کرونا میهمانی ناخوانده .... صدای پای بهار نرم نرمک از پس چله کشان زمستان بگوش میرسد و مردمی که مشتاقانه پیشاپیش با حضور دسته جمعی و پر تعدادشان شانه به شانه هم راه عبور را برای یکدیگر سخت کرده اند...
و اما نوروز امسال نیز برای بار دوم علاوه بر میزبانی از بهار میزبان میهمان ناخوانده ای به نام کروناست ...
کرونایی که با آمدنش نفس را درسینه بسیاری از عزیزانمان حبس کرد و نقاب چهره شأن را در خاک سرد کشید...
زبان کرونا سرد است خاکستریست ..بیرحم است...او از مهمانی
و دیدو بازدید و صله رحم خوشش نمیآید ...
کرونا چشم دیدن سفر رفتن و تفریح و گشت و گذار را ندارد....
کرونا دیو حسادت است ...
حسادتی از نوع خاکستر..
کرونا چنگ دندانش را در دور همیها و عید مبارکی های مرسوم ما ایرانیان برای
همه تیز کرده و علی الخصوص پدر بزرگها و مادر بزرگها ...و ناگهان
گریبانشان را میگیرد...
کرونا بیصدا میآید و با آه و ناله و اشک و صدا میرود...
ای کاش مردم انزجار کرونا را از مهربانی و دورهمی و سفر درک میکردند ...
ایکاش خودمان و اطرافیانمان را بیشتر دوست میداشتیم ...