تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
18 پسندیدن
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۱
بازدید
790 نفر
معنی حکایت سفر
آسیاب:سنگی بزرگ که با باد یا آب می چرخد وگندم را به آرد تبدیل میکند.
افسار:دهنه و لگام چهارپایان
پیر:مرشد،راهنما
پیوسته:دائم،همیشه
درنگ کردن:ایستادن،توقف کردن
ساعت:مدت کوتاهی از زمان
گرد:دور
معرفت:شناخت ،علم
معنی عبارت های مهم
افسار اسب کشید و ساعتی درنگ کرد .
معنی: اسب را نگه داشت و مدتی در آن مکان توقف کرد.می گوید: معرفت این است که من در آنم :
معنی: می گوید: شناخت آن چیزی است که من انجام می دهم.(در حال انجام دادن آن هستم.)
گرد خویش می گردم و پیوسته در خود سفر می کنم تا هر چه نباید. از خود دور گردانم :
معنی: دائما،خودم را مورد سنجش وارزیابی قرار میدهم تا آنچه را که شایسته نیست،از خود دور کنم.
گروه واژه های املایی ستایش "به نام خداوند جان و خرد"
خداوند روزی ده/گردان سپهر/فروزنده ماه
گروه واژه های املایی درس اول"آفرینش همه تنبیه خداوند دل است."
دامن صحرا-تنبیه خداوند دل-اقرار وبزرگ نمایی-نقش عجب-مستمع وشونده-اسرار ورازها-مرغان سحر-خواب جهالت -میوه الوان-خار گل-خوشه زرین عنب-حقه یاقوت انار-تقدیر عزیز-مسخّر ورام-شکرگزار نعمت ها-گوی سعادت -مراعات نظیر-زیباتر ودلنشین تر-ایجاد جذابیت -منطقه ومحل -عبرت آموزی-صدا ومصوت -عناصر سخن
گروه واژه های املایی حکایت"سفر"
افسار اسب-در آسیاب-اسرار التوحید
معنی حکایت سفر صفحه 16 درس اول فارسی نهم
ارائه شده توسط : کاربر پایه ی نهم
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟