کرد که:
بهار فصل رویش گلها و آواز چلچله هاست و فلان و بهمان!.
همینها را بردار بنویس
این از انشاء فصل بهاررررر!!!
اما انشای دوم را خب خودت ببین کجا رفتی و چکارکردی ؟
روزانه بنویس در حد چهار 5 خط!.اومدیم خونه و شروع کردم به نوشتن:
روز اول: 
امروز ازخواب که بیدار شدم! پرستوهای بهاری حامل خبری خوش بودند
از پنجره که آسمون را نگاه کردم! پرستوهای خوش خبر را دیدم که چهچه میزدند
عید را به بزرگترها تبریک گفتیم و بعد از خوردن صبحانه و پوشیدن لباسهای نو!
رفتیم خونه خاله اینا!
خونه خاله نهار را دور هم بودیم و کلی خوش گذشت.!
غروب هنگام بازگشت به خانه شکوفه های بهاری را رو شاخهء درختا دیدم و
با دیدن پرستوهای مهاجر بسی شاد گشتم
روز دوم: 
صبح که ازخواب بیدار شدم از شنیدن آواز پرستوهای بهاری کلی مشعوف گشتم
بعد از خوردن صبحانه و پوشیدن لباسهای نو! به اتفاق خانواده
رفتیم خونه عمو و با پسر عموها کلی بازی کردیم و عیدی هم گرفتیم
ماهی های تُنگ بلوری هم کلی از اومدن بهار خوشحال بودند
روزسوم:
صبح با صدای پرستو های بهاری ازخواب پریدم!
خوب که دقت کردم دیدم چندون صدای پرستوها با کلاغ فرقی نداره!!
بعد از خوردن صبحانه رفتم سراغ درسهام و خاطرات خوش2روز گذشته را نوشتم!
بعد هم مشقهای بجا مانده را نوشتم!
بعدش! خاله اینا! اومدن خونه مون و کلی خوش گذشت
تا غروب خونه مون بودن و از بهار و فصل رویش گلها سخن راندند!!
روزچهارم
آخ که چقدر دوست دارم سر به تن این پرستوهای بهاری نباشه
ناچاراً بیدار شدم و بعد از خوردن صبحانه! همش مشق نوشتم
بعد از ظهر هم چون از برنامه های تلویزیون خوشم نمیاومد! فقط درس خوندم
روز پنجم
با صدای گوشخراش کلاغها! ازخواب بیدار شدم
روزهای بعد را هم بگم؟؟؟!!![]()
خب معلومه دیگه! همش درس خوندم و مشق نوشتم!
خلاصههههههههههههههه
تا ساعات پایانی شب چهاردهم فروردین به هر جون کندن و ونگ زدنی بود
انشاء ها هم تموم شد و خوابیدم.صبح که رفتم مدرسه همش هراسون بودم
نکنه آقا معلم بگه چرا انشاءهات دو سه خطیه؟!.اما معلم مون اومد سرکلاس و
از روی بی میلی دفتر مشق بچه ها را گرفت و بی اونکه نیم نگاهی بیندازه
همشون را خط خطی کرد
همش توفکر بودم که چقدر از پرستوهای بهاری! نوشتم و آقامعلم وقعی ننهاد!
فکر کنم آقا معلم اونروزصبح با صدای روحنواز پرستوها ازخواب بیدار شده بود





این عمونوروز را هم قبلا درست کرده بودم! اما خب نمی شد بگم:
به شرط بقا وحیات! سال بعد براتون میذارم
سیلی نقد به از حلوای نسیه!.
امید که همواره شادوسلامت باشید و هر روزتون نوروز باشه حتی ۱۴ فروردینارائه شده توسط : حسین ایزدی
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟