سلام با شما هستیم با یک بحث جالب:آیا کارِ خانگیِ زنان مصداقِ استثمار است؟یاسر گلی نویسنده این مقاله است:در این مقاله سعی خواهد شد که با توجه به تئوریِ ارزش اضافی مارکس، و چندین مطالعه ی اجتماعی و اقتصادیِ فمنیستی، به این پرسشها پاسخ دادە شود که آیا کارِ خانگیِ زنان مصداق استثمار است؟اگر هست، چگونه میتوان ردِ این استثمار را در تحلیلِ اقتصادی گرفت و چه کسانی از آن منتفع میشوند؟ راه حلهای پیشنهادیِ جبرانِ کارِ خانگیِ زنان چه سویه هایی را نادیده میگیرند؟و مدلِ خانواده ی استاندارد (مرد شاغل، زن خانه دار)، چه جایگاهی در این استثمار دارد؟
آیا ارزشِ آن بخش از مزدی که به خانه منتقل می شود با ارزشِ کالاها و خدماتِ خانگی که موردِ مصرفِ کارگر قرار می گیرد تا بتواند توانِ کاری خود را بازتولید کند، برابر است؟ اگر اینطور باشد، باید جمعِ مزدِ کارگر با زمانِ کارِ اجتماعا لازمی که خانواده برای بازتولیدِ نیروی کار اختصاص داده است، برابر باشد. بە زعم فولبر، میتوان با تعیینِ ارزشِ کارِ بدون مزدِ خانگی تحلیلی از استثمار کار زنان در منزل ارائه داد کە در آن نرخِ بازتولید نیروی کار کلید اصلی این استثمار است.در درجە اول باید آنچه را که کارگر تولید می کند، با آنچه او مصرف می کند از نظرِ کاری که در آنها مندرج است، مقایسه کرد. همهی اعضایِ خانواده کارِ مزدی یا کارِ غیرمزدی، درآمد و محصولاتِ خود را با یکدیگر تقسیم می کنند و موجبِ بازتولیدِ یکدیگر می شوند. هر عضو خانواده بخشی از کارِ مزدی و بی مزد را مصرف کردە و در محصولی که مصرف می کند ارزشِ نیروی کارِ کارگر یا همسرش مندرج است. از اینرو فولبر فرمولی را برای تعیینِ ارزشِ نیروی کار فرد ارائه میدهد. بر اساسِ این فرمول اگر ارزش افزودەی کارِ کارگر توسط کارفرما تصاحب شود، میزان ساعاتِ کارِ کُل خانواده بیشتر از مجموعِ ساعاتِ کارِ مندرج در کُلِ مصرفِ آنها خواهد بود. زیرا کارگر سهمی را به خانه می آورد که ساعاتِ کمتری از کار او در آن مندرج است. برای تمام نظامهای اقتصادی، خانوادە هم برای تداومِ نسل ( تولید نیروی کار آیندە) و هم برای بازتولیدِ نیروی کار کارگران مهم است. ترجیح سامان سیاسی-اقتصادی این است کە کارگران خانوادە داشتە باشند تا بازتولیدِ نیروی کارِ کارگر تضمین شود. مدل استاندارد خانوادە ( مرد شاغل، زن خانەدار، فرزندان فعال در خانە) مازادی را تولید میکند کە صاحبِ آن نیست. بە این صورت خدماتِ کارِ خانگی ماهیتی خصوصی – تنها برای اعضای خانوادە- ندارد، و این کارفرماهای کنونی همسر شاغل و کارفرماهای آیندەی فرزندانند کە از این خدمات بە شکلِ معناداری منتفع میشوند. با توجە بە تحلیل فولبر، یک شرایط فرضی را در نظر میگیریم کە در آن مرد در بیرون از خانە شاغل است و تمام دستمزد خود را بە خانە میآورد: ▫️مزدِ بە خانە آوردە شدە: ٨ ساعت کار با فرض هر ساعت کار ١٥ دلار = ١٢٠ دلار با فرضِ اینکە عضوِ شاغل هیچ هزینەای بیرون از منزل ندارد( ایاب و ذهاب، خوراک، مسافرت با دوستان و ...) و تمامِ پولِ دریافتی هزینەی مصارفِ خانگی میشود.کار انجام شدە در منزل (ساعت کار نهفتە در کل مصرف) : با فرض ٨ ساعت کار همسر خانەدار در منزل و هر ساعت کار ١٥ دلار = ١٢٠ دلار با فرض ٢ ساعت کار همسر شاغل در منزل و هر ساعت کار ١٥ دلار = ٣٠ دلار با فرض ٢ ساعت کار بقیەی اعضای خانوادە در منزل و هر ساعت کار ١٥ دلار = ٣٠ دلار با این وصف، در مدلِ استانداردِ خانوادە، مردِ شاغل روزانە در عمل ١٢٠ دلار (٨ ساعت) کار برای مصرف بە خانە میآورد. اما برای بازتولیدِ همین نیروی کار باید روزانە ١٨٠ دلار ( یا ١٢ ساعت کار) مصرف شود. پاسخ بە این پرسش کە چەکسی صاحبِ واقعی این مابە تفاوت ( روزانە ٦٠ دلار یا ٤ ساعت کار) است، آسان است: کارفرماهای کنونی مردِ شاغل و کارفرماهای آیندەی فرزندان. اما هنگامی کە استثمار بە خانە میآید ، بە معنی تنها شیوەی استثمارِ کار خانگیِ زنان نیست. بلکە میتوان رد و نشانِ استثمارهای دیگری را نیز پیگرفت کە کارِ مداوم، خستە کنندە و بیانتهای زنان را دربر میگیرد.