سلام با شما هستیم با جالش های اساسی زنان امروز:در روز جهانی زنان، برای ذکر چالشهای اساسی زنان و آنچه که به طور عام و جهان شمول نوع زن را درگیر خود کرده، میتوان از جبر بی رحمانه دستورالعمل زن "شدن" چه با فشار عرف و فرهنگ و چه با زور و چماق حقوقی و قانونی که در پروسه جامعه پذیری بر زنان تحمیل میشود سخن گفت. تاکنون پذیرش نقش زن چه معنی داشته جز تحمیل بانو گری و آداب دانی الفبای اطاعت و فرمانبرداری و محترم شماری که صرفاً با کرنش الهه های معبد متبرک در برابر عظمت بت های مردانه محقق میشد؟ زن شدن مصداق دگردیسی ست از" بودن" تا "شدن" از هویتی که حقیقتا هستند تا هویتی که باید باشند. این سیر، زنان را برای تربیت دوگانه از آموزش مرد بودن تا زن بودن آماده می سازد. در واقع زن شدن برای زنان نه تنها می بایست انکار خود باشد بلکه میبایست نمایش "نه _مرد" بودن نیز باشد، بنابراین زن در بدو تولد بدنبال بروز هویت حقیقی و خود بودگی با مضامينی مبنی بر تاکید بر زنانگی مواجه میشود، اما زنانگی چیزی نبوده که حقیقتا از درون ماهیت زن ناشی شود بلکه زنانگی نقطه مقابل مردانگی بود، و زن برای اثبات خروج از حالت نامتعین مادگی که لزوماً مترادف صفات زنانگی نیست می بایست ابتدا الفبای مرد بودن را درست همانند آن عمود مطلق که میبایست فرآیند زن شدن را به عنوان انحراف از آن معیار اصیل مردانه تنظیم کند می آموخت. آن آزادی اولیه دوران کودکی که دختر در خط سیر زن بودن (بیولوژیکی) تا زن شدن (اجتماعی) طی می کند، چیزی نیست که در الزام و تحمیل نقش زنانگی در آینده او از قلم افتاده باشد بلکه این در حقیقت تمرین جوهر آزادی و مزه کردن تعین و هنجار و اصل و حیطه مردانگی ست برای هدفی که در آینده میبایست بر ضد آن به نام زنانگی و انحراف از معیار و ورود ممنوع زنانه قدم بردارد. همانند زندانیانی که اگر طعم آزادی پیش از اسارت را نچشیده بودند نمیتوانستند به نقض رهایی و سنگینی و فشار زنجیرهای خود واقف باشند همانطور که برای بردگانی که اگر برده زاده میشدند و هیچ گام تجربه انسان آزاد را نداشته بودند، بردگی در تضاد با اربابی گری نبود پس نمیتوانست بازتاب حجم سلطه و اعمال دوگانگی و نمایش قدرت ارباب باشد، در مقابل بردگانی که بعدها به بردگی گرفته شدند.