جم نما
    • 🏠 صفحه اصلی
    • 🎭 سرگرمی ها
    • 🎧 موسیقی ها
    • 🔬 مقاله و تحقیق
    • 📰 عناوین اخبار
    • ✍️ انتقاد و پیشنهاد
    1. 🏠صفحه اصلی
    2. 🎭 سرگرمی
    3. الان انکسر ظهری و قلت حیلتی

    الان انکسر ظهری و قلت حیلتی

    الان انکسر ظهری و قلت حیلتی
    امتیاز دهید ★★★★★ رتبه 5 از 5

    تعداد نظرات

    0 دیدگاه

    تعداد لایک

    5 پسندیدن

    تاریخ انتشار

    یکشنبه ۲ مهر ۱۴۰۲

    بازدید

    225 نفر

    حضرت اباعبدالله (ع) در روز عاشورا بر بالین چه کسانی حاضر شد؟

    سیّدالشهداء(ع) در روز عاشورا بنابر آنچه از مقاتل استفاده می گردد بر بالین 10 نفر از اهل بیت و اصحاب خود حاضر و بر آنان مرثیه و دعا خوانده است آنچه در این زمینه از مقاتل به دست آمده عبارت است از :

    1- حضرت علی بن الحسین (ع) که چون شهید شد در بالین او ایستاده و فرمود :

    «قَتَلَ الله قوماً قَتَلوک ، ما اَجرَاَهُم عَلَی الله و عَلی اِنتِهاکِ حرمۀِ رسولِ الله(ص) ، علی الدُنیا بَعدَکَ العفا»

    یعنی «خدا بکشد آن گروهی را که تو را کشتند ، چه جرأتی نسبت به خداوند و بر شکستن حرمت پیامبر(ص) دارند ، بعد از تو خاک بر سر دنیا باد.»

    2-حضرت ابوالفضل(ع)

    عباس بن علی بن ابی‌طالب، مکنّی به ابوالفضل است. برادر امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام در روز چهارم ماه شعبان سال ۲۶ هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشود و در سال ۶۱ هجری به شهادت رسید.

    سنّ مبارکش را هنگام شهادت ۳۴ سال نوشته‌ اند. از این مدت چهارده سال با پدرش امیرالمؤمنین (ع) و نُه سال با برادرش امام مجتبی علیه السلام و یازده سال با امام حسین(ع) زیست.[1]

    زمانیکه امام(ع) خود را به قتلگاه وی رسانید خطاب به ایشان فرمود :

    « أَلانَ إنکَسَرَ ظَهرِي وَ قَلَّت حِيلَتِي وَ انقَطَعَ رَجائِي وَ شَمُتَ بِي عَدوِّي وَ الکَمَدُ قاتِلي » [2]

    یعنی « الان کمرم شکست و چاره ام کم شد و امیدم قطع و دشمن مرا زخم زبان می زند و غصّه تو مرا می کشد.»

    3- حضرت قاسم بن الحسن (ع)

    مادرش «رمله» که «امّ ولد»[3] بوده است.[4]

    حضرت قاسم(ع) در عاشورا به سنّ بلوغ نرسیده بود.[5]

    داستان اجازه خواستن ایشان از سیّد الشهدا در مقاتل معروف بوده و نیازی به توضیح ندارد و این بزرگوار زمانیکه شهید شد و سیّدالشهدا را استمداد کرد امام(ع) بر سر وی حاضر شده و فرمود :

    «یَعِزُّ وَالله علی عَمِّکَ أن تَدعُوهُ فَلا یُجیبُکَ ، أَو یُجیبُک فَلا یُعینَک ، أَو یُعینَکَ فَلا یُغنی عَنکَ ، بُعداً لِقومٍ قَتَلوکَ»[6]

    « به خدا سوگند دشوار است بر عمویت که او را بخوانی و نتواند اجابت کند ، و چون اجابت کند یاری نتواند نمود و اگر یاریت کند به تو سودی ندهد ، دور باشد از رحمت خدا این قوم که تو را کشتند.»

    4- حضرت عبدالله بن الحسن(ع)

    عبدالله فرزند امام حسن مجتبی علیهما السلام از شهیدان قیام مقدس حسینی است.[7]

    برای مادر وی نام های متفاوت ذکر شده است : «نفلیه[8] ، حبیبه[9] ، دختر سلیل[10] یا دختر شلیل[11] بن عبدالله بجلی به نام رمله[12] .»

    بیشتر منابع نوشته‏‌اند که عبدالله بن حسن، روز عاشورا و هنگام شهادت نا بالغ بوده است؛ با این وصف، برخی گفته‌‏اند که امام حسین علیه السلام، دختر گرامیشان، حضرت سکینه علیها السلام، را به عقد ازدواج عبدالله بن حسن(ع) درآورده بود .[13]

    عبدالله پس از کشتن چهارده تن از دشمنان، سرانجام به وسیله هانی بن شبیب حضرمی به شهادت رسید. [14]

    و زمانیکه شهید شد امام(ع) او را به سینه چسبانیده و فرمود :

    «یَابنَ اَخِی اِصبِر عَلی ما نَزَلَ بِکَ وَ اِحتَسِب فی ذلِکَ الخَیر فَاِنّ اللهَ سَیُلحِقُکَ بِابائِکَ الصّالحین،برسول الله صلی الله علیه وآله و علی و همزه و جعفر و حسن صلوات الله علیهم اجمعین»[15]

    «ای پسر برادرم بر این ظلم صبر کن و آن را به حساب خدا بگذار خداوند تو را به پدران صالحت ملحق خواهد کرد.»

    5- حضرت عبدالله بن الحسین(علی اصغر)

    برخی گفته‌اند که نام دیگر علی اصغر، عبدالله است . [16]

    و برخی قایل‌اند که عبدالله غیر از علی اصغر می‌باشد؛ زیرا عبدالله در جلو خیمه‌ها، در دامان پدرش حسین(ع) شهید شد ولی علی اصغر(ع) بنا بر نقلی در مقابل صف دشمن هدف تیر قرار گرفت.[17]
    صاحب ذخیرة الدارین هم نقل کرده است که عبدالله روز عاشورا به دنیا آمد و ساعاتی پس از ولادت شهید شد. [18]

    ولی در مقتل ابومخنف آمده که کودک شیرخوار حسین (ع) در کربلا شش ماهه بوده است. [19]

    گونه شهادت علی اصغر(ع) در تاریخ، مختلف ثبت شده است.
    برخی نوشته‌اند که امام حسین (ع) روز عاشورا ، پس از شهادت اصحاب و یارانش، برای وداع کنار خیمه‌ها آمد و علی اصغر(ع) را در آغوش داشت و می‌بوسید که ناگهان حرملة بن کاهل اسدی او را هدف تیر قرار داد و گلویش را پاره کرد.[20]

    برخی دیگر گفته‌اند که زینب(س) این کودک را نزد برادر آورد تا از لشکر برای او طلب آب کند و امام (ع) او را مقابل لشکر برد و فرمود: ای جماعت شما شیعیان و اهل بیتم را کشته‌اید و این طفل مانده است که او هم از تشنگی به خود می‌پیچد. او را جرعه‌ای آب دهید. در همین حال که حسین (ع) با آن‌ها سخن می‌گفت، ناگهان مردی طفل را هدف تیر قرار داد و کشت. [21] و امام (ع) زمانی که خونش را به آسمان پاشید فرمود :

    «اللهم لا يكن اهون عليك من دمٍ فصيل، اللهم إن حَبِستَ عنّا النَصر من السماء فاجعل ذلك لما هو خيرٌ لنا، و انتقِم لنا مِن هؤلاء الظالمين، فلقد هوّن ما بي أنّه بعينك يا أرحم الراحمين»[22]

    «خدايا! ارزش خون اين كودك كمتر از خون بچة ناقة صالح نيست. بار خدايا!‌ اي مهربان ترين مهربانان! اگر پيروزي آسماني ات را ازما برداشتي، در هر كجا كه اين پيروزي به خير و صلاح ماست آن را برايمان مقدّر فرما و انتقام ما را از اين ستم پيشگان بگير اين مصيبت نيز بر من آسان است چون تو ناظر بر آن هستي، اي مهربان ترين مهربانان.»

    6- مسلم بن عوسجه(ره)

    وی صحابی رسول خدا(ص)[23] ، از یاران نزدیک امیرالمؤمنین(ع)[24] و از بزرگان عرب در صدر اسلام به شمار می‌رفت.[25] در بسیاری از جنگ‌های دوره اسلامی از جمله غزوه آذربایجان شرکت کرد. در جنگ جمل، نهروان و صفین نیز به نبرد با مخالفان علی علیه السلام پرداخت. [26]

    موقعیت سیاسی اجتماعی او در دوران امامت امام حسن علیه السلام دانسته نیست. ولی از شواهد و قرائن پیداست که او همواره حامی و پیرو سر سخت ولایت بوده است.

    مسلم بن عوسجه جنگجویی شجاع، قاری قرآن، عالم و مردی پرهیزکار، با وفا، ایثارگر و شریف بود.[27]

    مسلم بن عوسجه پس از ورود مسلم بن عقیل به کوفه، به یاری‌اش شتافت و از مردم برای حمایت از امام حسین علیه السلام بیعت گرفت او هم چنین، کار خرید سلاح، دریافت کمک‌های مردمی و فرماندهی جنگجویان طایفه مذحج و بنی اسد را بر عهده داشت.[28]

    او در شب عاشورا در پاسخ امام حسین(ع) که از یاران خود خواسته بود تا برای رفتن یا ماندن تصمیم بگیرند گفت : ترا رها کنیم تا خدا بداند که در کار ادای حق تو نکوشیده‌ایم؟ نه به خدا باید نیزه‌ام را در سینه‌هاشان بشکنم و با شمشیرم چندان که دسته آن به دستم باشد ضربتشان بزنم از تو جدا نمی‌شوم اگر سلاح برای جنگشان نداشته باشم به دفاع از تو چندان سنگشان می‌زنم که با تو بمیرم تا خدا بداند که ما در نبرد رسول خدا صلی الله علیه و آله از تو حمایت و حفاظت کردیم، به خدا قسم اگر هفتاد مرتبه مرا بکشند، بسوزانند، ریز ریز کنند و دوباره زنده شوم هرگز از تو دست بر نمی‌دارم و جانم را فدای تو خواهم کرد، چگونه در راه تو کشته نشوم در حالی که این تنها برای یک‌بار است و عزّتی جاودانه دارد؟ [29]

    چون شهید شد ، امام(ع) بر بالین وی حاضر شده و فرمودند : «رَحِمَکَ اللهُ یا مُسلِم» و این آیه را تلاوت فرمودند : «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»[30]

    « از مؤمنان مردانى هستند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند، پس برخى از آنها نذر خود را ادا كرده [به شهادت رسيدند] و برخى از آنها در [همين‏] انتظارند و هرگز پيمان خود را تغيير ندادند»

    بعضى گفته‏اند : اين آيه در مورد حضرت علي در جنگ احزاب هنگام مواجهه و شکست قهرمان عرب است.

    بعضي ديگر گفته‏اند: جمله "مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ" اشاره به شهيدان بدر و احد است، و جمله "و مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ" اشاره به مسلمانان راستين ديگرى است كه در انتظار پيروزى يا شهادت بودند.

    از ابن عباس نقل شده كه گفت : جمله" فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ" اشاره به حمزة بن عبد المطلب و بقيه شهيدان احد و انس بن نضر و ياران او است.

    در ميان اين تفسيرها هيچ منافاتى نيست ، چرا آيه مفهوم وسيعى دارد كه همه شهداى اسلام را كه قبل از ماجراى جنگ" احزاب" شربت شهادت نوشيده بودند شامل مى‏شود ، و منتظران نيز تمام كسانى بودند كه در انتظار پيروزى و شهادت به سر مى‏بردند ، و افرادى همچون" حمزه سيد الشهدا" (عليه السلام) و" على" (عليه السلام) در رأس اين دو گروه قرار داشتند. لذا در تفسير" صافى" چنين آمده است : ياران امام حسين (عليه السلام) در كربلا هر كدام كه مى‏خواستند به ميدان بروند، با امام (عليه السلام) وداع مى‏كردند و مى‏گفتند : سلام بر تو اى پسر رسول خدا! (سلام وداع و خداحافظي) امام (عليه السلام) نيز به آنها پاسخ مى‏گفت و سپس اين آيه را تلاوت مى‏فرمود: فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ. از كتب مقاتل استفاده مى‏شود كه امام حسين (عليه السلام) اين آيه را بر كنار جنازه شهيدان ديگرى همچون" مسلم بن عوسجه" و به هنگامى كه خبر شهادت" عبد اللَّه بن يقطر" به او رسيد نيز تلاوت فرمود.

    7- حبیب بن مظاهر(ره)

    «حبیب بن مظاهر» از طایفه «بنی اسد» بود. سال تولد او را یک سال پیش از بعثت نوشته‌اند. بنابراین سال‌هایى که پیامبر خدا (ص) در مکّه دعوت خویش را آغاز کرد ، او کودکى بیش نبود. و زمانى که آن حضرت حاکم مسلمانان بود و در مسند قدرت و حکومت قرار داشت ، وى ایام جوانى خود را مى‌گذراند.

    پس از هجرت حضرت رسول به مدینه ، او به حضور پیامبر رسید ، اسلام را فراگرفت و حکمت‌هاى متعالى دین و معارف قرآنى را از زبان آن حضرت شنید و آموخت و توفیق آن را یافت که در شمار اصحاب پیامبر قرار گیرد و احادیثى را که از محمد امین صلی الله علیه و آله مى‌شنید، براى دیگران هم روایت کند.[31] اما بیشترین بهره معنوى را از حضور امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین (علیهم‌السلام) برد.

    رسول خدا (ص) به وى علاقه داشت. آن حضرت چون مى‌دید او با حسین بن على (ع) مأنوس و هم‌بازى است ، پیشانى‌اش را بوسید و فرمود: «فانا احبّه لحبّه لولدى الحسین؛[32] من او را دوست دارم، زیرا فرزندم حسین علیه السلام را دوست دارد.»

    به نقل طبري بعد از شهادت حبيب(ره) ، انکساري در چهره امام (ع) پيدا شده و بعد از استرجاع فرمودند: «احتسب نفسي و حماة اصحابي». «او نفس من و حامي اصحابم بود» [33].

    ولي خوارزمي نقل مي‏کند :
    « عند الله احتسب نفسي و حماة اصحابي و قال لله درک يا حبيب لقد کنت فاضلا تختم القرآن في ليلة واحدة» «بذل جانم و کشته شدن و حمايت اصحابم در پيشگاه خدا و به حساب و فرمان اوست، يا بذل جان خودم و يارانم را نزد خداي تعالي احتساب خواهم کرد. خدا تو را برکت دهد اي حبيب چه صاحب فضلي بودي که قرآن را در يک شب ختم مي‏کردی!»
    حبيب در سايه يقيني که داشت قبل از شهادتش در شب عاشورا مزاح و سرور مي‏کرد ، چرا که براي ورود به بهشت لحظه شماري مي‏کرد و نامش در زيارت ناحيه و رجبيه وارد شده است: «السلام علي حبيب بن مظاهر الاسدي»

    8- حرّ ین یزید ریاحی :

    «حرّ‌بن یزید بن ناجیة‌بن قَعْنَب‌ بن عَتّاب‌ بن حارث‌ بن عمرو‌بن هَمّام به بنوریاح‌ بن یربوع‌ بن حَنْظَلَه»[34] از تیره‌های قبیله تمیم ، منتسب است ، ازاین‌رو، وی را ریاحی، یربوعی، حَنظَلی و تمیمی خوانده‌اند.[35]

    خاندان حرّ در زمان جاهلیت و در دوره اسلام از بزرگان بودند.[36]

    وی در واقعه عاشورا به برقراری صلح امید داشت ، با رسیدن لشکر چند هزار نفری عمربن سعد به کربلا و عزم کوفیان برای جنگ با امام حسین، شگفت‌زده شد.[37]
    برای حرّ، که از شنیدن سخنان امام حسین سخت متأثر و منقلب شده بود[38] ، مشاهده عهدشکنی و جنگ‌طلبی کوفیان، بی‌توجهی آنان به خطابه‌های مکرر امام (از اول تا دهم محرّم) و ممانعتشان از دسترسی امام و یارانش به آب ، تردیدی باقی نگذاشت که دسیسه‌ای ناگوار در حال شکل‌گیری است.
    ازاین‌رو ، در روز عاشورا حرّ از طرف عمرسعد فرماندهی قبیله تمیم و قبیله همدان را به عهده گرفت ، امّا در جنگ با امام حسین(ع) شرکت نکرد و سرانجام به امام(ع) پیوست.[39]

    و سرانجام به درجه رفیع شهادت در رکاب امام(ع) نائل شد که امام (ع) در بالینش فرمودند :

    «أَنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرَّاً في الدُّنْيا و سَعیدُ فِی الاخِرۀ»[40]

    «همانگونه كه مادرت نام تو را حرّ گذاشته است ، آزاده ای در دنیا و سعادتمندي ، در آخرت»

    9- زهیر بن قین(ره) :

    «زهیر بن قین» ، از بزرگان قبیله بَجیله بود که در کوفه می ‌زیست. [41] زهیر نخست طرفدار «عثمان» بود، تا این ‌که در سال شصتم هجری ، هنگام بازگشت از سفر مکه ، در یکی از منازل بین راه،(بنابر نقل دینورى، این ملاقات در منزل‌گاه« زَرُود» انجام گرفته است)[42] همزمان با کاروان امام حسین(ع) در یک جا فرود آمد.

    امام(ع) شخصی را نزد زهیر فرستاد و خواستار ملاقات با او شد. زهیر نخست از این دیدار اکراه داشت. اما به توصیه همسرش- دیلم یا دَلْهم دختر عَمرو- [43] به محضر امام حسین(ع) شرفیاب شد. این دیدار بسیار مبارک بود و مسیر زندگانی زهیر را تغییر داد. او پس از این ملاقات، شادمان نزد خانواده و دوستانش بازگشت و فرمان داد تا خیمه و بار و بُنه او را به کنار خیمه امام علیه السلام منتقل کنند.[44]

    با همسرش نیز وداع کرد و گفت: «من عازم شهادت همراه امام حسین علیه السلام هستم. تو با برادر خود نزد خانواده ‌ات برگرد، زیرا نمی ‌خواهم از سوی من چیزی جز خوبی به تو برسد.»

    آن‌گاه خطاب به همراهانش گفت: «هر که دوستدار شهادت است، همراه من بیاید، وگرنه برود و این آخرین دیدار من با شماست.[45] اما خاطره ‌ای برای شما بیان کنم : زمانی که به جنگ بَلَنْجَر رفته بودیم، به پیروزی و غنایم فراوانی دست یافتیم و بسیار خوشحال شدیم. سلمان فارسی (در برخى منابع به جاى سلمان فارسى، سلمان باهلى گفته شده است.)[46] که همراه ما بود گفت: «آن‌گاه که سیّد جوانان آل محمّد را درک کردید، از پیکار و کشته شدن در کنار او بیش از دستیابی به این غنایم شادمان باشید». [47]

    برخی منابع آورده‌ اند سلمان بن مضارب، پسر عموی زهیر، با وی همراهی کرد و به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست.

    که حضرت در بالینش فرمود :

    «لا يَبعُدُكَ اللُه يا زُهَيرُ و لَعَنَ قاتِليكَ لَعنَ الذينَ مُسِخُوا قِرَدَةً و خَنازيرَ.»[48]

    «خداوند تو را اى زهير! دور نگرداند و قاتلان تو را لعنت كند مثل لعنت شدگانى كه به شكل ميمون و خوك مسخ شدند.»

    10- جون ابن ابی مالک :


    «جون» عبد سياهي از مردم «نوبه» بود كه «فضل بن عابس بن عبدالمطلب» مولاي او بوده و «اميرالمؤمنين عليه السلام» او را به 150 دينار خريد، و به «ابوذر غفاري» بخشيد تا خدمت او نمايد. او نزد «ابوذر» بود تا آنكه «عثمان» او را به «ربذه» تبعيد كرد ، به مراه او به «ربذه» رفت ، و هنگاميكه «ابوذر» از دنيا رفت در سال 31 يا 32 هجري به مدينه مراجعت نمود ، و در خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام بود.

    بعد از شهادت آن حضرت در حضور امام حسن عليه السلام، و پس از آن بزرگوار در خدمت امام حسين عليه السلام بود، و در خانه امام زين العابدين عليه السلام خدمت مي كرد ، تا هنگاميكه آن حضرت از مدينه به مكه و از مكه به كربلا آمدند، «جون» با آنها بود.

    در «تاريخ طبري» و «كامل ابن اثير» و «مقاتل الطالبيين» آمده كه جون مردي اسلحه شناس و در كار اصلاح و مرمت آلات حرب آزموده بود. لذا در شب عاشورا در خيمه امام حسين عليه السلام مشغول اصلاح شمشير بود.[49]

    آن غلام سعادتمند آرزوي شهادت نموده ، از حضرت اذن جنگ خواست ، آن بزرگوار به او فرمود: اجازه داري از كنار ما بروي ، چون براي خوشي و عافيت دنبال ما آمدي ، و نبايد در راه ما گرفتار شوي.

    عرض كرد : اي پسر پيغمبر، من در روز خوشي كاسه ليس شما خاندان باشم و در روز سختي دست از ياري شما بردارم؟! بخدا سوگند، من خود آگاهم كه بوي من ناخوش، و حسب من پست، و رنگم سياه است، چه شود لطف فرمائيد و بهشت را بر من دريغ نداريد، تا بويم خوش و حسبم شريف و رنگ صورتم سفيد گردد.

    نه بخدا قسم، از شما جدا نشوم تا اين خون سياه من با خونهاي شما آميخته گردد.
    اين بگفت و رخصت طلبيد و به ميدان شتافت و رجز مي خواند. آنگاه حمله كرد و 25 نفر را كشت، و خود شربت شهادت نوشيد. امام حسين عليه السلام بر بالين او ايستاد و عرض كرد:

    «اللهم بيض وجهه و طيب ريحه و احشره مع الأبرار، و عرف بينه و بين محمد و آل محمد»

    «خداوندا، روي او را سفيد و بوي او را نيكو گردان و او را با ابرار محشور نما، و با محمد و آل محمد عليهم السلام آشنا و معاشر گردان.»

    امام باقر عليه السلام از علي بن الحسين عليهماالسلام روايت فرموده اند كه : هنگامي كه مردم براي دفن شهداء حاضر شدند، جسد جون را بعد از ده روز يافتند كه بوي مشك از آن به مشام مي رسيد

    ارائه شده توسط : حسین ایزدی

    در وب سایت : جم نما

    ثبت دیدگاه برای این مطلب
    نظرات شما عزیزان
    هیچ نظری برای این پست ارسال نشده است
    نظرسنجی

    به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟

    مطالب پیشنهادی مشابه
    آن چیست که گردن دارد اما سر ندارد دست دارد اما پا ندارد
    آن چیست که گردن دارد اما سر ندارد دست دارد اما پا ندارد دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۱ و بازدید : 62,812نفر
    میلف چیست
    میلف چیست شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ و بازدید : 58,604نفر
    نماز اخرین چهارشنبه ماه صفر برای خانه دار شدن
    نماز اخرین چهارشنبه ماه صفر برای خانه دار شدن دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۲ و بازدید : 54,629نفر
    انواع زاویه کلاس سوم
    انواع زاویه کلاس سوم دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ و بازدید : 54,391نفر
    نار خندان باغ را خندان کند صحبت مردانت از مردان کند معنی
    نار خندان باغ را خندان کند صحبت مردانت از مردان کند معنی چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۲ و بازدید : 51,009نفر
    چطور عروس هلندی را دستی کنیم
    چطور عروس هلندی را دستی کنیم شنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ و بازدید : 41,805نفر
    تفاوت نماز فرادا و جماعت
    تفاوت نماز فرادا و جماعت شنبه ۸ مهر ۱۴۰۲ و بازدید : 36,958نفر
    معنی و هم خانواده و متضاد ستایش فارسی ششم
    معنی و هم خانواده و متضاد ستایش فارسی ششم شنبه ۸ مهر ۱۴۰۲ و بازدید : 36,249نفر
    عاقبت فرزندان احمد شاه قاجار
    عاقبت فرزندان احمد شاه قاجار شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۲ و بازدید : 32,456نفر
    شامل چهار پادشاه و چهار ملکه است
    شامل چهار پادشاه و چهار ملکه است سه شنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ و بازدید : 32,227نفر
    برچسب ها
    آمار جم نما
    تعداد گنجینه مطالب : 18,754 پست لایک کننده : 42,554 نفر تعداد لایک ثبت شده : 168,991 نفر مطالب محبوب بالای 10 لایک : 1,549 پست مطالب بالای هزار بازدید : 1,843 پست نظرات ثبت شده شما عزیزان : 6,277 نظر بازدید کل : 18.019M نفر

    © All Rights Reserved by:GemNamaGroup

    2019-2026