محتوای کتاب فارسی پایه نهم دوره متوسطه اول (بخش هشتم)
بخش هشتم : محتوای کتاب فارسی پایۀ نهم متوسطه اول
تفاوت زبان و و ادبیات : هرگاه بخواهیم منظور خود را زیباتر و دل نشین تر بیان کنیم از ادبیات بهره می گیریم به همین دلیل است که ادبیات را زبان هنری یا زبان برتر می نامند. شعر جلوه ای از زبان ادبی است. در زبان هنری از آرایه ها و عناصر زیبایی سخن استفاده می شود.
گاه تغییر در یک واج موجب تغییر معنای یک واژه می شود. به عنوان نمونه واژه « اِنعام » به معنی بخشش و واژه « اَنعام » به معنی چارپایان است.
توصیف یعنی وصف نمودن و جزئیات و ویژگی های یک پدیده را بازگو کردن. در وصف پدیده ها، توجه به عنصر تخیل مانند تشبیه و تشخیص و... اهمیت بسزایی دارد. در خواندن متن های توصیفی از لحن توصیفی و آهنگی آرام و لطیف بهره می گیریم. همچنین دقت در مفهوم جمله در نوع بیان آهنگ کلام مؤثر است. لحن توصیفی با هدف شرح و توصیف خصوصیات و ویژگی های پدیده ها به کار گرفته می شود.
متن های تعلیمی با هدف آموزش و اندرز نوشته شده اند؛ از این رو خواننده باید آهنگ و لحن مناسب با فضای تعلیمی را رعایت کند. در لحن تعلیمی، خواننده با حفظ روحیه نیک اندیشی و خیر خواهی، نرمی و ملایمت را در گفتار به کار می گیرد. حفظ آرامش و نرم گفتاری بر تأثیر کلام اندرزی می افزاید. البته گاهی اندرز و تعلیم با زنهار و پرهیز همراه است و نباید آن را با لحن دستوری و فرمان یکی دانست.
وابسته های گروه اسمی : وابسته ها اگر پیش از اسم آورده شوند و مفاهیمی چون اشاره، شمارش، پرسش، تعجب و... را بیان کنند، به آنها وابسته های پیشین می گویند و اگر پس از اسم به کار روند و ویژگی های اسم را بازگو کنند، آنها را وابسته های پسین می نامند.
گونه پرسش انکاری : گاهی برای تأکید بر سخن و گاهی برای رد یا نفی آن، پرسشی را مطرح می کنیم مانند : « چو بفروختی از که خواهی خرید؟ / متاع جوانی به بازار نیست.» همان گونه که می بینید در مصراع اول بیت پرسشی مطرح شده است که مقصود گوینده آن نیست که جوانی را از چه کسی خواهی خرید شاعر خود از این موضوع آگاه است . قصد او تأکید بر انکار این موضوع است که در دوره جوانی قابل خرید و فروش نیست و چنانچه از این دوره به خوبی بهره نگیری به هیچ روی نمی توانی آن را جبران کنی. یا اگر شخصی به دیگری بگوید : « من کی این حرف را زدم ؟» منظور او این است که من این حرف را نزده ام. به این گونه پرسش ها « پرسش انکاری » می گویند.
به جای « پائیز- آئینه – کجائید و...» بنویسیم : « پاییز – آیینه –کجایید»
صفت برتر و برترین (صفت های سنجشی) : هرگاه بخواهیم دو چیز را با هم بسنجیم و یکی را بر دیگری برتری بدهیم از صفت برتر یا تفضیلی بهره می گیریم نشانه صفت برتر، پسوند «تر» است که به آخرصفت ساده افزوده می شود. مانند : خنک تر، قوی تر. صفت برتر وابسته پسین است مانند : هوای خنک تر. در جمله «خانه حسن بزرگ تر از خانه علی است» خانه حسن با خانه علی مقایسه و برتری آن بیان شده است.
نشانه صفت برترین یا عالی پسوند «ترین» است. این نشانه همواره به آخر صفت ساده افزوده می شود. در صفت برتر، مقایسه میان دو چیز صورت می گیرد اما در صفت برترین یک چیز با چیزهای دیگر( یک نمونه با انواع خود ) سنجیده می شود. صفت برترین وابسته پیشین اسم است. مانند : مهربان ترین معلم. زیبا : صفت ساده/ زیباتر : صفت برتر/ زیباترین : صفت برترین/
گروه فعلی - زمان حال (مضارع) زمان مضارع سه نوع است : اخباری، التزامی و مستمر(جاری ).
گاهی مضارع اخباری را به جای فعل آینده نیز به کار می برند. مانند : سال آینده چیزهای تازه تری می خوانیم.
فعل مضارع اخباری و التزامی گاهی بدون نشانه آغازین (می، ب) به کار می روند. مانند : اگر در خانه ای شوی، روزگاری دراز صفت آن گویی.( بشوی ، می گویی) در پیله تا به کی در خویشتن تنی؟ (می تنی )
به فعل هایی که در زمان گذشته انجام شده اند فعل گذشته یا ماضی می گویند. فعل ماضی اقسامی دارد : ماضی ساده(مطلق)/ ماضی نقلی/ ماضی استمراری/ ماضی جاری (مستمر)/ ماضی بعید/ ماضی التزامی. ( کاربرد و شیوه ساخت زمان های ماضی را می خوانند)
معمولا شاعران در پایان شعر نام شعری خود را می آورند. به این نام تخلص می گویند. تخلص به معنای رهایی یافتن و خلاص شدن است. گویی شاعر با سرودن بیت تخلص از بند سخن آزاد می شود. تخلص مانند امضا و نشان است که در پایان شعر می آیدو مثلا اسم اصلی حافظ « شمس الدین محمد » است و نام اصلی شهریار «محمد حسین بهجت تبریزی» است ولی این دو شاعر در شعر خویش «حافظ» و « شهریار» تخلص کرده اند. البته امروزه شاعران کمتر از تخلص استفاده می کنند.
گاهی یک واژه ممکن است دو شکل نوشتاری کوتاه شده داشته باشد. مانند کلمه «اگر» که به دو شکل «گر» و« ار» معمولا در شعر به کار می رود.
لحن میهنی : گونه ای از لحن خوانش متن است که در آن خواننده می کوشد با شور و حرارتی برانگیزاننده غیرت ملی و حس همدلی را بیدار سازد و با بهره گیری از عاطفه و حس و حال مناسب، شنونده را به احترام و دوستی میهن فراخواند.
بعضی از متن ها لحن های متفاوتی دارند. لحن حماسی- روایی ترکیبی کوبنده و استوار است و شعر باید به گونه ای خوانده شود که روح دلاوری ها و شجاعت های شخصیت های آن به شنونده انتقال یابد. به منظور تأثیرگذاری بیشتر لحن حماسی و تجسم بهتر صحنه ها می توان از حرکات دست و حالت های چهره نیز بهره گرفت.
لحن عاطفی : با احساسات، عواطف و خواست های انسانی پیوند دارد و در پهنه های گوناگون نظم و نثر خود را آشکار می کند. این لحن کاربرد گسترده ای در شعر دارد. خوانش متن با این لحن با کشش آوایی و نرمی آهنگ کلام و تکیه و درنگ های مناسب همراه است و با عواطف و احساسات لطیف بازگو می شود.
لحن شاد : در لحن شاد و شوق انگیز شنونده به شادی و نشاط فراخوانده می شود. پس آهنگ خوانش باید به گونه ای باشد که شنونده شادابی و خوش خبری را احساس کند و با حس و حال خواننده و متن همراه شود.
لحن روایی : آهنگی نرم و ملایم دارد. در داستان ها ممکن است به تناسب تغییر فضای داستان و شخصیت ها از لحن های متفاوت استفاده شود. به عنوان مثال آنجا که شخصیت ها با هم صحبت می کنند لازم است از لحن گفت و گو استفاده شود به گونه ای که داستان، شنونده را تحت تأثیر قراردهد و در او کشش و انتظار ایجاد کند. هم چنین با درنگ ها ی مناسب در خوانش متن، تحت تأثیر فضای داستان قرار گیرد.
قید : کلماتی مانند « اندوهناک- امروز- مشتاقانه- خوب» توضیحاتی در باره نهاد یا فعل جمله می دهند. به عنوان نمونه در جمله « مفضل، اندوهناک نزد امام صادق(ع) رفت» «اندوهناک» چگونگی و حالت مفضل را بیان می کند و در جمله « مریم امروز مشتاقانه کتاب می خواند» کلمه امروز زمان فعل خواندن را مشخص می کند. قید کلمه یا ترکیب هایی هستند که مفهوم حالت ، زمان، مکان، تردید، یقین، تکرار و.. را به جمله می افزایند. قید از ارکان اصلی جمله نیست و حذف آن هیچ آسیبی از دید معنایی در جمله پدید نمی آورد. هر جمله می تواند قید های گوناگون داشته باشد. قید جای ثابتی در جمله ها ندارد.
یکی از راه های کسب مهارت در کاربرد درست واژگان، شناخت ریشه واژه ها و معانی آنهاست. برای نمونه :« مفضل- تفضیل- فضل- افضل- فضلا و...» از ریشه «فضل» به دست می آیند و املای آنها به یکدیگر شبیه است. بنابراین با شناخت ریشه واژه ها و معنی آنها می توانیم دامنه واژگانی خود را افزایش دهیم و از آن در مهارت درست نویسی بهره بگیریم.
الف) گل- آب- دبیر
ب) گلدان-آبی- دبیرستان
پ) گلبرگ- آب انبار- دبیرخانه
واژه های ردیف الف کلمه هایی هستند که از یک بخش ساخته شده اند و معنی مستقل و روشنی دارند و نمی توان آنها را به اجزایی بخش کرد. این کلمه ها از نظر ساخت ساده نامیده می شوند.
کلمه های ردیف ب واژه هایی هستند که از یک بخش معنادار و یک جزء معناساز تشکیل شده اند. این گونه واژه ها مشتق هستند. واژه های ردیف پ کلمه هایی هستند که از دو یا چند بخش مستقل و معنادار ساخته شده اند. این گونه واژه ها مرکب نام دارند.
هرگاه دو یا چند کلمه از نظر معنایی در تضاد باشند به آنها کلمات متضاد می گویند. تضاد یک عنصر معنایی است و نوع رابطه دو کلمه از این دید رابطه معنوی خوانده می شود.
گاهی شاهر یا نویسنده برای زیباتر ساختن سخن و تأثیرگذاری بیشتر آن از آیات، روایات ، احادیث، داستانها و رویدادهای مهم تاریخی و....استفاده می کند. به این شیوه بهره گیری از کلام، «تلمیح» می گویند. تلمیح به معنی «با گوشه چشم اشاره کردن» است.
پیشوند «بی» در بیشتر موارد جدا از کلمه پس از خود نوشته می شود مگر در املای واژه های « بیهوده، بیچاره و بینوا»
و اژه هایی که به «های بیان حرکت » تمام می شوند هنگام اضافه شدن «ی» نکره به آخر آنها بدین گونه نوشته می شوند : خانه + ی = خانه ای / بنده + ی = بنده ای/ این «ی» نشانه ناشناختگی اسم است. اما واژه هایی که با «واو» تمام می شوند هنگام اضافه کردن «ی» نکره به آخر آنها این گونه نوشته می شوند : دانشجو+ی=دانشجویی / رادیو+ی=رادیویی/ آهو+ی=آهویی/