تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۱
بازدید
138 نفر
فعالیتهای نگارشی درس پنجم
نوشتههای زیر، از بخشهای آغازین و پایانی متنهایی انتخاب شدهاند؛ آنها را بخوانید و بگویید، هر کدام، به چه شیوه، آغاز و پایان نوشته خود را تنظیم کردهاند؟ ( پاسخ ها با رنگ سبز )
آغازها:
میگویند که در شهر کوچک یورو در کشور هندوراس، سالی یکی دو بار از آسمان ماهی میبارد! براساس گفتههای مردم محلی، در ماههای مه و ژوئنِ هر سال، طوفانهای بسیار بزرگی در این شهر اتّفاق میافتد و گاهی بعد از تمام شدن طوفان، تمام خیابانها پر از ماهیهای کوچک میشوند.
ما کاری به علمی بودن یا نبودن این خبر نداریم، تنها میخواهیم راجع به یک مسئله دیگر حرف بزنیم. آن مسئله، غیرمنتظره بودن یک اتفّاق است. مثل باریدن ماهی از آسمان، پرواز کردن کشتی در آسمان، شکست خوردن یک فیل از مورچه و خیلی خبرهای عجیب و غیرمنتظره.
آیا به نظر شما، خیانت کردن یک دوست به دوستی دیگر هم، خبر غیرمنتظرهای است؟
نافرمانی یک فرزند در برابر پدر و مادر چطور؟ آیا در حدّ خبر باران ماهیها هست؟…
آغاز با: خبر و داستان
به چه چیزهایی باید علاقهمند بود؟ به پدر و مادر؟ به علم و دانش؟ به دوست و آشنا؟ به هنر و زیبایی؟ مسلماً همه اینها ارزشمندند و باید دوستشان داشت؛ اما آنچه پیش و بیش از همه چیز و همه کس باید بدان علاقهمند شد، چیز دیگری است.
باید پیش از علاقهمند شدن به هر چیز و هر کس، به «خودتان» علاقهمند شوید. شما باید خودتان را دوست بدارید و به خودتان عشق بورزید. باید آنقدر به خودتان نزدیک شوید که گویی بهترین دوست صمیمی خودتان هستید. علاقهمند شدن به خودتان کلید اصلی علاقهمند شدن به دیگران است…
آغاز با: پرسش
پایانها:
… به این ترتیب، فصلها پشت سر هم میآیند و میروند و هر فصل که به پایان میرسد، جای خود را به فصلی دیگر میدهد. بهار، تابستان، پاییز، زمستان و دوباره بهار.
آیا نه این است که هر چهار فصل یک مقصد دارند و هر چهار، پیامآور یک حقیقتاند؟
آیا نه این است که این چهار پیامبر، پیامشان «حیات» است و تنها حیات؟
پایان با: پرسش
زبان فردوسی مانند دل او روشن و پاک است. او با همین زبان صاف و زلال و عفافآمیز، صحنههای بزم و رزم را وصف میکند. خواننده، در پس صدای کارزار و به هم خوردن شمشیر و گرز، صدای خودِ شاعر را میشنود و وجود او را احساس میکند.
فردوسی با خلق اثری که عواطف ملّی و آرمانهای انسانی به زیباترین و پرشکوهترین صورتی در آن انعکاس یافته، در دلها و جانهای پاک، برای همیشه زنده خواهد ماند.
چو این نامور نامه آمد به بُن
زمن روی کشور شود پر سُخُن
نمیرم از این پس که من زندهام
که تخم سخن را پراکندهام
پایان با: شعر
موضوعی را به دلخواه برگزینید و با یکی از شیوههای آغاز و پایان نوشته، متنی را درباره آن بنویسید؛ سپس نامی برای نوشتۀ خود انتخاب کنید.
موضوع: یادگار گنبد دوّار
" دست از سرم بردارید". اصلاً فکرش را نمیکردم این آخرین جمله ای باشد که از او می شنوم روی تخت بیمارستان چشمانش را بست هرگز چشمانش را آنگونه ندیده بودم. رفتم دنبال دارو در داروخانه آن سوی شهر. تصور نمیکردم تا این اندازه از دنیا خسته و دلزده باشد. ولی خوب میدانم که دلش با این دنیای فانی نبود و به هیچ چیز دل نمی بست. هرگز پولی را نگه نمی داشت و هرچه داشت ،خرج می کرد. نمیدانم شاید درونی قلبش از کوتاهی عمرش خبر داشت .همیشه خوب غذا میخورد. اصولاً رابطه با خوردن عالی بود .میوه و غذاهای رنگارنگ و انواع نوشیدنی ها، اما از چند روز پیش میل به غذا نداشت ،رفتیم به نزدیکترین درمانگاه، اگرچه پزشک بیماری یا مسمومیت غذایی تشخیص داد ولی مشکل این نبود؛ چون بزرگ تر از من ما بود ،همواره بار سختی های زندگی بر دوش او سنگینی می کرد. شستن ،رُفتن و پختن، همه رابه تنهایی انجام میداد و حواسش به همه خانواده بود بعد از عاشورای آن زمستان سخت، دست در دست ننه سرما گذاشت و رفت و از "یادگار گنبد دوار" تنها یاد و خاطره اش باقی ماند.
یکی از نوشته های عضو گروه خود را انتخاب و آن را بر پایه معیارهای زیر، بررسی و نقد کنید.
نتیجه بررسی و داوری: عنوان نوشته، یادآور بیتی از حافظ شیرازی است .شروع داستان به صورت جمله خبری است، علائم نگارشی رعایت شده و املای واژگان درست است و در نهایت، داستان با یک عبارت عاطفی پایان می پذیرد.
فعالیت های نگارشی صفحه ۶۵
درس ۵نگارش نهم
ارائه شده توسط : کاربر پایه ی نهم
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟