تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹
بازدید
114 نفر
بهار آمد پریشان باغ من افسرده بود اما
به جو باز آمد آب رفته، ماهی مرده بود اما
×××××××
زمستان رفت ، برفش آب شد ، خورشید بازآمد
كبوتر بچه ها را سوز سرما برده بود اما
×××××××
بشوید خاك قاب پنجره، باران پاییزی
به پشت شیشه در تنگی گلم پژمرده بود اما
×××××××
هزاران نوشدارو میرسید از بهر سهرابم
به سهرابم هزاران ضرب چاقو خورده بود اما
×××××××
خلاصه گشت ماه و مهر تا آن سال آخر شد
بهار آمد دوباره! باغ من افسرده بود اما...
ارائه شده توسط : سمیه شرونی
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟