موقعیت سراشیبی سقوط گاهی از آنچه تصور میشود تند و تیزتر است. برای آنهایی که نسبت به تولید و کار، غیرت بیشتری داشتند؛ این موضوع بیشتر صدق میکرد؛ چرا که برخی از تولیدکنندگان عطای تولید را به لقایش بخشیدند و وارد فضای واردات یا واسطهگری در اقتصاد شدند؛ اما آقای محمدی با چنگ و دندان میجنگید تا کارگاه را حفظ کند. با این حال هر دم از این باغ بری میرسید. هر شب آقای محمدی با یک خبر بد جدید به خانه برمیگشت. قاچاق کالا و واردات بیرویه محصولات ارزان قیمت خارجی، شرایط رقابت را به شدت برای محصولات شرکت ایران سبز، سخت و یا شاید غیرممکن کرده بود و تقریباً فروش داخلی را به کمترین حد ممکن رسانده بود. حتی مشتریهای قدیم آقای محمدی هم دیگر از محصولات او نمیخریدند. روزنه امید صادرات هم که قبلاً به واسطه تحریمها بسته شده بود. تابآوری در چنین شرایطی، غیرممکن بهنظر میرسید.
همان شب پدر بعد از اخبار ساعت نهُ به خانه رسید؛ در حالی که در همه بخشهای خبری تلویزیون سخن از قاچاقهای گسترده و سوءاستفادههای مالی برخی تولیدکنندگان از ارز و تحریم بود. از چهره او به خوبی میشد فهمید که خبرها به گوش او هم رسیده است. بعد از شام که در سکوت برگزار شد، ستایش جرئت کرد و سر صحبت را باز کرد:
ستایش: بابا حالا اوضاع خیلی بد میشه؟ پدر: چی بگم؟ من که دیگه هیچ امیدی ندارم! فکر کنم باید تعطیل کنم! امیرعلی: پس کارگراتون چی میشن؟ پدر: همه غصهام به خاطر اوناس! من که فوقش زمین کارگاه رو میفروشم و یه کاسبی دیگه راه میندازم. این بندگان خدا چه کنن که همین حقوق کمی هم که میگرفتن به زور خرجشون رو تأمین میکرد! خدا به خیر بگذرونه. مادر: خب بقیه همکاراتون چیکار میکنن؟ پدر: شرایط برای همه یکیه! فقط چیزی که منو خیلی میسوزونه نیش و کنایههای رفقای قدیمه که جمع کردن و رفتن خارج! امیرعلی: چه فکر خوبی کردن که رفتنا! پدر (با عصبانیت): پسر من نیستی اگه از این حرفا بزنی! غیرت ملیات کجا رفته؟ اینجا کشورمونه؛ خونهمونه! تو خونهات رو به خاطر سختیهاش رها میکنی و میری؟ امیرعلی: حالا چرا عصبانی میشین؟ خب یه جمله گفتما! پدر: آخه عزیز من اگه همه ول کنن و برن، یا بزنن تو کار خرید ملک و ماشین و سکه و دلار و واردات، اون وقت کی تولید کنه؟ چرخ اقتصاد چطوری بچرخه؟ اقتصاد مملکتمون چطوری رشد کنه؟ اونایی که ندارن چیکار کنن؟ تو که همیشه خوب فکر میکردی بعد حرف میزدی، حالا چرا...؟ مادر: همه اونایی که رفتن خارج یه روزی دلشون برای کشورشون تنگ میشه! من اینو توی این فیلمای مستند زیاد دیدم. ستایش: حالا شما میخواین چیکار کنین بابا؟ پدر: چی بگم والا! تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که همه خط تولیدها رو خاموش کنم و فقط یکی رو نگه دارم تا کارگاه نخوابه! مادر: طفلک این کارگرا! همشون دارن بیکار میشن! ستایش: تازه داشت کارا درست میشدا ! چقدر بده آدم حس کنه داره کمکم و خورده خورده بدبخت میشه؟ گفتوگو در کلاس صفحه 83 کتاب درسی
1- از شنیدن واژه بیکاری چه احساسی به شما دست میدهد؟ 2- آیا میشود گفت بین احساسی که از بیکاری دارید با آنچه واقعاً در حال روی دادن است، تفاوت وجود دارد؟ 3- به نظر شما چه ارتباطی بین رکود و بیکاری در یک کارگاه تولیدی و رکود و بیکاری در کل کشور وجود دارد؟ نقشهراه
ما در این درس میخواهیم درباره رکود و بیکاری سخن بگوییم؛ دلایل بیکاری را بشناسیم و درباره محاسبه نرخ بیکاری مطالبی فراگیریم. در پایان این درس خواهیم توانست:
- درباره چیستی و علتهای رکود، بحث کنیم. - میزان بیکاری را اندازهگیری کنیم. - درباره پیامدهای بیکاری و مشکل فقر، بحث کنیم. طرح مسئله
اگر پای خاطرات پدربزرگ و مادربزرگتان بنشینید، احتمالاً درباره کسانی میشنوید که در قدیم کارشان پنبهزنی و درستکردن تشک و لحاف بود و در کوی و برزن میگشتند و کار خود را فریاد میزدند؛ اما امروزه خبری از این شغل نیست و بهجای آن کارخانههایی با هزاران نفر نیروی کار به وجود آمده است که به صورت صنعتی کالای خواب تولید میکنند. داستان از بین رفتن برخی شغلها و بهوجود آمدن برخی دیگر از مواردی است که دائم در اقتصاد در حال تکرار است.
گاهی اوقات از دست دادن شغل به دلیل تغییرات در فناوریهای صنعتی و رویههای تولید نیست؛ بلکه عواملی همچون ضعیف بودن ساختار اقتصادی، قاچاق و واردات بیرویه و یا تحریمهای اقتصادی، عدهای را از کار، بیکار میکند. در این صورت، تولیدات شرکتها و کارخانهها کاهش مییابد و اقتصاد کشور گرفتار رکود میشود. منابع غیرفعال و منحنی مرز امکانات تولید
با کاهش تولید و پدید آمدن رکود، کارگران کمتری هم مورد نیاز است و سرمایه کمتری مورد استفاده قرار میگیرد؛ در چنین شرایطی اقتصاد دارای منابع بیکاری است که این منابع میتوانست برای تولید کالا و خدمات از آن استفاده شود اما از آنها برای تولید هیچ چیز استفاده نمیشود! رکود بزرگ دهه 1930 میلادی در اروپا
وجود این منابع بیکار سبب میشود که کشور در زیر مرز امکانات تولید قرار گیرد (نقطه x در شکل زیر). دلایل مختلفی برای قرار گرفتن در درون مرز امکانات تولید به جای قرار گرفتن روی آن وجود دارد. شاید برخی از کارخانهها بسته شدهاند یا بعضی از کارگرها بیکار هستند. وقتی یک اقتصاد منابع غیرفعال دارد، به راحتی میتواند با استفاده از آن منابع غیرفعال کالا و خدمات زیادی تولید کند.
فعالیت فردی در کلاس صفحه 85 کتاب درسی
در درسهای گذشته راجع به منحنی امکانات تولید سخن گفتیم. با توجه به مفهوم آن تحلیل کنید که چرا این جمله صحیح است: «وقتی یک اقتصاد منابع غیرفعال دارد، هیچ احتیاجی به انتقال منابع از تولید یک کالا به تولید کالای دیگری نیست». اشتغال و بیکاری
همهٔ ما از صبح که از خواب بیدار میشویم تا شب کارهای مختلفی انجام میدهیم. اما اینها لزوماً شغل ما نیست؛ بنا به تعریف، کسانی که در ازای کاری که انجام میدهند دستمزد یا حقوق میگیرند، شاغل محسوب میشوند؛ این شغل میتواند تمام وقت یا پاره وقت باشد.
همهٔ کسانی که شغلی ندارند، هم بیکار نیستند. بیکار کسی است که بالاتر از 15 سال دارد و در جستوجوی کار است؛ اما کاری برای خود پیدا نمیکند. بنابراین کسانی که دانشآموز و دانشجو هستند و یا بازنشسته و خانهدارند و دنبال کار نمیگردند، بیکار محسوب نمیشوند.
اگر تعداد افراد شاغل و بیکار را باهم جمع کنیم، جمعیت فعال جامعه به دست میآید. جمعیت فعال افرادی هستند که یا مشغول به کارند یا دنبال کار میگردند. افراد دیگری را که در سن کار (بالای 15 سال) قرار دارند، ولی شاغل و یا بیکار نیستند، در جمعیت غیرفعال دستهبندی میکنند (مانند دانشجویان و دانشآموزان بالای 15 سال). نرخ بیکاری
اساسیترین شاخص ارزیابی وضعیت اشتغال کشور نرخ بیکاری است. نرخ بیکاری از نسبت تعداد بیکاران به کل جمعیت فعال کشور ضرب در صد به دست میآید.
فعالیت فردی خارج از کلاس صفحه 86 کتاب درسی
مرکز آمار ایران که وظیفه استخراج این آمارها را دارد از کجا متوجه میشود که مردم بیکار هستند یا نه؟ درباره شیوه آمارگیری از اشتغال و بیکاری تحقیق کنید و آن را در کلاس ارائه کنید. آیا میتوانید با توجه به دادههای مرکز آمار، نرخ بیکاری را برای سال 1398 محاسبه کنید؟
چرا بیکاری را بیشتر از آنچه اعلام میشود، احساس میکنیم؟
آنچه در سنجش تعداد بیکاران اتفاق میافتد، گاهی با احساس عمومی جامعه از بیکاری سازگار نیست؛ چرا که:
- طبق تعریف، کسانی را که از جستوجوی شغل دلسرد شدهاند بیکار محسوب نمیکنند! - همهٔ کسانی را که بهصورت پارهوقت مشغول به کارند شاغل بهحساب میآورند، در حالی که آنها در جستوجوی شغل تمام وقت هستند و خود را شاغل به حساب نمیآورند. - همهٔ کسانی را که در غیر از زمینه تخصصیشان مشغول به کار و فعالیت باشند، شاغل محسوب میکنند. - برخی افراد نیز ممکن است به دلایلی مانند اشتغال در بخش غیررسمی یا به امید بهرهمندی از بیمه بیکاری و... با مأموران آمارگیری درباره وضعیت شغلی خود با صداقت برخورد نکنند.
این دلایل سبب میشود که نرخ بیکاری از مقدار واقعیاش فاصله داشته باشد ولی در هر صورت همچنان بهترین سنجه برای مشخص شدن وضعیت بیکاری در جامعه است. بازار نیروی کار
نیروی کار نیز در اقتصاد دارای بازار است. همانطور که در بازار کالا، مقدار عرضه و یا تقاضای یک کالا با قیمت آن ارتباط مییابد، در بازار کار نیز قیمت نیروی کار که نام آن دستمزد است، با میزان تقاضا یا عرضه نیرویکار ارتباط دارد. عرضه کننده نیرویکار، همان کارگرانی هستند که با نیروی بدنی و یا فکری خود، محصول یا خدمتی را تولید میکنند و حاضرند کار خود را در اختیار تقاضاکنندگان کار قرار دهند. تقاضاکنندگان نیرویکار، صاحبان شرکتها و کارخانهها یا سرمایهگذارانی هستند که نیروی کار را استخدام میکنند و گاهی در اقتصاد به آنها کارفرما هم میگویند. فعالیت گروهی در کلاس صفحه 87 کتاب درسی
در نمودار زیر، مقدار و قیمت (دستمزد) تعادلی در یک بازار کار، نشان داده شده است. در دستمزد پنجمیلیون تومانی (برای هر ماه)، بازار دارای مازاد عرضه است و در قیمت دو میلیون تومانی، بازار با مازاد تقاضا روبهروست. اولاً تحلیل کنید که مازاد عرضه و تقاضا در بازار کار به چه معناست؛ ثانیا چگونه مقدار و قیمت در بازار کار به حالت تعادلی باز میگردد.
انواع بیکاری
بیکاری به دلایل مختلفی میتواند به وجود آید اقتصاددانان انواع بیکاری را با توجه به دلایل آن دستهبندی میکنند: نوع بیکاری تعریف بیکاری اصطکاکی این نوع بیکاری شامل کسانی میشود که شغل قبلی خود را به دلایلی رها کرده و به امید یافتن شغلی بهتر در جستوجو هستند. همچنین شامل کسانی است که به تازگی در حال ورود به بازار کار هستند. این نوع بیکاری کوتاه مدت است و در همه کشورها وجود دارد. بیکاری فصلی زمانی اتفاق میافتد که کارگران به دلیل تغییرات فصلی شغل خود را از دست میدهند، مانند برخی کارگران ساختمانی و کشاورزان در فصل زمستان. بیکاری ساختاری بیکاریای که ناشی از عدم تطبیق بین افراد جویای کار و انواع شغلهای موجود به دلایلی از جمله عدم تطابق مهارتهاست، مثلاً نیروی کار ساده در اقتصاد وجود دارد؛ ولی نیروی کار متخصص مورد نیاز است. بیکاری دورهای بیکاریای که هنگام رکود اقتصادی رخ میدهد. در دوره رکود، تولید کاهش مییابد و به همین دلیل شرکتها استخدام خود را متوقف میکنند یا بخشی از نیروهای خود را بیکار میکنند. بیشتر بدانیم
آیا نرخ بیکاری صفر هم داریم؟ برخی افراد ممکن است به دلایل مختلف شغل خود را رها کنند و به جستوجوی شغل بپردازند و تا زمانی که دوباره استخدام شوند، بیکار خواهند بود (بیکاری اصطکاکی). برخی از کارگران هم در پایان فصل کاری خود برای مدتی بیکارند تا فصل کارشان مجدد آغاز شود (بیکاری فصلی). همچنین فناوری و ساختار تولیدی همیشه در حال تغییر است و مهارتهای برخی افراد ممکن است تقاضا نداشته باشد (بیکاری ساختاری). اقتصاددانان این میزان از بیکاری را که همیشه در جامعه وجود دارد نرخ طبیعی بیکاری برای یک اقتصاد سالم توصیف میکنند.
بیکاری و رکود، چه پیامدهایی دارد؟
بیکاری مشکلات زیادی برای بیکاران و خانوادههای آنها به وجود میآورد. علاوه بر از دست دادن درآمد خانوار، بسیاری از بیکاران، بیمه خدمات درمانی خود را نیز از دست میدهند. خانوادههایی که هیچ دستمزد دیگری ندارند، مجبورند از پسانداز خود برای غذا، پوشاک و مسکن استفاده کنند يا از ديگران برای تأمين اين نيازها قرض بگيرند، ضمن اینکه برای هزینههای غیرمترقبه مانند درمان و خرابي لوازم خانگي و... ناتوان میشوند. بیکاری همچنین میتواند موجب بروز اختلافات خانوادگی شود و حتی جرم و جنايت را در جامعه بیفزاید. بیکاری تأثیری منفی نیز بر بودجه دولت دارد. میزان بالای بیکاری، دولت را مجبور میکند تا پول بیشتری را صرف برنامههای اجتماعی مانند بیمه بیکاری و کمک به تغذیه خانوادههای نیازمند کند؛ در حالی که درآمد مالیاتی دولت به دلیل بیکار بودن کارگران و كاهش توليد شرکتها کاهش يافته است.
فقر نیز یکی از پیامدهای غمانگیز بیکاری و رکود است. به این جمله فکر کنید:«در هر چهار ثانیه یک کودک بر اثر مشكلات مرتبط با فقر در دنيا جان خود را از دست میدهد.» چرا در جهانی که شرکتها و قدرتهای صنعتی بزرگ با توان درآمدزایی بالا در آن فعالیت میکنند، کودکان در فقر جان خود را از دست میدهند؟ در کل جهان، 1/4 میلیارد نفر در فقر مطلق به سر میبرند. بسياری از كشورهای جهان درگير مسائل مرتبط با فقر و نابرابریاند. حتی كشورهای با درآمد بالا نيز دست به گريبان نابرابریهای اقتصادیاند.
روش کلی در تعیین میزان فقر آن است که نیازمندیهای افراد و یا خانوار را با توانمندیهای آنان برای دستیابی به آن نیازها مقایسه کنیم. اما از آنجا که کافی بودن یا نبودن این شاخصها به طور خاص به وضعیت نسبی رفاه گروهها و طبقات مختلف مردم برمیگردد، ممکن است میزانی از این شاخصها که برای یک گروه کافی به نظر میرسد، برای گروه دیگر ناکافی باشد.
این وضعیت بهویژه در مقایسه نواحیای که از نظر سطح رفاه یکسان نیستند، همانند شهر و روستا، صدق میکند؛ به عنوان مثال ممکن است میزانی از «سلامت» که برای خانوارهای یک ناحیه روستایی مطلوب و ایدهآل است، برای خانوارهای شهری ناچیز تلقی شود و براین اساس آنها خود را، فقیر بدانند. این وضعیت منجر به تعریف «فقر نسبی» شده است. در فقر نسبی همیشه تعریف فقر نسبت به وضعیتی که ما در آن هستیم صورت میگیرد. از این رو معیار فقر در نواحی و زمانهای مختلف متفاوت خواهد بود.
با توجه به مفهوم فقر نسبی، میتوان گفت که محاسبه تعداد افراد فقیر بسیار پیچیده و سخت و شاید ناممکن است. از این رو مفهوم دیگری تعریف میشود به نام «فقر مطلق» که مطابق با آن میتوان معیاری را برای سنجش میزان فقر درنظر گرفت؛ به عنوان مثال، مطابق با معیار بانک جهانی، افرادی که زیر 1/9 دلار در روز درآمد دارند، زیر خط فقر مطلقاند و از تأمین احتیاجات اولیه زندگی خود عاجزند. بر همین اساس میتوان تولید ناخالص داخلی یا درآمد سرانه کشورها را معیاری برای رتبهبندی آنها از نظر فقر، درنظر گرفت.
درس زندگی
یک طناب بزرگ میخواهم!
روزی میخواستم در یکی از شهرهای پرجمعیت کشور که نامش را نمیآورم، با یک طناب بزرگ، خط فقر را تعیین کنم. میدانید، من آن روز احساس میکردم آدم بزرگی هستم، مثلاً رئیسکل بانک مرکزی و یا رئیس مرکز آمار؛ و آدم بزرگ باید کار بزرگ بکند؛ مثلاً خودش خط فقر را تعیین کند. اما اولین مشکل من این بود که طنابی که از این سر شهر تا آن سر شهر درازا داشته باشد، پیدا نکردم. مشکل دوم این بود که برفرض من خط فقر را تعیین میکردم، چه تضمینی وجود داشت که مثلا مردمی که پایین این خط هستند پایشان را آن طرف خط نگذارند؟! البته بد هم نبود؛ دراین صورت آنها که فقیر بودند میتوانستند روزی چندبار به قسمتهای بالای خط فقر سفر کنند و در بین آدمهای پولدار سری بچرخانند. مشکل سوم از همه بدتر بود. چگونه میتوانستم آدمهای پولدار را راضی کنم که گاهی به پایین خط فقر تشریف بیاورند و سری به فقرا بزنند و از حال آنها جویا شوند؟. نه... نمیشود. آنها حتی ممکن بود خط فقر را آنقدر بالا ببرند که فقط خودشان و اقوام محترمشان بالای خط فقر قرار گیرند و بقیه فقط حق داشته باشند از دور به دیدن کاخهای آنها بروند.
اگر پای درد دل کارآفرینان و صاحبان شرکتها و صنایع تولیدی بنشینید، تا اندازهای میتوانید از عوامل ایجاد بیکاری و فقر در کشور، اطلاعاتی بهدست آورید. آنها به شما خواهند گفت که در طی دورههای گوناگون مجبور شدهاند بخشی از نیروی کار خود را اخراج کنند و یا دستمزد آنها را کاهش دهند. حتی برخی از آنها ممکن است به شما بگویند که مجبور شدهاند، کارگاه یا کارخانه تولیدیشان را تعطیل کنند. بیشتر تولیدکنندگان، از اینکه کالاهایی را که خود آنها با تلاش و خون دل فراوان تولید میکنند، به راحتی توسط قاچاقچیان یا واردکنندگان به کشور وارد میشود، گله دارند. قاچاق یا واردات کالایی که مشابه آن در کشور تولید میشود، یکی از عوامل مهم بیکاری و فقر است.
علاوه بر این، برخی تولیدکنندگان از بازپرداخت وامهای کلانِ بانکی و یا از نبود فضای مناسب کسبوکار گلایه دارند. گاهی برخی از آنها برای راهاندازی یک کارگاه تولیدی یا اضافه کردن خط تولید جدید، باید ماهها و حتی سالها در انتظار مجوزهای دولتی باشند و در پیچ وخم های اداری سازمانها و نهادها، معطل بمانند. گاهی قانونگذاریهای متعدد، متناقض و دائما در حال تغییر، بر بیثباتی فضای کسبوکار دامن میزنند. تصور کنید به عنوان یک تولیدکننده، سالها برای تولید یک محصول وقت و سرمایه گذاشتهاید و کارگاهی راهانداختهاید؛ ناگهان قانون جدیدی ابلاغ میشود که تولید محصول موردنظر شما را غیرقانونی اعلام میکند یا واردات آن را آزاد میسازد. چه احساسی به شما دست میدهد؟ بیثباتی و ناامنی در فضای کسبوکار اقتصادی، عوامل دیگری نیز میتواند داشته باشد؛ مثلا اختلال در بازارهای انرژی جهان یا بحرانهای محیطزیستی یا بهداشتی، مثل ویروس کرونا! با این حال، در اقتصاد ایران، بیثباتی در قیمتها که در درسهای بعدی بیشتر با آن آشنا خواهیم شد، بر بیثباتی بازار کار و فعالیت اقتصادی اثر منفی قابل توجهی گذاشته است و خود یکی از عوامل مهم بیکاری و رکود به شمار میرود. یکی از وظایف دولتها در هر کشوری، اجرای سیاستهای فقرزدایی و برقرار کردن عدالت است. دولتها موظفاند از طریق حمایت از شرکتهای تولیدی و مبارزه با فساد، با فقر و بیکاری مبارزه کنند. مسئولیت اجتماعی مردم
مردم نیز برای حفاظت از پیشرفتهای اقتصادی خود در مقابل ویروس فقر مسئولیت دارند. آنها میتوانند از طریق ایجاد نهادهای توانمندسازی، خیریه و کمکهای مردمی و نیز تأسیس صندوقهای قرضالحسنه و فعالیتهای جهادی، از یکدیگر در برابر خطر فقر و نابرابری، محافظت کنند. بیشتر بدانیم
الگوی جهادی فقر زدایی
ماه رمضان بود. شب خسته و کوفته از مناطق دوردست بشاگرد برگشته بود. حاضر نبود افطار کند. گفتم حاجی چی شده، چرا این قدر ناراحتی؟ در پاسخ گفت رفتم در یک روستا دیدم با نان و پیاز افطار میکنند. تا یک افطاری مناسب برای آنها نبرم نمیتوانم افطار کنم. همه مشغول شدند، مقداری غذای مناسب آماده کردند و با چند وانت راهی آن روستا شدند. آن موقع بود که دیدم حاجی آسوده شد.
یکی از الگوهای موفق در فقرزدایی کشور، الگویی است که حاج عبدالله والی در بشاگرد اجرا کرد. او سالها با مردم بشاگرد همنفس شد و طی بیست و سه سال خدمت و جهاد با اخلاص، آن دیار محروم را به آبادانی نسبی رسانید. حاج عبدالله والی با شناخت وضع موجود و امکانات منطقه با طراحی برنامههای درآمدزایی و توانمندسازی و با تشویق و حمایت همه جانبه از تولید تا مصرف به افزایش سطح زندگی مردم کمک کرد. او با تشویق مردم به کار کردن و آموزش آنان توانست مردم آن منطقه را به سطح خودکفایی برساند. مهمترین تأثیر او ایجاد روحیه خودباوری در مردم و افزایش سطح آگاهی و توانمندی آنها بوده است.
برای تفکر و تمرین صفحه 91 کتاب درسی
شرایط پیش آمده و واردات بیرویه تجهیزات کشاورزی، باعث شد تا آقای محمدی مجبور شود بخشی از واحد تولیدی کارگاه خود را که مربوط به سموم زیستی بود، تعطیل کند. همین اتفاق در بسیاری از کارگاهها و تولیدیهای منطقه نیز رخ داد. آقای محمدی برای محاسبه نرخ بیکاری منطقه خودش به اطلاعات زیر دست یافته است. لطفا محاسبه کنید که نرخ بیکاری در منطقه زندگی آقای محمدی چقدر است. جمعیتکل (نفر) جمعیت زیر 15 سال (نفر) جمعیت غیرفعال (نفر) جمعیت شاغل منطقه (نفر) 1860000 360000 250000 1000000 تحلیل کنید صفحه 91 کتاب درسی
- نرخ بیکاری در کشور چگونه محاسبه میشود و چرا معمولاً نرخ بیکاری اعلام شده، از آنچه ما تصور میکنیم، کمتر است؟ - از نظر شما مهمترین راهکار برای مقابله با بیکاری و فقر چیست؟