تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹
بازدید
201 نفر
خواجوی کرمانی
آرزو میکنم که خنده ات تنها به عادت مرسوم عکی گرفتن نبوده باشد
و تو خندیده باشی در آن لحظه از ته دل...
چرا که خنده تو جهان را زیبا می کند
یغما گلرویی
و یادت باشد یک نفر گوشه ای از دنیا تمام وجودش را در وجودت به امانت گذاشته است
یک نفر دلش برایت تنگ است...
جای من وقتی درون قلب توست/ دیگر از دنیا هراسم نیست و نیست
فکر من هر جا که باشد فاش می گویم تمام آن تویی
خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت
تو هم مثل تمام آرزوهایم چه شیریینی ولی دوری
نیروی عشق بین که در این دشت بی کران
گامی نرفته ایم و به پایان رسیده ایم
نگاه کردم و در خود همه تو را دیدم
و در این شهر کسی یاد تو می افتد باز
او همانی است که بیهوده رهایش کردی
آفتاب عمر من باش که بی هیچ هراس
صبح را با تو تمنا کنم از ظلمت شب
او به ظاهر گشت عاشق ما به معنی سوختیم
ارائه شده توسط : سمیه شرونی
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟