سام پسر نریمان، پدر زال و پدر بزرگ رستم از تبار گرشاسپ، پهلوان اسطورهای ایران است. شاید در آغاز جوانی سام صاحب فرزند نمیشد فردوسی این موضوع را تلویحاً در قسمت اندر زادن زال گزارش میکند. زمانیکه زال
به دنیا آمد همهٔ موهای سرش سفید بود از دایگان کسی جرئت نکرد این خبر را
به سام بگوید یک هفته خبر مسکوت ماند. عاقبت دایهای شیردل پیش سام آمد خبر
تولّد را به سام گفت و وی بالفور به شبستان آمد و کودک را سپید موی دید
بسیار برآشفت.
سام پیشوای زابلیان پس از نریمان است او در زمان منوچهر پهلوانی نامدار است که در کنار قارنرزمزن، سرویمن، شاپور، نستوه، شیدوش، شیروی گردان جنگی ایران را تشکیل میدهند و به فرمان فریدون و به کین ایرج
منوچهر را یاور هستند. منوچهر هنگام جلوس بر تخت ردان همهٔ اعضا حضور
دارند ولی فقط این سام است که بیش از دیگران مورد اعتماد منوچهر است. پس از
سخنان و فرامین پادشاه جدید سام بپا میخیزد و اظهار ادب و ارادت خویش را
بر منوچهر اینگونه بیان میدارد: