تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۰
بازدید
196 نفر
برای درکِ بهترِ هر اثر، باید به چه چیزی توجه کرد؟
ساختار و محتوا
مفهوم زبان و ادبیات
در سال گذشته با مفهوم زبان و ادبیات و تفاوت آن دو آشنا شدند و فهمیدید که برای درک بهتر یک اثر باید هم به «ساختار» و هم به «محتوای» آن توجه کرد. برای بررسی ساختار (شکل بیرونی) هر اثر، پاسخ به پرسش های زیر به ما کمک می کند
• متن اثر به «نثر» است یا به «نظم»؟ یادآوری نظم : نوشته ای است که به شعر باشد. نثر: نوشته ای که شعر نباشد نثر است.
• شیوه بیان نوشته «زبانی» است یا «دیی»؟
• واژه های موجود در متن زود فهم هستند یا دیریاب؟ یادآوری نوشته زبانی: هرگاه بخواهیم در نوشته ای فقط مقصود خود را بیان کنیم، شیوه ما شیوه زبانی است. در نوشته زبانی کلمات، ساده و قابل فهم هستند و هر کلمه ای در معنای حقیقی خودش به کار می رود و خواننده برای فهمیدن آن نیاز به فکر کردن ندارد. زبان این نوع متن، مستقیم است و از آرایه های ادبی بهره نمی گیرد. مثال: روزی غلامی گوسفندان اربابش را به صحرا برد نوشته ادبی: وقتی بخواهیم مقصود و منظور خود را زیباتر و تأثیرگذارتر بگوییم، از شیوه بیان ادبی استفاده می کنیم. در زبان ادبی نویسنده معمولا پیام خود را به صورت غیر مستقیم به خواننده منتقل می کند. مثال: تأمل در آیینه دل کنی صفایی به تدریج حاصل کنی چه طور یک نوشته ادبی می شود؟ همان طور که در سال گذشته خواندید، نویسنده یا شاعر برای زیباتر و تأثیر گذارتر کردن نوشته خود از روش ها و شگردهایی استفاده می کند تا متن را به یک نوشته ادبی تبدیل کند.
۱- یکی از این روش ها استفاده از آرایه های ادبی مانند مراعات نظیر، تضاد، تکرار، شخصیت بخشی، تلمیح، تشبیه، کنایه و ... است.
مثال: دلم میخواهد تمام تمام این قلب کوچولوی کوچولو را، مثل یک خانه قشنگ کوچولو، به کسی بدهم که خیلی خیلی دوستش دارم. آرایه هایی که در نوشته بالا موجب زیبایی متن شده است:
۱) تکرار واژه های «تمام»، «کوچولو» و «خیلی»
۲) تشبیه قلب به یک خانه قشنگ کوچولو
۳) شخصیت بخشی: این که دل چیزی را بخواهد
۲- روش دیگر این است که شاعر یا نویسنده با جا به جا کردن بعضی از اجزای جمله، به طوری که به معنای نوشته کند، سعی در تأثیرگذارتر کردن نوشته خود می کند؛ یا این که بخشی از اجزای جمله (مثل فعل یا نهاد) را حذف می کند مثال: نمودش بس که دور آن راه نزدیک شدش گیتی به پیش چشم تاریک یعنی: آن راه نزدیک آن قدر دور به نظرش رسید که گیتی (دنیا) پیش چشم او تاریک شد. همان طور که می بینید فعل (نمودش) از جایگاه خود که آخر جمله است به اول جمله منتقل شده است. هم چنین نهاد (آن راه نزدیک) به آخر جمله (مصراع) منتقل شده است. چنین جابه جایی هایی در شعر بر زیبایی آن می افزاید. مثال دوستی از من به من نزدیک تر از رگ گردن به من نزدیکتر است. در بیت بالا نهاد و فعل حذف شده است و این موضوع نه تنها در درک بیت اشکالی ایجاد نکرده بلکه بر زیبایی آن نیز افزوده است. اگر بیت بالا را با اضافه کردن اجزای حذف شده بنویسیم، این طور میشود: او دوستی است که از من به من نزدیک تر است و او از رگ گردن به من نزدیک تر است.
ارائه شده توسط : حسین ایزدی
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟