گروههای قومی ساکن ایران به گروههایی که هماکنون در کشور ایران زندگی میکنند، گفته میشود. این تبارها، همچنین دارای همانندهایی در بیرون مرزهای ایران هستند. این اقوام، با وجود گوناگونیهای فرهنگی، همگی از هویت و درونمایهٔ ایرانی، پشتیبانی میکنند و در طول تاریخ، روابط دوستانه میان یکدیگر را حفظ کردهاند.[۲][۳] فرهنگ
ایران، مردمی از اقوام گوناگون دارد که همگی، خود را دارای هویت ایرانی (ملی) میدانند و تاکنون، جشنهای ملی ایران را پاس داشتهاند. اعیاد و سوگواریهای اسلامی نیز در این کشور بسیار رایج است. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، این مراسمها شکلی مجلل به خود گرفتند و هویت اسلامی، توسط حکومت تازه، پشتیبانی شد.[۴] جشن سال نوی ایرانی، نوروز، از سوی یونسکو به عنوان میراث فرهنگی و معنوی بشریت ثبت شدهاست و مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامهای، ۲۱ مارس، برابر با اول بهار را به عنوان روز جهانی نوروز به رسمیت شناختهاست. این آیین باستانی ایرانی، توسط پیروان ادیان مختلف و در کشورهای دیگر نیز جشن گرفته میشود.[۴][۵] این جشن به عنوان مهمترین تعطیلات ایران شناخته میشود و از چهارشنبهٔ آخر سال که چهارشنبهسوری در آن برگزار میشود، آغاز شده و با تعطیلات یک هفتهای، به روز سیزدهم سال جدید میرسد که سیزدهبهدر نام دارد و در آن، مردم به پیکنیک میروند.[۵] آشپزی و خوراک
آشپزی ایرانی اگرچه زیر اثر قابل توجه روشهای آشپزی جهان عرب و اهل شبه قاره عربستان بودهاست اما به اندازهٔ زیادی محصول جغرافیا و محصولات خوراکی درون ایران است. فهرست اقوام ساکن ایران
فارسیزبانان آذریها سیستانی بلوچ تالش تات کرد لر مازندرانی گیلک گرجی ارمنی آشوری مندائیان عرب آفریقاییتبار کولی
فارسیزبانان
فارسیزبانان بزرگترین قومیت در داخل ایراناند که درحال حاضر، به عنوان قوم غالب از نظر جمعیتی شناخته میشوند.[۶][۷] زبان فارسی زبان مشترک این قوم است که بیشترین گویشوران را در ایران دارد و به باور برخی از پژوهشگران، عامل تقویت کننده و پیوند دهنده سایر اقوام ایرانی است.[۸][۹][۱۰][۱۱] آذریها تصویری از گروه موسیقی آشیق لار. تله کابین تبریز. نوروز ۱۳۹۰.
آذریهای ایرانی (به ترکی آذربایجانی: ایران آذربایجانلیلاری، ایران آذریلَری)، جمعیت آذری بومی ایران، دومین گروه قومی ایران پس از فارسیزبانان، بزرگترین گروه قومی با فرهنگ ایرانی هستند (بین ۱۵–۱۷ تخمین زده میشود)[۱۲][۱۳][۱۴] که غالباً در جهت شمال غربی کشور در حد فاصل غرب دریای خزر تا دریاچه ارومیه جمعیت حداکثری را تشکیل میدهند.[۱۵] زبان مادری آذربایجانیها ترکی آذربایجانی که ترکی، آذری و آذربایجانی نیز نامیده میشود و ساختاری شبیه به ترکی استانبولی اما با دستور زبانی نسبتاً متفاوت دارد.[۱۶] نیمی از آذریها شهرنشین هستند که بزرگترین شهرهای این تبار ایرانی به ترتیب تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان، خوی و مراغه است، علاوه بر این، آذریها به صورت اقلیتهای قابل توجهی در شهرهایی نظیر همدان و قزوین نیز سکونت دارند.[۱۷] بیشتر جمعیت آذریها مسلمان شیعه با فرهنگ ایرانی هستند[۱۸][۱۹] و اسلام شیعی توسط این تبار ایرانی در سراسر ایران در زمان صفویان بنیان گذاشته شد.[۲۰] اتنولوگ جمعیت گویشوران زبان ترکی آذربایجانی در ایران را در سال ۲۰۱۶ میلادی ۱۰٬۹۰۰٬۰۰۰ نفر برشمرده است و گسترش آن را در شمال غربی و مرکز ایران میداند.[۲۱][۲۲]
لباس آذربایجانی یا لباس سنتی آذربایجانی، که از فرایندهای طولانی فرهنگ و دین و دیگر عوامل مردم آذری پدید آمدهاست، از نشانههای خاص آذریها میباشد. از قرن بیستم به بعد، لباس آذربایجانی در شهرها کاربرد خود را از دست داده و حالت مدرنیته به خود گرفتهاست؛ ولی عموماً در مناطق عشایری و روستایی و مناطقی که اهالی آذربایجانی سکونت دارند، به مانند سابق کارکرد خود را حفظ کردهاست.[۲۳][۲۴] موسیقی آذربایجانی به موسیقی سنتی مردمان آذربایجانی اطلاق میشود. هنرمندان آذربایجانی، با خلاقیت خود، موسیقی منحصربه فردی را میآفرینند؛ کسانی که این نوع موسیقی را به همراه سرودههای خود به زبان ترکی آذربایجانی میخوانند، «عاشیق» خوانده میشوند. عاشیقها در وصف آذربایجان و دلاوریهای بزرگان آن، در مراسم جشن و عزاداری، سرودههای زیبایی را به همراه موسیقی آذربایجانی میخوانند و مورد توجه مردم قرار میگیرند.[۲۵][۲۶][۲۷] زی استین یا بدن استین سوزن دوزی متصل به پارچه، نمونه پوشش زنان و دختران بلوچها
بلوچها یکی از اقوام ایرانی ساکن جنوب شرقی ایران کنونی و دارای ریشهٔ آریایی هستند.[۲۸][۲۹] اکثریت قریب به اتفاق بلوچها، تا اواخر سدهٔ نوزدهم، در داخل مرزهای سرزمین ایران میزیستند، ولی با تشدید رقابت بین انگلستان و روسیه بر سر افزایش دامنهٔ قدرت و نفوذ خود در منطقهٔ خاورمیانه و ایجاد اختلافات و برخوردهای قومی و تغییر مرزها، محلّ سکونتشان بین کشورهای ایران، هند (بعدها پاکستان و افغانستان) تقسیم شد. امروزه بیش از ۱٫۳ میلیون نفر از بلوچهای ایرانی در استان سیستان و بلوچستان و بقیه در سایر استانهای ایران به سر میبرند.[۳۰][۳۱]
دین بیشتر مردمان بلوچ اسلام، و اکثریت آنان اهل سنت حنفی اند. هرچند اقلیتی از اهل تشیع و فرقه ذکری نیز در بین آنان وجود دارد.[۳۲][۳۳] زبان بلوچی از زبانهای ایرانی شاخهٔ شمالباختری است. این زبان توسط مردم بلوچ در کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان و سایر کشورها صحبت میشود.[۳۴] پوشاک بومی سیستان و بلوچستان با پشتوانهای تاریخی، بهعنوان یکی از نمادهای پوشاک اصیل ایرانی بهشمار میرود که بهرهگیری از آن، هنوز در طراح و رنگهای گوناگونی در میان این مردم، گسترش دارد. در دوران کنونی، این پوشاک در تابستان بیشتر سفید هستند و در زمستان نیز به رنگ تیره در میآیند. طراحی پوشاک، رنگ و تزئینات روی آنان، همانند سوزندوزیها، گوناگونی دارد.[۳۵] کردها جشن نوروز به عنوان یکی از آیینهای قدیمی در روزهای نخستین سال در مناطق شهری و روستایی استان کردستان است که با حضور و استقبال پرشور مردم برگزار میشود. در این آیین سنتی مردم هر روستا با جمع شدن در یک مکان مشخص ضمن روشن کردن آتش با رقص محلی و خواندن آواز فرا رسیدن سال نو را جشن میگیرند. مراسم نوروز روستای بیساران به عنوان یکی از پرجمعیتترین و بزرگترین روستاهای کشور با حضور مردم روستا و شماری از هنرمندان کردستانی برگزار شد.
کردهای ایران، به مردم مناطقی از ایران گفته میشود که کردزبان میباشند. کردها پس از فارسیزبانان و آذریها سومین گروه قومی عمده در ایران بهشمار میآیند که در سه استان عمدتاً کردنشین کرمانشاه، کردستان، ایلام و بخشهای کُردنشین آذربایجان غربی و خراسان شمالی ساکن میباشند. کردها با جمعیتی حدوداً ۷ میلیون نفری، ۷ درصد از باشندگان ایران را تشکیل میدهند.[۳۶][۳۷][۳۸] بیشتر کردهای ایران پیروی مذهب تسنن شافعی هستند اما در استانهای کرمانشاه و ایلام بیشتر کردها پیروی مذهب تشیع میباشند.[۳۹]
یکی از مهمترین شاخصههای هویتی اقوام کرد، زبان کردی میباشد. زبان کردی زبانی است ایرانی و متعلق به گروه زبانهای شمال غربی یا جنوب غربی این خانواده است و در گسترهٔ جغرافیایی خود، از گذشته تاکنون، به دلایل گوناگون از جمله شرایط جغرافیایی، طبیعی، اقلیمی، تاریخی، و سیاسی به شاخهها و زیر شاخههای گوناگونی تقسیم شدهاست.[۴۰][۴۱] از دیگر نمادهای برجسته قوم کُرد، لباس کردی میباشد. پوشاک مردان و زنان کرد شامل تنپوش، سرپوش و پایافزار است. ساخت و کاربرد هریک از این اجزاء، بسته به فصل، نوع کار و معیشت و مراسم و جشنها با یکدیگر تفاوت دارد. هرچند پوشاک نواحی مختلف کردستان مانند اورامان، کرمانشاه، مکریان، بابان، گروس، بانه، سنندج، ایلام و … متفاوت است، اما از نظر پوشش کامل بدن، همه با هم یکسان هستند. عربها
عربهای ساکن ایران یکی از اقوام ایرانی هستند که در جنوب و جنوب غرب کشور و در بخشهایی از استان خوزستان ساکناند. عربهای ساکن ایران بیشتر به گویش عربی خوزستانی که لهجهای از عربی بینالنهرینی است صحبت میکنند. بیشتر عربهای ایران در چهار استان خوزستان و هرمزگان و بوشهر و نواحی جنوبی استان ایلام و اندکی از آنان نیز در استانهای خراسان رضوی و فارس پراکندهاند، با این حال بیشتر آنها در استان خوزستان ساکن هستند و عموماً شیعه دوازده امامیاند. البته عربهای سنّی مذهب نیز در ایران وجود دارند، اما درصد بسیار پایینی را شامل میشوند. تخمین زده میشود اعراب حدود دو و نیم میلیون نفر میلیون نفر معادل ۲٫۷۵ درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدهند.[۲۵] مردم عرب خوزستان همچون دیگر مردم کشور ایران فرهنگ خاص خود را دارند و به تبعیت از دیگر مسلمانان، روز عید فطر از اهمیت و جایگاه بسیار بالاتری در فرهنگ عمومی ایشان برخوردار است و گرامیداشت این روز با هنجارها، رفتارها، و آداب و رسوم بسیاری همراه است.[۴۲][۴۳][۴۴] یکی دیگر از سنن کهن رایج در میان عربهای خوزستان مراسم گرگیعان است که هر ساله در پانزدهم ماه رمضان در اهواز اجرا میشود و در این شب، کودکان عرب با پوشیدن لباسهای عربی به خیابانها میآیند و کیسههای کوچکی که از قبل تهیه کردهاند را به گردن میآویزند و با خواندنِ سرودهای مردمی این شب، به در منزل همسایگان میروند و از آنان عیدی و شیرینی میگیرند. از دیگر مراسم بسیار مهم و رایج در بین عربها، میتوان از مراسم قهوه خوری و دله قهوه نام برد که با آداب و تشریفات بسیار انجام میشود.[۴۵][۴۶][۴۷] عربهای خوزستان که در شهرهای مرکز و غرب و جنوب و جنوب شرقی خوزستان ساکن هستند، از دشداشه استفاده میکنند. دشداشه لباس است مردانه بلند و راحتی که معمولاً آن را با چفیه بینالنهرینی (شماغ)، عقال و عبای عربی (بشت) میپوشند. دشداشههای گوناگون تفاوت جزئی دارند، مثلاً عربهای ایران و عراق دشداشهٔ یقهدار استفاده میکنند. گروههای دینی
اسلام (شیعه، اهل سنت) زردشت یهودیت مندایی مسیحیت (ارمنی، آشوری، کلدانی) یارسان بهائیت
چالشهای اقوام در ایران
ایران کشوری است با اقوام و گروههای متنوع و گوناگون که بر اساس دلایل تاریخی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و … در سراسر سرزمین ایران پراکنده شدهاند.[۴۸] عمدهترین گروه از میان اقوام و مذاهب که اکثریت جمعیتی را در کشور تشکیل میدهند اقوام فارسیزبان و پیروان مذهب تشیع میباشند.[۴۹] امروزه در ایران، هویتهای جمعی مختلف لر، بلوچ، ترکمن، آذری، عرب، کرد، و فارسیزبان ساکناند و میتوان اذعان کرد که تقریباً بیشتر این اقوام در مناطق مرزی ساکناند و پیوندهایی فرهنگی و مذهبی با اقوام کشورهای همسایه دارند.[۲۵][۵۰]
باورمندان به نظریههای کشمکش و تضاد اعتقاد دارند در ایران بیشتر قدرت، ثروت، امکانات و تسهیلات در دست مرکزنشینان عمدتاً شیعه مذهب و فارسیزبان قرار گرفته آنان با تحمیل ارزشها و باورهای خود به سایر اقوام، مذاهب و گروههای کشور آنان را از نظر هویتی و امکانات در سایه و حاشیه قرار دادهاند.[۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵][۵۶][۵۷] طبق این نظریات عمدهترین مسئله اجتماعی دربارهٔ چالشهای اقوام در ایران را میتوان گسست اجتماعی و سیاسی نام برد که موجب شکلگیری مطالبه عدالتمحور از جانب اقوام و اقشار جامعه ایران شدهاست. میتوان تغییرات وضعیت معیشتی و اقتصادی کشور را بهعنوان یک پدیده محوری نام برد که بنیان سایر مطالبات اقوام شدهاست. طبق این دیدگاه این وضعیتْ حاصل نوع مدیریت سرمایهٔ اجتماعی کشور است که دهههاست با زوال مواجه شدهاست و منشأ سایر چالشها گشتهاست.[۵۸]
طبق ادعای باورمندان به وجود تبعیض قومیتی در ایران، بخش عمده صنایع سنگین، ازجمله شرکتهای فولاد و خودروسازی در استانهای فارسیزبان نظیر اصفهان، البرز، سمنان، و مرکزی استقرار یافتهاند و بیشترین حجم درآمدهای اقتصادی به این استانها اختصاص دارد.[۵۹][۶۰][۶۱]
بعد از فارسیزبانان، آذریها (بهخصوص در استان آذربایجان شرقی) از لحاظ تأمین درآمدهای اقتصادی در مرحلهٔ دوم بهرهمندی قرار دارند.[۶۲]خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ /ref بدون برچسب ref (). [۶۳][۶۴]
در مناطق کردنشین ایران، از شهرهای جنوب استان آذربایجان غربی گرفته تا استانهای کردستان و کرمانشاه و ایلام، در بخش صنعتی، توسعه کارخانهها و کارگاهها و شهرکهای صنعتی ناچیز است و آمار بیکاری در این مناطق، با وجودِ نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده بالا است و این جوانان مجبورند برای امرار معاش به استانهای دیگر، بهخصوص تهران، کوچ کنند یا در کارگاههای تولیدی در استان آذربایجان شرقی و دیگر مناطق به کار مشغول شوند.[۶۵][۶۶] بهعلاوه در نبود اشتغال رسمی در این مناطق، کولبری وسعت چشمگیری یافتهاست و حتی جوانان بیکار با تحصیلات عالیه نیز بدان اشتغال دارند.[۶۷][۶۸][۶۹]برخی از کارشناسان یکی از علتهای کمبود تأسیسات صنعتی و بالا بودن حساسیتهای امنیتی دربارهٔ کردها را به زبان و مذهب متفاوت آنها نسبت به چارچوبهای حاکمیت میدانند که در آن زبان فارسی و مذهب تشیع جزو ساختارهای بنیادین آن حساب میآیند.[۷۰][۷۱][۷۲][۷۳]
عربهای ایران در استانهای خوزستان، بوشهر و هرمزگان پراکنده شدهاند. نفتخیز بودن مناطق محلّ سکونت آنها و وجود بنادر مهم جنوب غرب و جنوب کشور در آن مناطق موجب رونق بازرگانی و تجارت بینالمللی در آنجا شدهاست و جدا از نیروی کار منطقهای، پذیرای نیروی کار دیگر مناطق نیز هست و محلّ اشتغال غیرعربها شدهاست که این موضوع احساس نابرابری و نارضایتی عربها از حاکمیت را فراهم کردهاست.[۲۵] به علاوه کمبود زیر ساختها رفاهی، بیکاری فزاینده، بحران آب آشامیدنی و آب کشاورزی، آلودگی هوا، تداوم پروژه انتقال آب، نادیده گرفتن شاخصههای هویت عربی در سیاست گذاریها و تصمیمگیریها همگی موجب نارضایتیهای روزافزون در این مناطق شدهاست[۷۴][۷۵][۷۶][۷۷][۷۸] که نمود آن را میتوان در اعتراضات مختلف در کشور مانند دی ۹۶[۷۹]، آبان ۹۸،[۸۰][۸۱] تابستان ۱۴۰۰،[۸۲][۸۳][۸۴][۸۵][۸۶][۸۷] تأسیس احزاب مخالف حکومت و گروههای مسلح مانند جنبش آزادیبخش الاحواز مشاهده کرد.[۸۸][۸۹][۹۰]
درهایت میتوان گفت احساس نارضایتی و نابرابری در میان اقوام و تصور نقش حاکمیت در ایجاد و تداوم آن از گذشته شکل گرفته و روزبهروز اوج گرفتهاست و در این باره دادههای حاکی از آن است که بلوچها بدترین شرایط اقتصادی و بیشترین نارضایتی را دارند و دلیل عمدهٔ این مسئله را تفاوت دوگانهٔ قومیتی و مذهبی خود با حاکمیت میدانند.[۹۱][۹۲][۹۳][۹۴][۹۵][۹۶][۹۷][۹۸][۹۹][۱۰۰]
به اعتقاد کارشناسان و متخصصین اجتماعی، برعکس باورهای رایج که تمرکزگرایی در قدرت و ثروت را عاملی برای اقتدار، ثبات و امنیت کشور میدانند، اصل تمرکزگرایی در حوزههای مختلف در کشور میتواند عاملی برای بروز تبعیض میان اقوام، افزایش فساد در قدرت و بروز شکاف میان گروهها و مردمان مختلف در کشور باشد،