جم نما
    • 🏠 صفحه اصلی
    • 🎭 سرگرمی ها
    • 🎧 موسیقی ها
    • 🔬 مقاله و تحقیق
    • 📰 عناوین اخبار
    • ✍️ انتقاد و پیشنهاد
    1. 🏠صفحه اصلی
    2. 🎭 سرگرمی
    3. معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند

    معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند

    معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند
    امتیاز دهید ★★★★★ رتبه 5 از 5

    تعداد نظرات

    0 دیدگاه

    تعداد لایک

    5 پسندیدن

    تاریخ انتشار

    یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰

    بازدید

    228 نفر

    معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

    معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

    ۱- نعمت ها ، خوشی ها و ایام سعادت و تندرستی همیشگی و پایدار نیستند و انسان وقتی ارزش واقعی آنها را می داند که آنها را از دست بدهد و دچار مشکل و گرفتار بشود.

    ۲- این ضرب المثل خطاب به انسان‌های مرفّه و بی‌درد است که از رنج و غم دیگران خبری ندارند.

    ۳- انسان‌هایی که در مشکلات بزرگ شده و با رنج و تلاش به مقام و ثروت می‌رسند، قدر و ارزش موقعیت خود را می‌دانند.

    ۴- کسی که درد و رنج در زندگی کشیده باشد، قدر آسایش را بیشتر از افراد مرفه و بی درد می داند.

    ۵- این ضرب المثل برابری می کند با حدیث ارزشمند امام حسن (ع) که می فرمایند: «تُجْهَلُ النِّعَمُ ما اَقامَتْ، فَاِذا وَلَّتْ عُرِفَتْ؛ نعمت‌ها تا هستند ناشناخته‌اند و همین که رفتند شناخته می‌شوند».

    داستان ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

    پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد چندان که ملاطفت کردند آرام نمی‌گرفت و عیش ملک ازو منغص بود چاره ندانستند.

    حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم گفت غایت لطف و کرم باشد

    بفرمود تا غلام به دریا انداختند باری چند غوطه خورد مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند بدو دست در سکان کشتی آویخت چون بر آمد گفتا ز اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی‌دانست همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

    ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید
    معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است
    حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف
    از دوزخیان پرس که اعراف بهشتست
    فرقست میان آن که یارش در بر
    تا آن که دو چشم انتظارش بر در

    «سعدی»

    نمونه ی دیگری از داستان این ضرب المثل

    در زمان های قدیم ، تاجری بود که که تصمیم گرفته بود کالاهای بسیاری را به آن سوی آبها ببرد تا با فروش آنها سودی به دست آورد. تاجر بارهایش را تا بندری در کنار دریا برد و کالاهایش را بر کشتی سوار کرد . یکی از شاگردها که تاجر به او بسیار اطمینان داشت ، همیشه در کنار او بود و به کارها رسیدگی می کرد .

    بعد از اینکه جنس های تاجر را در انبار کشتی جا دادند ، او و شاگردش نیز خوشحال و خندان وارد کشتی شدند . تاجر بارها با کشتی های باری و مسافری به این کشور و آن کشور رفته بود ، اما شاگردش نخستین بار بود که سوار کشتی می شد . تا زمانی كه کشتی راه نیفتاده بود ، شاگرد تاجر کاملاً ً سرحال بود و از بالای کشتی برای بدرقه کنندگان دست تکان می داد و برای سفری که همراه تاجر در پیش داشت ، آرزوهای شیرین و درازی در سر می پروراند .

    همینکه کشتی راه افتاد و از ساحل دور شد، شاگرد به دور و برش نگاهی انداخت و کمی وحشت کرد . دیگر از ساحل خبری نبود تا چشم کار می کرد آب بود و آب / گاهی موج بزرگی کشتی را تکان می داد و گاه بادی می وزید و کشتی آن چنان جا به جا می شد که مسافران به چیز محکمی که دور و برشان می دیدند ، چنگ می زدند تا تعادلشان از دست نرود.

    ناگهان ترس و وحشت سراپای شاگرد تاجر را فرا گرفت، با خود گفت: ” این چه غلطی بود که کردم ؟ نانم نبود ، آبم نبود ، کشتی سوار شدنم چه بود؟ ” تاجر که رفتار شاگرد را زیر نظر داشت ، فهمید که او ترسیده است . جلو رفت دستی به سر شاگرد کشید و گفت: “‌ سفرهای دریایی خیلی جالب و دوست داشتی است.

    کسی که اصلاً ً به سفر دریایی نرفته، درابتدا کمی می ترسد، حتی ممکن است حالش به هم بخورد . اما رفته رفته متوجه زیبایی های دریا و سفر روی آب می شود و لذت می برد. رنگ و روی شاگرد پریده بود، چشمش به دریا بود و محکم به یکی از ستونهای کشتی چسبیده بود و اصلاً حرفهای تاجر را نمی شنید. تاجر که دید حال شاگردش اصلاً خوب نیست، بهتر دید او را به حال خود رها کند.

    فکر کرد شاید اگر به ترس شاگردش بی اعتنایی کند ، او خود با مشکلی که دارد کنار بیاید. اما این طور نشد. هنوز ساعتی از حرکت کشتی نگذشته بود که صدای داد و فریاد شاگرد تاجر ، نظر همه مسافران را جلب کرد : ” به دادم برسید. اشتباه کردم که سوار کشتی شدم. مرا به ساحل برگردانید. ” تاجر جلو رفت ، شاگردش را تکانی داد و گفت: ” دست از شلوغ بازی بردار . مگر دیوانه شده ای؟ کمی صبر کن به تکانهای کشتی عادت می کنی.

    ” حرفهای تاجر اصلاً به گوش شاگرد نرفت. او همچنان داد و بیداد می کرد و می خواست که کشتی را برگردانند تا او پیاده شود. مسافران دور او جمع شده بودند و هرکس متلکی به او می گفت. تاجر که دید شاگردش دارد آبرو ریزی می کند، نقشه ای کشید . او به یکی از کارکنان کشتی که کارش نجات افراد افتاده در آب بود ، گفت : ” برای نجات شاگردم آماده باش . ” بعد با عصبانیت بسیار به شاگرد نزدیک شد و درحالی که دعوایش می کرد گفت : ” اصلاً به چنین شاگرد ترسویی نیاز ندارم، الان تو را به دریا می اندازم ،خودت شنا کن و برگرد به ساحل.

    ” تاجر همان طوری که با شاگردش دعوا می کرد ، او را هل داد و از روی کشتی به داخل آب دریا انداخت . شاگرد بیچاره که اصلا انتظار چنین سرنوشتی را نداشت ، مرگ را دربرابر چشمانش مشاهده كرد . گریه کرد و به التماس افتاد که نجاتش بدهند . کمی که گذشت ، مردی که کارش نجات دادن غرق شده ها بود ، توی آب پرید ، شاگرد را از آب گرفت و به روی عرشه کشتی آورد.

    شاگرد تاجر که دید عرشه کشتی امن تر از داخل دریاست ، گوشه ای نشست و ساکت شد . مسافران کشتی که به دانایی تاجر پی بردند ، دور او جمع شدند و گفتند : ” این چه نقشه ای بود که به فکر ما نرسید ؟ ” تاجر گفت : ” وقتی شاگردم را به آب انداختم مطمئن بودم که او می فهمد ، کشتی سواری بهتر از غرق شدن در آب است . او تا در آب نمی افتاد و حس نمی کرد که در حال غرق شدن است ، قدر و ارزش کشتی را نمی فهمید . ”

    از آن به بعد درباره کسانی که دچار مصیبت نشده اند و قدر نعمتهایی را که دارند ، نمی دانند ، می گویند : ” قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید ” .


    ارائه شده توسط : حسین ایزدی

    در وب سایت : جم نما

    ثبت دیدگاه برای این مطلب
    نظرات شما عزیزان
    هیچ نظری برای این پست ارسال نشده است
    نظرسنجی

    به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟

    مطالب پیشنهادی مشابه
    آن چیست که گردن دارد اما سر ندارد دست دارد اما پا ندارد
    آن چیست که گردن دارد اما سر ندارد دست دارد اما پا ندارد دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۱ و بازدید : 62,839نفر
    میلف چیست
    میلف چیست شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ و بازدید : 58,644نفر
    نماز اخرین چهارشنبه ماه صفر برای خانه دار شدن
    نماز اخرین چهارشنبه ماه صفر برای خانه دار شدن دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۲ و بازدید : 54,650نفر
    انواع زاویه کلاس سوم
    انواع زاویه کلاس سوم دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ و بازدید : 54,423نفر
    نار خندان باغ را خندان کند صحبت مردانت از مردان کند معنی
    نار خندان باغ را خندان کند صحبت مردانت از مردان کند معنی چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۲ و بازدید : 51,027نفر
    چطور عروس هلندی را دستی کنیم
    چطور عروس هلندی را دستی کنیم شنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ و بازدید : 41,844نفر
    تفاوت نماز فرادا و جماعت
    تفاوت نماز فرادا و جماعت شنبه ۸ مهر ۱۴۰۲ و بازدید : 36,989نفر
    معنی و هم خانواده و متضاد ستایش فارسی ششم
    معنی و هم خانواده و متضاد ستایش فارسی ششم شنبه ۸ مهر ۱۴۰۲ و بازدید : 36,266نفر
    عاقبت فرزندان احمد شاه قاجار
    عاقبت فرزندان احمد شاه قاجار شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۲ و بازدید : 32,470نفر
    شامل چهار پادشاه و چهار ملکه است
    شامل چهار پادشاه و چهار ملکه است سه شنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ و بازدید : 32,262نفر
    برچسب ها
    معنی ضرب المثل
    آمار جم نما
    تعداد گنجینه مطالب : 18,754 پست لایک کننده : 42,568 نفر تعداد لایک ثبت شده : 169,045 نفر مطالب محبوب بالای 10 لایک : 1,549 پست مطالب بالای هزار بازدید : 1,845 پست نظرات ثبت شده شما عزیزان : 6,281 نظر بازدید کل : 18.060M نفر

    © All Rights Reserved by:GemNamaGroup

    2019-2026