تعداد نظرات
0 دیدگاه
تعداد لایک
5 پسندیدن
تاریخ انتشار
جمعه ۴ مهر ۱۴۰۴
بازدید
34 نفر
چشمانت آفتابِ بیغروب ☀️💖
به چشمانت که افتادم شبی این دل به شور افتاد
نسیمِ عشق در جانم چو گل، رنگِ حضور افتاد
به بامِ آسمان رفتم، نگاهت ماهِ کامل بود
طلوعی تازه با خورشید، در قلبم به نور افتاد
صدای خندهی تو مثل بارانِ شبِ شهریور
به باغ ِ خستهی جانم، شکوفههای دور افتاد
دلم با هر نفس با تو، شکست و باز جان پیدا
که این معجز فقط از چشمِ آن روی صبور افتاد
تو رفتی، اما یاد تو به جانم ماند تا امروز
همان عشقی که در جانم، به مرزِ غرور افتاد
ارائه شده توسط : حسین ایزدی
در وب سایت : جم نما
به نظرتان بیشتر چه محتوای در جــم نـما منتشر شود؟