تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
شنبه ۱ مهر ۱۴۰۲
بازدید
197 نفر
❤️
شب
چه حکایت قشنگیست''
آدم را وادار به فکر کردن
به آنهایی میکند که عزیزند''
مــن عــاشــق
همــان دوســتــت دارم هایــے هســتــم
ڪــه نــمــے گــویــے
ڪــه بــا نــگــاهت دلــم مــیــلــرزد؛
ڪــه فــقــط مــیــگــویــے
مــواظــب خــودت بــاش
بگذار با روئیای تو، بی پرده نقاشی کنم
در شهر چشمانت شبی تا صبح عیاشی کنم
بگذار چون معمار دل، نقش و نگاری از تنت
بر حوض بی آب دلم اندازم و کاشی کنم
با قطره های شبنم برگ لبانت نازنین
پس کوچه های شهر را هر لحظه آپاشی کنم
همچون فروغ، از رسم های شهرمان دلگیرم و
خواهم زمین و آسمان را با تو فحاشی کنم
شاید زمانی هم شود، که بی خیال عالمی
مست خیال خام تو در کوچه اوباشی کنم
ارائه شده توسط : حسین ایزدی
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟