¨ یاداشت کردن رویدادهای روزانه و نوشتن خاطرات ،تمرین مناسبی است که به ما کمک میکند
تا نویسنده ی توانایی بشویم
¨ خلاصه نویسی =یکی دیگر از راه های رسیدن به مهارت در نویسندگی ،خلاصه نویسی است . در خلاصه نویسی باید
مطالب مهم و اصلی متن را ذکر کنید و از نوشتن جزئیات چشم بپوشید.
¨ -مقایسه =یکی از راه های پرورش و تقویت توانایی نوشتن ،به کار گیری مقایسه است . مقایسه ،بیان تفاوت ها و شباهت های میان دو یا چند چیز است .
¨ تشبیه =همان گونه که آموختیم شبیه آن است که کسی یا چیزی به کسی یا چیز دیگر
مانند شود . یکی از عناصر که در زیبایی و اثر گذار بودن نوشته به نویسنده کمک می کند ،به کاربردن تشبیه است .
¨ توصیف=یکی از راه های تمرین وتقویت نویسندگی بهره گیری از توصیف است . توصیف ، بیان ویژگی های یک چیز
¨ است . در توصیف باید به رنگ ، بو ، نرمی درشتی ، فاصله و دیگر خصوصیات ،توجه کرد . توصیف دقیق ، سبب
می شودخواننده ،به آسانی ،شیء مورد نظر را در ذهن خود بازسازی کن
¨ باز سازی = هر گاه ، موضوعی قدیمی یا مطلبی از متون گذشته را با شاخ و برگ و شکلی تازه تری بنویسیم ، آن را باز
¨ سازی کرده ایم ،باز سازی وقایع و رویدادها یکی از راه های تمرین وتقویت نویسندگی است .می توان رویدادهای کوچک
¨ را به صورت یک داستان کوتاه باز سازی کرد
¨ لطیفه ی ادبی = یکی از چیز هایی که به زیبایی و لطف نوشته می افزاید ، استفاده از لطیفه است . لطیفه سخنی کوتاه و پر معنا است که به سادگی فهمیده می شود . لطیفه ها
¨ معمولأ آمیخته به طنز و حکمت و اندرز هستند و در قالب حکایت ظاهر می شوند
زياد مطالعه کنیم. مطالعه نمودن علاوه بر آنكه سطح دانايى را بالاتر مى برد، به طور ناخودآگاه شما را براى نوشتن آماده ساخته، به آن علاقهمند مى كند. همچنين پيشنهاد مى شود اگر قصد نوشتن از موضوع خاصى را داريد، يك يا دو روز دست نگه داشته و فقط در خصوص آن مطلب با خود بحث نماييد. نقد كنيم حتى فقط براى خود. تلاش نماييد ايرادات متن مورد مطالعه را بيابيد! با خود فكر كنيد اگر نويسنده متن، دوست صميمى شما بود و مايل بوديد به پيشرفت او كمك كنيد، چه نكته اى را براى بهتر كردن متن، به او مى گفتيد.
خاطره،متن،دلنوشته... فقط بنويسيد! مهم نيست كه نوشته هاى شما هيچگاه خوانده نشوند! حتى مهم نيست كه "خودتان" هم از آن خوشتان نيايد!... مهم اين است كه شما ايده هايتان را در محلى ذخيره مى نماييد و روزى كه نويسندهاى ماهر شديد، از آنها ايده مى گيريد و با اينكار تمرين خود را نيز افزايش مى دهيد. تفكيك نكنيد. نوشته هاى خود را دسته بندى نكنيد! هرچه را كه به ذهنتان رسيد، در اولين محل نگارش كه در دسترستان است، يادداشت نماييد.
هيچگاه كلمات را به بهانه يافتن دفترِ متن يا دفتر خاطراتتان، اسير نكنيد! كلمات از اسارت بدشان مى آيد و مىگريزند!
مراقب احساستان باشيد. گاه احساس غم، متنى را خلق مىكند كه در زيبايى همانند ندارد، اما گاه اين احساس آنقدر زياده مىشود كه تلخى نوشته را از حد گذرانده، آنرا غير قابل نوشيدن مىكند؛ اين مطلب در خصوص ساير احساسها نيز صدق مىكند.
متنفر نباشيد. مهم نيست اين نفرت از بوى يك عطر باشد يا از يك انسان نما! مهم آن است كه قلم شما قلب شما را خواهد نوشت، شما با قلم خود با قلب خواننده ارتباط برقرار مىكنيد، هيچ انسانى از حس"نفرت" و احساسهايى مشابه با آن خوشش نمى آيد!
در جريان باشيد. همانطور كه آب پاك، با توقف زياد؛ به جاى پاك كردن، ناپاك مىكند؛ ذهن پاك نيز در ايستايى،استوارى خويش را از دست مىدهد! اين مهم نيست كه مسير حركتتان موافق با هدف نگارشى شما باشد، مهم آن است كه راه شما سرسبز باشد. (همان صراط المستقيم) از آنچه مى دانيد بنويسيد. علم،عقل و احساس شما همراه با سياهى قلمتان جارى مى شود، بنابراين، اگر به چيزى اعتقاد نداريد، از آن ننويسيد! اگر فكر مىكنيد علم شما در خصوص مطلب يا احساسى، كامل نيست؛ براى نوشتن "متن نهايى" صبر كنيد. (لازم به ذكر است نوشته هاى شخصى شما كه در بند سه به آن اشاره شد، لازم است كه در حد علم شما باشد، اين نوع از نوشتن، حد ابتدايى؛ و نگارش براى متون ويژه مانند آنچه در بند يك به آن اشاره شد؛ نوشتۀ نهايى! ناميده شده است.)
نوشته هاى خود را بارها و بارها بخوانيد. اين كار باعث مى شود، ايرادات كار خود را بفهميد، علاوه بر آن موجب خوب"تر" و كامل"تر"شدن نوشته شما خواهد شد. هميشه بدنبال دليلى براى نوشتن باشيد. ذهن شما هميشه آمادۀ انجام كارى است كه شما مايل به انجام آن هستيد؛ به همين جهت فكر كردن زياد شما در خصوص براى نوشتن؛ ذهن شما را خلاق و آماده مىسازد. علت نوشتن را بدانيد. عدهاى گمان مى كنند "نگارش" فايده اى ندارد! مگر براى افرادى كه آنرا به عنوان حرفۀ خويش برگزيده اند؛! اين تصور كاملا اشتباه است! نوشتن يك تمرين فكر است! اگر هميشه اين مطلب را در نظر داشته باشيد، عادت مى كنيد به گفتار و افكار خود اهميت بدهيد. علاوه بر آن، ايجاد علاقه به نوشتن در كودكان، آنها را مبتكر و جستجوگر مىكند!
ساده بنويسيد اما سر سرى، هرگز! نيازى نيست در پى كلمات ثقيلِ ادبى باشيد! حتى در يك متن ادبى كثرت اين واژگان لزومى ندارد! تمركز روى اين هدف؛ شما را از مسير اصلىِ متن دور مى نمايد. البته نوشتۀ شما هيچگاه نبايد از مسير اصلى -بيش از حد- دور شود!
زياد صحبت كنيد. صحبت كردن با دوستان و آشنايان باعث مىشود گفتار شما به اندازۀ يك نوشته، روان و صريح باشد. در حين صحبت كردن، اشكالهاى كلامى كه براى عده اى تبديل به عادت شده است، سريعتر نمايان مى شود. متن فوق در خصوص آغاز به نوشتن بود. وقتى نوشتن را آغاز نموديد، در صورت تمايل مىتوانيد آنرا به صورت حرفهاى ارتقا، و ادامه دهيد و يا تنها از مزاياى يك نويسندۀ ساده بودن، بهره ببريد.
خلاصه كنيد. حتى در حد نوشتن اوليه" با نوشتن آشنا نيستيد، يك رمان زيبا را خوانده و آنرا به طور خلاصه، بازنويسى كنيد. حتى اگر در نوشتن به مراحل بالاتر رسيده ايد، باز هم از خلاصه نويسى غافل نشويد! زيرا اغلب متونى كه زودتر و زيباتر، مقصود خود را بيان مى كنند، دلنشين تر هستند.