تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
یکشنبه ۲ مهر ۱۴۰۲
بازدید
112 نفر
فدای تو
دو چشم من
که چشمهای تو را خواب دیدهاند.
ببینمت!
تو کجایی که چهرهات باغیست،
که از هزار پنجره نور میوزد هر صبح؟
دوست داشتنت
درمن هیچ وقت بند نخواهدآمد...
آنقدر دوستت دارم که دلم می خواهد
زنگ بزنم به خورشید بگویم
دستش را از روی چشمانش بردارد
تا صبح شود....
و من آنقدر بگویم# دوستت دارم
دوستت دارم ،،،
که خدا از آن بالاها دستهایش را بر کمرش بگذارد
و چشمهایش را برای عشقمان گرد
کند....
صبح من
همان دست های مهربان توست
آغوش پر مهرت
و دوستت دارم هایی که
هر روز میگویی
و سرنوشت
درست از همان جا
برای من شروع می شود...
ارائه شده توسط : حسین ایزدی
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟